کد خبر: 4340251
تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶:۱۷
آیات مقالات/۱۶

دوگانه «تشبیه» و «تنزیه»

فردوسی مشهدی در متن زیر به شرح حکایتی از مقالات شمس تبریزی درباره دو مکتب کلامی مسلمانان پرداخت که آن‌ها را با دوگانه «تشبیه» و «تنزیه» از یک‌دیگر تفکیک کرده‌اند.

شرح مقالات شمس تبریزیبه گزارش ایکنا از خوزستان، چهل و هفتمین نشست از سلسله جلسات شرح مقالات شمس تبریزی با عنوان «شمس‌پژوهی» که به همت دکتر مهدی فردوسی مشهدی، دین‌پژوه و استاد دانش‌گاه در فضای مجازی برگزار می‌شود، در قالب شانزدهمین نشست «آیات مقالات» به مناسبت ماه مبارک رمضان، امروز بیست و یکم اسفند 1404، به شرح و تفسیر و توضیح آیه‌ای دیگر مندرج در مقالات شمس ناظر بود.

فردوسی مشهدی در این جلسه به شرح حکایتی از مقالات شمس تبریزی درباره دو مکتب کلامی مسلمانان پرداخت که آن‌ها را با دوگانه «تشبیه» و «تنزیه» از یک‌دیگر تفکیک کرده و سرچشمه پیدایی آن‌ها را آیاتی مانند «وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا» (فجر، 22) و «فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَ مِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ» (شورا، 11) دانسته‌اند.

وی با اشاره به این‌که شمس در این بخش از مقالات، در قالب حکایتی شیرین، رایج‌ترین مباحث کلامی آن روزگار را گزارش می‌کند، به معناشناسی تشبیه و تنزیه پرداخت و گفت: مقصود از «مشبّهه» در این بخش از مقالات، کسانی‌اند که به خدای انسان‌وار باور داشتند؛ یعنی خدایی که ویژگی‌هایش شبیه انسان است؛ چنان‌که قرآن خودش ویژگی‌های انسانی به خداوند نسبت داده است. برای نمونه، نسبت دادن «مجیء» (آمدن) یا «استوا» (چیرگی) یا «ید» (دست) یا «غضب» (خشم) یا «عرش و کرسی» (تخت و نشیمن‌گاه) یا «انتقام» (کین‌کشی) یا «محبت» (دوستی) و «رحمت» (مهربانی) یا مکانی (جایگاهی) در آسمان‌ها سرچشمه پیدایی دیدگاه انسان‌وار بودن خداوند شده است. 

از سوی دیگر، آیاتی در قرآن به صراحت می‌گویند: خداوند شبیه چیزی نیست و او را همچون انسان دانستن، درست نیست. این دسته از آیات موجب پیدایی دیدگاه تنزیهی درباره خداوند شده‌اند؛ یعنی منزَه دانستن او از خصال و صفات انسانی.

فردوسی مشهدی پس از اشاره به برجسته‌ترین نمایندگان دو مکتب تشبیهی و تنزیهی و شاخه‌های هر یک از آن‌ها و چرایی وجود این دو دسته از آیات در قرآن، به طرح این سؤال پرداخت که آیا شمس تبریزی در این بخش از مقالات در پی طرح مسئله‌ای کلامی است؟ وی افزود: شمس هرگز به چند و چون درباره مباحث کلامی نمی‌پردازد و این حکایت را در این بخش به این انگیزه بیان می‌کند که انسان نامتخصص از درگیر شدن به اختلاف‌های کلامی درباره خداوند یا رستاخیز و...، به نوعی سرگشتگی دچار می‌شود؛ یعنی سرانجام نمی‌تواند تعیین کند کدام گروه از گروه‌های متعدد و متنوع الهیاتی، راست و درست می‌گویند. توصیه شمس در این حکایت از زبان زن درویش بیان می‌شود:

ای مرد هیچ عاجز مشو و سرگردانی میَندیش! اگر بر عرش است و اگر بی‌عرش است. اگر در جای است و اگر بی‌جای است. هر جا که هست عمرش دراز باد؛ دولتش پاینده باد! تو درویشی خویش کن و از درویشی خود اندیش.

فردوسی مشهدی با تأکید بر این‌که مقصود شمس بی‌اعتنایی به مباحث دین‌شناختی نیست، به اولویت‌شناسی در حل مسئله اشاره کرد و افزود: کمابیش در همه مسائل دینی، اختلاف‌هایی در نظر و عمل دیده می‌شود و بنابراین، کسی که کار و بارش شناسایی این اختلاف‌ها و پژوهش درباره آن‌ها نیست؛ یعنی انسان نامتخصص، باید مهم‌ترین مسائل خودش را دریابد و دنبال کند. به تعبیر دیگر باید دریابد حل کدام مسئله از مسائل دینی، در زندگی او مؤثر است و موجب دگرگونی سبک زندگی‌ و ارتقای سطح معنوی او می‌شود. بسیاری از گره‌گشایی‌هایی الهیاتی برای توده مردم، فایده عملی ندارد و شمس در این بخش، بر همین موضوع انگشت می‌نهد.

جلسات شرح مقالات شمس در بستر فضای مجازی (روبیکا) برگزار می‌شود و علاقه‌مندان برای اطلاع از محتوای برگزیده و زمان برگزاری جلسه، می‌توانند به نشانی «eitaa.com/Shams_Quotes» یا «t.me/Shams_Quotes» در پیام‌رسان‌ها مراجعه کنند.

 

انتهای پیام
captcha