
به گزارش ایکنا،
حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا یوسفی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه مفید، شامگاه 24 اسفندماه در دومین نشست علمی«
مبارزه با فساد از منظر امام علی(ع)» که از سوی
مؤسسه فهیم برگزار شد تاکید کرد: شایستهسالاری، شفافیت، مجازات سنگین و نظارت، 4 اصل امیرمؤمنان(ع) در
مبارزه با فساد است که متاسفانه ما از آن بهره لازم را نبردهایم. متن سخنان وی به شرح زیر است:
در این ایام شاهد حمله جنایتکاران آمریکایی صهیونی به کشور هستیم که منجر به شهادت مقام معظم رهبری و جمع زیادی از مردم شد و امیدواریم کشور هر چه زودتر از این حادثه سربلند بیرون بیاید.
موضوع ما مبارزه با فساد از منظر امیرمؤمنان(ع) است که در جلسه قبل یکسری مسائل کلی را مطرح کردم. مسئله فساد در دنیای امروز هم یک موضوع اساسی است و راهکارهایی هم برای آن بیان شده است. اول راه پیشگیری است یعنی کاری بکنیم که بستر فسادزا را کمرنگ کنیم؛ دوم شفافیت و نظارت و سوم بازدارندگی است یعنی اگر فساد واقع شد چه باید کرد؟
در مورد پیشگیری هم چند راه وجود دادر که اول حاکمیت قانون و تضمین برابری در جامعه است یعنی طوری قانون حاکم شود که رفتارهای دولت و حکومت قابل پیشبینی باشد؛ مثلا اگر یک شرکت اقتصادی وجود دارد و دولت قانونی وضع کرد حداقل تا یک سال این قانون حاکم باشد و طوری نباشد که دوام آن به یکی دو ماه نرسد.
مسئله دیگر رفع انحصار و رانتخواری در عرصه سیاست و اقتصاد است. مسئله دیگر داشتن سیستم شفاف الکترونیکی است. در سال 1394 وقتی در کشور بیان شد حدود 20 میلیارد دلار قاچاق کالا و ارز داریم سیستمهای الکترونیکی نظارت تقویت شد و سبب شد تا 5 میلیارد دلار از این میزان کاسته شود بنابراین شفافیت جلوی خیلی از فسادها را میگیرد و نظام شایستهسالاری در استخدام هم زمینه را برای حکمرانی ایجاد میکند زیرا کسی که عقل و تجربه بیشتری دارد تصمیمات بهتری خواهد گرفت تا کسی که نگاه جناحی دارد یا صرفا متعهد است.
لزوم شفافیت
شفافیت در انتخابات هم بسیار مهم است و باید منابع مالی نامزدها روشن باشد. یکی از مسائل مهم تضاد منافع است؛ در بسیاری از حکومتها تضاد منافع وجود دارد و دولت گاهی هم مجری و هم ناظر است لذا طبیعتا به نفع خود کار خواهد کرد.
مسئله دیگر تقویت نهادهای نظارتی مستقل و کم شدن نهادهای نظارتی؛ نهاد نظارتی نباید متعدد و وابسته باشد؛ الان همه نهادها در درون خود حراست دارند و نهاد بالادستی هم دارند ولی باز شاهد فساد هستیم همچنین حمایت از ارائه گزارش افراد از فساد اداری به خصوص حمایت مالی خیلی مهم است.
مسئله دیگر آموزش عمومی برای مبارزه با فساد از یکسو و تقویت رسانهها و نهادهای آموزشی در این زمینه است. حکومت باید بر روی سلامت افراد تاکید داشته باشد زیرا با وجود کسانی چون عثمان نمیتوان با فساد مبارزه کرد.
