انتخاب هوشمندانه حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای توسط مجلس خبرگان، گامی استوار برای تداوم مسیر مقاومت و حفظ آرامش در میانه طوفانهای منطقهای بود. ایشان که سالها در مکتب فقهی و سیاسی پدر بزرگوارشان پرورش یافتهاند، به زهد، پارسایی و تسلط عمیق بر مبانی فقهی و کلامی شناخته میشوند.
هوش سرشار سیاسی و اشراف دقیق بر مسائل راهبردی، از ایشان شخصیتی ساخته است، که در عین فروتنی، اقتداری مثالزدنی در مدیریت بحرانها دارد. صراحت در بیان آرمانها و قرابت نزدیک با بدنه نیروهای انقلابی، پیوندی مستحکم میان رهبری جدید و نسلهای جوان جامعه ایجاد کرده است. ویژگی بارز ایشان، نگاهی هوشمندانه به تحولات بینالمللی و توانایی در ترسیم افقهای بلندمدت برای عزت و استقلال ایران عزیز است. حضور ایشان در این برهه حساس، پیامی روشن از ثبات و تداوم نهضت اسلامی به جهانیان مخابره کرد و امید را در دل دوستداران انقلاب زنده نگاه داشت.
در همین خصوص خبرنگار ایکنا از خراسان رضوی با حجتالاسلام والمسلمین عباس بابایی، نویسنده و پژوهشگر گفتوگویی کرده است که در ادامه مشروح آن را میخوانیم:
نظام جمهوری اسلامی ایران بهعنوان الگویی نوین از حکمرانی دینی، بر بنیانهای استوار آیات وحیانی قرآن کریم، سنت و روایات معصومین(ع) و استنتاجات دقیق فقه پویای جعفری پایهگذاری شده است. در این ساختار الهی، مسئولیت نخست و مرجعیت غایی بر عهده «ولی فقیه» است؛ شخصیتی که مقام نیابت عام حضرت ولی عصر(عج) را بر دوش داشته و سکاندار هدایت امت بهسوی آرمانشهری است که قلههای رفیع کمال انسانی و اسلامی را هدف قرار داده است.
در نگاهی کلان، سه ساحت بنیادین برای مسئولیتهای ولی فقیه قابل ترسیم است که هر یک ضامن بقای ارکان نظام هستند. نخست، «مسئولیت سیاسی و حاکمیتی» است که شامل تدبیر امور کلان و انتصاب بازوان اجرایی قدرتمند برای پیشبرد اهداف نظام است. این امر در قالب تنفیذ حکم ریاست جمهوری، نصب رئیس قوه قضائیه، نمایندگان ولی فقیه در نهادها و فرماندهان ارشد نظامی تجلی مییابد.
دومین ساحت، مقام «افتاء و فتوا دادن» است که لازمه آن فقیه بودن ولی فقیه است، چراکه رهبری جامعه اسلامی نیازمند اجتهاد مطلق و توانایی استنباط احکام از منابع وحیانی است تا مسیر حرکت مسلمانان با شریعت انطباق یابد.
سومین رکن، «فصلالخصومه و امر قضا» است که ولی فقیه با تفویض اختیار به مجتهدی عادل و توانا در رأس عدلیه، اقامه قسط و عدل را در جامعه تضمین میکند.
در پهنه گیتی و در طول تاریخ انقلاب، همواره شخصیتهای برجستهای واجد شرایط تصدی این جایگاه بودهاند، اما تشخیص «اصلح» و شناسایی فردی که در بالاترین سطح از توانمندی علمی و مدیریتی باشد، امری تخصصی و فراتر از نگاههای عامیانه است. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که ۱۷۸ اصل آن با ظرافتی کمنظیر از بطن قرآن و عترت استخراج شده است، برای این مهم تدبیری راهبردی اندیشیده که تشکیل «مجلس خبرگان رهبری» است.
این مجلس که ثمره انتخاب مستقیم مردم است، متشکل از حدود ۹۰ مجتهد، اسلامشناس و سیاستمدار بصیر است که وظیفه دارند به نمایندگی از ملت، دیدهبان مستمر صیانت از جایگاه رهبری باشند.
