روز قدس امسال، دیگر تنها یک مراسم نمادین نیست، بلکه به میدانِ فوران خشم مقدس علیه بانیان جنایت و تجاوز تبدیل شده است. خون پاک امام شهیدمان که در پی تجاوز ددمنشانه آمریکا و رژیم صهیونیستی نثار راه حق شد، جان تازهای به کالبد مقاومت بخشیده است، در شرایطی که دشمن مستکبر، جسارت را از حد گذرانده و خاک مقدس ایران را هدف گرفتهاست.
روز قدس پاسخی کوبنده به هیمنه پوشالی آنها است. حضور مردم در این روز، بیعتی دوباره و استوار با حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر شجاع و خلف صالح مسیرِ ولایت است. امروز آرمان آزادی قدس با امنیت ملی ایران گره خوردهاست و رزمندگان ما در سنگرهای دفاع، چشمانتظار دعای خیر ملت در این راهپیمایی هستند. صهیونیسم جهانی باید بداند، که با شهادت رهبران بزرگ ما، نه تنها شعله این مبارزه خاموش نمیشود، بلکه طوفانی سهمگینتر در راه است. تقارن این روز با جریانات اخیر، نشاندهنده بصیرت ملتی است، که در میانه بحرانها، هرگز آرمانِ اصلیِ اسلام را به فراموشی نمیسپارد.
در همین خصوص خبرنگار ایکنای خراسان رضوی با حجتالاسلام والمسلمین حسین ابراهیمی، مسئول روابط عمومی حوزه علمیه خراسان، گفتوگویی انجام داده است که در ادامه میخوانیم؛
امروز در تحلیلهای راهبردی جهانی، به وضوح مشاهده میکنیم، که حضورِ آگاهانه و همسوی مردم در میدان، وزنی بسیار فراتر از تسلیحات نظامی پیدا کرده است. هرچند موشکهای نقطهزن جمهوری اسلامی ایران مایه مباهات و اقتدار ملی است، اما آنچه بیش از غرش موشکها باعث ناامیدی عمیق و دلسردیِ راهبردی دشمنان از رسیدن به اهداف شومشان شده، «حضور در صحنه» ملتی است، که در حساسترین پیچهای تاریخی، معادلات اتاقهای فکر استکبار را برهم میزنند. راهپیماییِ پیش رو، صرفاً یک تجمع سالانه نیست، بلکه تکمیلکننده پازل قدرت ایران و تیر خلاصی بر توهمات بدخواهانی است، که انتظار داشتند اراده این ملت پس از حوادث اخیر سست شود.
در همین راستا، در کلانشهر مشهد مقدس، تصمیمی تاریخی و بیسابقه اتخاذ شده است. برای نخستین بار، دو مسیر مجزا و گسترده برای راهپیمایی در نظر گرفته شده است، که این اقدام، برخاسته از پیشبینی حضورِ انفجاری و بیسابقه زائران و مجاورانی است، که میخواهند عشق و خشم مقدس خود را فریاد بزنند. این حضور، طبق آموزههای علمای اعلام، یک «معجزه الهی» و مصداق عینی «نصرت بالرعب» است، پدیدهای که به فرموده رهبر شهید انقلاب، سوخت حقیقیِ موشکهای ما را تأمین میکند.
این جمعیت خروشان به جهان مخابره میکند، که ملت ایران پس از هجمههای اخیر، نه تنها دچار فروپاشی و شکاف نشده، بلکه منسجمتر و مصممتر از گذشته، همچون سدی پولادین پشت نیروهای مسلح خود ایستاده است و با صدایی رسا، مطالبه انتقام و صیانت از عزت ملی را فریاد میزند. این خروش تاریخی، دارای تفاوتهای کلیدی و ماهوی با سالهای گذشته است، که آن را از تمامی ادوار متمایز میکند، نخستین تفاوت پیوند عاطفی و میهنی است، امسال ملت در شرایطی پای به میدان میگذارد، که قلوبشان هنوز از داغ سوگ جانسوز رهبر شهیدشان جریحهدار است. این حضور، فراتر از یک کنش سیاسی، یک حماسه عاطفی و میهنی است، پیمانی خونین با آرمانهای آن بزرگوار و تجدید بیعت آگاهانه و مقتدرانه با رهبر جدید انقلاب، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای (مدظلهالعالی). شعارهای امسال، تنها کلمات نیستند، بلکه فریاد استمرار راهی هستند، که با شهادت آغاز شده و با رهبری خلف صالح ایشان به قلههای پیروزی خواهد رسید.
دومین تفاوت پاسخ به تهاجم دشمن است، حضور مردم، پاسخ قاطع به انگارههای غلط دشمن است، که میپنداشت ایران پس از شهادت رهبر عالیقدر خود و در کشاکش تهاجمات نظامی، دچار هرجومرج و فروپاشیِ اراده سیاسی خواهد شد. این راهپیمایی عظیم، باطلالسحرِ فتنهها و محاسباتی است که بر روی «گسست میانِ حاکمیت و مردم» شرطبندی کرده بودند. ملت نشان خواهد داد، که نه تنها ارادهاش در میانه جنگ سست نشده، بلکه انسجام اجتماعی به بالاترین سطح خود در دهههای اخیر رسیده است. در نهایت باید گفت، این حضور حماسی و «قدرت نرم» برخاسته از متن جامعه، حیاتیترین «پشتوانه اجتماعی» را برای «قدرت سخت» و پاسخهای کوبنده نظامیِ آتی فراهم میآورد. این میدان، همان جایی است، که دیپلماسی و میدان به هم گره میخورند، که ایران مقتدر، تحت هدایت رهبریِ داهیانه جدید، گام نهایی را به سوی تمدن نوین اسلامی بردارد.