حضرت علی(ع) با اینکه میتوانستند از بیتالمال بهعنوان حاکم حقوق بگیرند و حق طبیعی ایشان بود اما از گرفتن حقوق صراحتا انصراف دادند و از درآمد زمینی که داشتند استفاده میکردند؛ در مورد اطرافیانشان هم داستان عقیل مشهود است و حضرت به عقیل گفت که من حاضرم از سهم خودم به تو بدهم اما عقیل قبول نکرد و حضرت هم از بیت المال به او نداد با اینکه به وضع بد اقتصادی عقیل و فرزندانش آگاه بود.
اکنون در آمریکا مشخص است که حقوق رئیس جمهور مثلا 110 هزار دلار است و نمایندگان کنگره 90 هزار دلار میگیرند اما در ایران این شفافیت وجود ندارد.
ابن ابی الحدید آورده است که امیرمؤمنان(ع) به بازار رفت و از یک مغازه پیراهن سه درهمی درخواست کرد اما وقتی دیدند که صاحب مغازه او را میشناسد از خرید منصرف شد و به مغازه دیگری رفتند که ایشان را نشناسند و خرید کرد، چنین کسی میتواند از مبارزه با فساد سخن بگوید. کسی که خودش تجارتخانه نداشته باشد. ابن ابی الحدید گفته است معاویه تجارت به سوی هند داشت و سود سرشاری هم نصیب او میشد، لذا این منفعت سبب میشود تا او انحصار در صادرات به هند ایجاد کند اما امیرمؤمنان(ع) اساسا در چنین فضایی نبود.
برخورد شدید با دریافت رشوه
ایشان اساسا از گرفتن هدیه به شدت نهی میکردند و میفرمودند اگر کارگزاری هدیه بپذیرد خیانت کرده است. فردی که کارگزار حضرت بود خدمت حضرت رسید و عرض کرد من در مدتی که در این سمت بودم از سوی مردم هدایایی به من داده میشد؛ حضرت فرمودند اگر این هدایا را برای خودت برمیداشتی خیانتکار هستی. بنابراین با دست آلوده نمیشود با فساد مبارزه کرد.
اولین مسئله در ادبیات توسعه در مبارزه با فساد عزم ملی است. اگر رویکرد ما به حکومت این باشد که اکنون ما به یک قدرتی رسیدهایم که میتوانیم با این قدرت هر کاری بکنیم مانند معاویه در این صورت مبارزه با فساد ممکن نیست؛ معاویه بیتالمال را برای خودش میدانست و حکومت را امانت نمیدانست. بنابراین اولین کار حاکمان آن است که نگاهشان را به حکومت عوض کند؛ حضرت خطاب به یکی از فرماندارانشان فرمودند قدرتی که در دست تو است طعمه نیست بلکه امانت است. خطاب به مالک فرمودند طوری حرف نزن که من؛ منیت را کنار بگذار تو وکیل مردم هستی و مردم موکل و تو باید رعایت این وکالت را بکنی. قدرت تو از مردم است. اگر تو مردم را فوق خود و موکل ندانستی حس بزرگی و تفرعن به تو دست میدهد و دین تو تباه میشود.
در نامه 51 مجددا فرمودند که تو امانتدار مردم و وکلای امت هستی. در نامه به رفاعه که زمانی قاضی و بعد حاکم اهواز بود فرمودند که این امارت و حکومت، امانت است و کسی که خیانت کند در قیامت عذاب خواهد شد. حکومت چیزی جز این نیست که یکسری افراد از طرف مردم مأمور میشوند تا امور آنان را ساماندهی کنند و اگر خلاف آن کار کنند خائن خواهند بود.
شایستهسالاری
بحث دیگر
شایستهسالاری است؛ در خطبه 16 که در ابتدای حکومت حضرت است ابتدائا قسمهای زیادی خوردند تا امور را اصلاح کنند و برای آن راه حل ارائه کردند که همان شایستهسالاری است، زیرا اگر آدمها سر جای خود قرار بگیرند خودش بستری برای مبارزه با فساد است و اگر حکومتی بتواند این کار را انجام دهد نیمی از کار را پیش برده است.