اعضای این مجلس فقهایی هستند که فراتر از تخصص علمی، در عرصه «تهذیب نفس» و دوری از مطامع دنیوی به جایگاه والایی رسیدهاند. آنان از آلودگی به قدرت و ثروت که آفت بزرگ عرصههای سیاسی است، مبرا بوده و همواره آمادگی دارند در بزنگاههای تاریخی تکلیف الهی خود را به انجام رسانند.
این آمادگی و هوشیاری در لحظات حساس و سرنوشتساز بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند. مجلس خبرگان در طول سالیان باید همواره این آمادگی را داشته باشد که اگر اتفاقی برای رهبری کشور رخ داد، با همان مؤلفههای سیاسی، دینی، شیعی و حاکمیتی تشکیل جلسه دهد و برای تعیین رهبر جدید اقدام کند.
در چنین دورههای حساسی، مجلس خبرگان رهبری با درک صحیح از موقعیت خطیر کشور و علیرغم تهدیدات جدی که ممکن است متوجه امنیت کشور و حتی جان اعضای این مجلس باشد، با صلابت و تکیه بر مبانی متقن قانونی تشکیل جلسه میدهد. این نهاد با رویکردی تمدنساز و با نگاهی به افقهای بلند انقلاب، پس از بررسیهای دقیق و با رأی قاطع، شخصیتی را برمیگزیند که جامع ابعاد فقهی، سیاسی، اجتماعی و مبارزاتی باشد.
به این ترتیب، آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای بهعنوان سومین رهبر انقلاب اسلامی ایران تعیین شدند تا تحت هدایت ایشان مسیر عزتمندانه مقاومت و اعتلای کلمه «الله» با اقتداری مضاعف تداوم یابد.
در منظومه سیاسی حکومت اسلامی، برخی مسئولیتها فراتر از یک جایگاه اداری صرف، نقشی وجودی و بنیادین در پیوند دادن اعضای جامعه ایفا میکنند. رهبری در این نظام نه صرفاً یک مقام عالیرتبه، بلکه فصلالخطاب و محور اصلی اتحاد میان آحاد ملت و ارکان حاکمیت است.
گرچه اهمیت این جایگاه همواره برای نخبگان آشکار بوده است، اما در مقاطع حساس تاریخی، این حقیقت برای عموم جامعه نیز ملموستر میشود که حضور یک رهبر مقتدر چگونه میتواند مانع از فروپاشی انسجام روانی و سیاسی جامعه شود. هنگامی که شرایطی حساس با چالشهای داخلی و خارجی همزمان میشود، اهمیت وجود شخصیتی که نزدیکترین نگاه و بیشترین قرابت آرمانی را با مبانی انقلاب اسلامی دارد، بیش از پیش نمایان میشود.
در چنین شرایطی، وجود رهبری واحد میتواند اهداف متعالی انقلاب اسلامی را در سایه آرامش و ثبات سیاسی به پیش ببرد.
طبق قانون اساسی، در بازه زمانی پس از فقدان رهبری، شورای موقت رهبری عهدهدار امور میشود. اگرچه این شورا براساس نص صریح قانون شکل میگیرد و تلاشهای ارزندهای انجام میدهد، اما واقعیتهای میدانی نشان میدهد که مدیریت شورایی، علیرغم مزایای مشورتی، ممکن است با چالشهایی همراه باشد.
تشتت آرا، اختلاف سلایق سیاسی و تفاوت در رویکردهای اجتماعی و اجرایی از جمله مسائلی است که در یک ساختار شورایی میتواند به کندی در تصمیمگیریهای حیاتی منجر شود. در لحظاتی که سرنوشت یک ملت به سرعت تصمیمگیری وابسته است، تدبیر لازم و اقدام بهنگام معمولاً از یک کانون متمرکز و قاطع صادر میشود.
از سوی دیگر، حضور رؤسای قوای مختلف در چنین شورایی در حالی که هر یک مسئولیتهای گستردهای در دستگاههای خود دارند، ممکن است تمرکز بر تصمیمگیریهای کلان رهبری را دشوارتر کند. در چنین بستری، وجود مدیری واحد که تمام توان خود را صرف هدایت کلان نظام و جامعه کند، ضرورتی انکارناپذیر است.
