به گزارش ایکنا از خراسانرضوی، محمد جواد استادی، پژوهشگر مطالعات فرهنگی در سلسله نشستهای واکاوی ایستادگی مردم در برابر طوفان با موضوع «جامعه در وضعیت استثنایی، بازتولید همبستگی بهجای تشدید گسست»، که امروز، 17 اسفندماه بهصورت مجازی برگزار شد، اظهار کرد: تجربه ایران نشان میدهد، که با وجود چهار دهه قرار گرفتن در «وضعیت استثنایی» از جنگ تحمیلی تا ترور دانشمندان و جنگهای سایبری نه تنها فروپاشی رخ نداده، بلکه مکانیزمهای تولید قدرت بازتعریف شدهاند. وضعیت استثنایی در ایران از یک مفهوم انتزاعی به یک حالت وجودی در عمق جامعه تبدیل شده است.
وی استراتژی دشمن در جنگ نرم را تبدیل «تفاوتها» به «گسستها» دانست و افزود: گسست معرفتی و روانی، تحریف روایتهای تاریخی و ایجاد بیاعتمادی نسبت به آینده، گسست جنسیتی مانند وقایع سال 1401 و شعار «زن، زندگی، آزادی» نقطه عطف پروژه گسست جنسیتی بود، که تلاش داشت با کشاندن چالشها به فضای شهری، زنان را در مقابل حاکمیت قرار دهد.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی گفت: گسست نسلی و طبقاتی، فاصله انداختن میان آرمانهای انقلاب و نسل جوان و ایجاد شکاف اقتصادی عمیق از طریق تحریمهای هوشمند، گسست دیجیتال، بهرهگیری از عدم عدالت الگوریتمی در پلتفرمها برای جهتدهی به افکار عمومی از جمله این گسستها است.
استادی با تأکید بر لزوم بازنگری در مفهوم فرهنگ شهادت بیان کرد: غرب سعی میکند این فرهنگ را به «مرگطلبی» ترجمه کند، اما شهادت در ایران پس از جنگ، به مثابه یک «دیانت عملی» و محرک همبستگی عمل کرده است. این فرهنگ یک سرمایه عظیم است، که میتواند گسستهای معرفتی را ترمیم کند، مشروط بر اینکه به روایتهای سادهانگارانه تقلیل نیابد.
وی با تأکید بر نقش بیبدیل زنان در شرایط بحرانی تصریح کرد: نقش زنان در ایران از مدلهای خنثی فاصله دارد، آنها همواره «میانجی» بودهاند. از حضور بهعنوان پرستار و پشتیبان در جبهههای جنگ تا حمایت از همسران و صبر در دوران بحران، همگی نشاندهنده یک پارادایم فعال است. امروز نیز زنان در تولید محتوا و انتقال فرهنگ شهادت از نسلی به نسل دیگر در کانون خانواده، نقشی کلیدی و راهبردی ایفا میکنند.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی با اشاره به تغییر پارادایم همبستگی از فضای فیزیکی به فضای دیجیتال، اظهار کرد: امروز پشت جبهه از سنگرها و مساجد به عرصه روایتسازی، هشتگها و شبکههای اجتماعی منتقل شده است. ایرانیان خارج از کشور نیز با تولید محتوای انتقادی و اشتراکگذاری شبکههای همبستگی، ظرفیت بزرگی برای بسیج افکار عمومی جهانی ایجاد کردهاند.
استادی ادامه داد: جامعه ایران ظرفیت بالایی برای خودتنظیمی دارد، که تجلی آن در گروههای جهادی و مناسکی چون اربعین و یادواره شهدا دیده میشود. با این حال، باید مراقب بود که همبستگی به گسست تبدیل نشود. هرگونه «طرد دیگری» و ایجاد شکاف میان روایتهای رسمی و تجربه زیسته مردم، به این انسجام آسیب میزند. ما با یک نسل جوان خلاق و بیداری وجدانی جهانی روبرو هستیم، که بزرگترین فرصت ما برای تولید همبستگی مدرن است.
وی با اشاره به استراتژیهای نوین برای تضعیف انسجام ملی، افزود: ما با یک زنجیره از گسستها روبهرو هستیم. نخست، گسست اجتماعی اقتصادی که از طریق تحریمهای هوشمند با هدف ایجاد شکاف طبقاتی عمیق و تبدیل نارضایتی معیشتی به اعتراض سیاسی طراحی شده است. لایه بعدی، گسست دیجیتال است، جایی که پلتفرمهای بینالمللی بهجای بیطرفی، به عرصه نبرد تبدیل شدهاند. در این فضا، پلتفرمها با استفاده از عدم «عدالت الگوریتمی»، تمامی امکانات خود را برای جهتدهی به روایتها بسیج میکنند.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی با اشاره به حوادث سالهای اخیر، گفت: در جریان برخی ناآرامیها، پلتفرمهای دیجیتال فضایی پارادوکسیکال ایجاد کردند، که در آن جریانهای فمینیستی سعی داشتند، مقاومت زنان را در تقابل با ناسیونالیسم قرار دهند.
استادی با اشاره به ظرفیت بالای جامعه ایران برای بازسازی خود، بیان کرد: فعال شدن شبکههای خودجوش مردمی و گروههای جهادی که بر پایه اعتماد و ارزشهای مشترک شکل میگیرند، نشاندهنده قدرت خودتنظیمی جامعه است. این شبکهها در ایام بحران، کارکردهای رسمی را جایگزین میکنند و این فرایندی است، که دولت آن را ایجاد نمیکند، بلکه از بطن جامعه میجوشد.
وی به اهمیت مناسک اشاره کرد و گفت: آیینهایی مانند راهپیمایی اربعین، کاروانهای راهیان نور، یادوارههای شهدا، مراسم شبهای قدر، دعای کمیل و مناسبتهای ملی همچون 22 بهمن و روز قدس، «خاطره جمعی» ما را زنده نگه میدارند و در برابر حملات طولانی به مناسک دینی، بهعنوان کانون تولید همبستگی عمل میکنند.
انتهای پیام