در ورای هر اقدام خصمانه، یک نظام محاسباتی نهفته است، جبهه استکبار به سرکردگی آمریکا و صهیونیسم بینالملل، با برآوردی کاملاً مادی و فردمحور، چنین میپنداشت که با ترور رأس هرم اقتدار ایران، ریشه مقاومت خشکیده خواهد شد. تصور خام آنها این بود، که حذف فیزیکی رهبری، منجر به استحاله مسیر کشور، تغییر ریلِ آرمانها و در نهایت فراهم شدن بسترِ تامین منافع نامشروعشان در منطقه خواهد گردید. اما آنچه دشمن از درک آن عاجز بود، ماهیت نهادینه و ساختاریافتهی «انقلاب اسلامی» است.
بر همگان مبرهن گشتهاست، که این انقلاب عظیم، متکی به شخص نیست، بلکه مبتنی بر منظومهای فکری و الهی است، که در آن، جایگاه رفیع «ولایت فقیه» دارای سازوکاری خللناپذیر، پیشبینی شده و متقن است. سالها تبادل نظر و رصد دقیق در ارکان تصمیمساز برای چنین روزهای سرنوشتسازی، نشان از بلوغ سیاسی نظامی دارد، که فراتر از افراد، به بقای آرمانها میاندیشد. افزون بر این، با شهادت مظلومانه و حماسیِ امام خامنهای، نهتنها توقفی حاصل نشد، بلکه خون پاک ایشان به مثابه بذری در زمینِ بیداری جهانی، بقای نظام را بیمه و تضمین کرد و به حرکتهای استکبارستیز در سراسر گیتی شتابی مضاعف و ابعادی نوین بخشید.
در واقع، این تداوم بیوقفه و استوار در امر رهبری، حاوی سه پیامد راهبردی و مشخص برای جبهه مقابل است، نخستین پیامد، شکست سناریوی «خلأ قدرت»، است، واشینگتن و تلآویو در رویای پوشالی خود، سناریوی غرق شدن ایران در تلاطمهای سیاسی و فلجِ مدیریتی را پس از حذف رهبری ترسیم کرده بودند.
اما تشکیلِ برقآسا و مقتدرانه جلسه مجلس خبرگان رهبری حتی در پیچیدهترین شرایط امنیتی و به صورت غیرحضوری و انتخاب فوریِ خلف صالح، این فتنه را در نطفه خفه کرد. این واکنش سریع، پیامی صریح از پایداریِ ساختاری و انسجام ناگسستنی نهادهای حاکمیتی ایران به جهانیان مخابره کرد و نشان داد، که ماشینِ اداره کشور، حتی در بحرانیترین دقایق، از کار نخواهد افتاد. دومین پیامد، تداوم گفتمان «مقاومت» است، انتخاب هوشمندانه حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، به مثابه تیر خلاصی بر امیدهای واهی دشمن برای تغییر رفتار ایران بود. این انتخاب نشان داد، که نسل جدید رهبری، به طور کامل متکی بر همان شبکه فکری، عمق راهبردی و ایدئولوژیِ متعالیِ پدر است.
برای اتاقهای فکرِ محور غربی عبری، این به معنای آن است که استراتژیهای منطقهای ایران نه تنها تغییر نخواهد کرد، بلکه با روحیه جهادیِ تازهای صیقل خواهد خورد. خونِ رهبرِ فقید، به جای ایجاد سکته در مسیر، به کاتالیزوری برای تسریع در تثبیت و اقتدار نظام بدل گشت. سومین پیامد، تقویت بازدارندگی است، هنگامی که دشمن، همگرایی بینظیر و فولادینِ نیروهای مسلح، قوای سهگانه، نخبگان و تودههای عظیم مردمی را در بیعت با رهبر جدید مشاهده میکند، ناچار به بازنگری در هزینههای ماجراجویی خود میشود. این اجماع ملی و حاکمیتی، بزرگترین سد دفاعی در برابر تلاشهای مذبوحانه دشمن برای القای ناامیدی، انشقاق یا ایجاد شکاف میان ملت و حاکمیت است. قدرت سخت ما، امروز بیش از هر زمان دیگری مستظهر به این «وحدت راهبردی» است، که هرگونه طمع بیگانگان به خاک و کیان این مرز و بوم را با پاسخی پشیمانکننده مواجه میسازد. در یک کلام، این انتخاب هوشمندانه به جهانیان ثابت کرد، که انقلاب اسلامی ایران یک «جریان زنده و خودترمیم» است، نه یک ساختار ایستا و وابسته به فرد. این جریان خروشان، مجهز به مکانیزمهایی است، که در سختترین شداید و بحرانها، نهتنها دچار ریزش نمیشود، بلکه با تکیه بر سنتهای الهی، مسیر تمدنسازی خود را با صلابتی دوچندان ادامه میدهد.
انتهای پیام