مجلس خبرگان با درک این شرایط و با انتخابی بهموقع، این خلأ را برطرف میکند. انتخاب رهبری جدید که از توانایی لازم برای مدیریت بحران و هدایت جامعه برخوردار باشد، میتواند مانع از بروز تفرقه شده و ثبات را به فضای داخلی کشور بازگرداند. این اقدام همچنین پیامی روشن از ثبات و انسجام به بازیگران منطقهای و بینالمللی مخابره میکند.
حضرت امام خامنهای(ره) در طول دوران ۳۶ ساله رهبری خویش، فصلی مهم در تاریخ معاصر ایران گشودند. ایشان با تکیه بر ویژگیهای شخصیتی و مدیریتی خود توانستند کشتی پرتلاطم انقلاب اسلامی را از میان چالشها و بحرانهای گوناگون عبور داده و مسیر حرکت نظام را تداوم بخشند. واکاوی ابعاد شخصیتی این رهبر فرزانه نه تنها ادای دین به مجاهدتهای ایشان است، بلکه چراغ راهی برای درک ضرورتهای رهبری در عصر حاضر نیز به شمار میآید.
نخستین ویژگی برجسته ایشان «خودسازی» و «تهذیب نفس» بود که ریشه در نگاه توحیدی ایشان داشت. در طول سالیان متمادی، نگاه ایشان معطوف به انجام وظیفه و رضایت الهی بود و تلاش داشتند در مسیر خدمت به جامعه اسلامی حرکت کنند.
ویژگی دوم، جایگاه علمی و فقهی ایشان بود. ایشان فقیهی اندیشمند و متفکری ژرفنگر بودند که منظومه فکریشان برای سالهای آینده نیز میتواند مورد توجه پژوهشگران و اندیشمندان قرار گیرد. این تفکر راهبردی قادر است قرائتی اصیل از اسلام را در برابر برداشتهای نادرست و افراطی معرفی کرده و در شکلگیری تمدن نوین اسلامی نقشآفرین باشد.
ویژگی سوم، توانمندی مدیریتی ایشان در سطوح مختلف بود؛ از مدیریت شخصی و خانوادگی گرفته تا هدایت ساختارهای کلان کشور. مدیریت ساختارگرای ایشان بهگونهای بود که نهادهای مختلف کشور در چارچوب مشخصی فعالیت میکردند و حتی در شرایط سخت نیز روند اداره امور کشور با ثبات ادامه مییافت.
چهارمین ویژگی، معنویت و ارتباط عمیق ایشان با آموزههای دینی بود. انس با قرآن کریم، توجه به عبادت و ارتباط معنوی با اهل بیت(ع) از جمله مؤلفههایی بود که در زندگی ایشان نقش پررنگی داشت.
ویژگی دیگر، روحیه مجاهدت و تلاش مستمر ایشان در عرصههای مختلف بود. زندگی ایشان سرشار از فعالیتهای علمی، فرهنگی و سیاسی بود و در طول دههها حضور در عرصههای مختلف انقلاب اسلامی، همواره در مسیر خدمت به جامعه اسلامی حرکت کردند.
«مردمی بودن» بودن نیز از ویژگیهای مهم شخصیتی رهبر شهید ایران بهشمار میرفت. ارتباط با مردم و توجه به مسائل و دغدغههای جامعه از جمله موضوعاتی بود که در سخنان و رویکردهای ایشان مورد توجه قرار داشت. این مجموعه ویژگیها از اصول بنیادین یک حاکم عادل در نظام اسلامی به شمار میآید.
امروز نیز بسیاری از این ویژگیها در شخصیت حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای که از پرورشیافتگان مکتب انقلاب اسلامی هستند، وجود دارد و به همین دلیل مجلس خبرگان رهبری این شخصیت را بهعنوان رهبر سوم انقلاب اسلامی انتخاب کرده است. انتظار میرود در ادامه مسیر نیز ملت ایران، جبهه مقاومت، امت اسلامی و همه کسانی که دل در گرو آرمانهای عدالتخواهانه دارند، تحولات آینده را با امید و توجه دنبال کنند.
انتهای پیام