در نامه به مالک فرمودند که کسانی را انتخاب کن که اهل ورع باشند و دانش داشته باشند. بنابراین اگر طراحی حکومت به سمت شایستهسالاری باشد قطعا فساد کمتر خواهد شد.
عامل دیگر نظارت بر کارگزاران است یعنی مسئولان باید مورد نظارت قرار بگیرند و حضرت افرادی را به این کار میگماردند تا به حضرت گزارش بدهند و نوع رفتار حاکم با مردم گزارش میشد؛ در نامه به مالک فرمودند افرادی را بهعنوان چشم خود بگمار تا رفتار حاکمان را زیر نظر داشته باشند.
مسئله دیگر اینکه همیشه در هر حکومتی برخی اهل فساد و انحراف هستند اما عموم مردم این گونه نیستند، لذا یکی از مسائل مهم در این عرصه، مجازات افراد فاسد است؛ ابن حرمه در اهواز مسئول نظارت بر بازار بود و گزارش به امیرمؤمنان(ع) رسید که وی خیانت میکند و حضرت نامه به رفاعه، حاکم اهواز نوشت و فرمود ابن حرمه را زندانی و برکنار کند و به مردم هم اعلام کن و نامه به حاکمان مناطق مختلف اهواز بنویس و به آنان خبر بده. روز جمعه از زندان او را بیرون بیاور و در ملا عام 35 ضربه شلاق بزن و در بازار او را بچرخان و بگو آیا کسی از مردم هست که از او شکایتی دارد مثلا از او رشوه گرفته است یا مال او را خورده است و اگر کسی شکایت کرد از مال ابن حرمه بگیر و به او بده. دوباره بعد از یک ماه باز دوباره 35 ضربه شلاق به او بزن و حقوق او از بیتالمال را قطع کن.
برخورد شدید با اختلاسگران
در نامه به مالک اشتر هم فرمودند اگر کسی خیانت کرد و قطعی شد همه اختلاسها را باید از او پس بگیری و طوری رفتار کن که ذلت او را هم خودش و هم کارگزاران ببینند و هر خیانت بر پیشانی او بزن تا رسوا شود و کسی جرئت نکند به بیتالمال مردم دستدرازی کند.
حضرت فرمودند اگر نسبت به کسی شایعه در مورد فساد ایجاد شده است باید رفع ابهام شود چون خود حکومت زیر سؤال خواهد رفت، نه اینکه صرفا سمت او را تغییر دهیم. حضرت امیر(ع) هیچ وقت مصلحتسنجی نکرد و با افراد فاسد در حکومت به شدت برخورد داشت و نظارت دقیق مردمی و مخفیانه داشت و اگر محرز بود کسی خیانت کرده است از زندگی ساقط میشد نه اینکه پست دیگری به او بدهند. گاهی تصور میشود اگر در جمهوری اسلامی بگوییم فلان فرد فلان سابقه را داشته است و خوب نیست فساد او را بازگو کنیم اما رفتار حضرت امیر(ع) خلاف این مسئله است. ما نباید به پاس خدمات یک فرد در گذشته او را تطهیر کنیم و با فسادش مبارزه نکنیم.
برخی تصور میکنند مبارزه با فساد یک حرکت پوپولیستی است؛ البته شاخص برای تشخیص این است که اگر دیدید که صدای مردم از فساد درآمده است و حکومت در واکنش چند نفر را گرفتند و معرفی کردند پوپولیستی است اما اگر حکومت یکی از مهمترین کارها و رسالت خود را
مبارزه با فساد قرار داد کاری بنیادی خواهد بود.
اکنون با نظارت بر حساب بانکی افراد میتوان تا حدود زیادی جلوی فساد را گرفت؛ مثلا کسی تا دیروز معلم یا در سمتی بوده است و حقوقی میگرفته و در حال حاضر نماینده مجلس شده و گردش حساب مالی او فراتر از تصور است، قطعا باید بررسی شود. حکومت امیرمؤمنان(ع) افتخاری برای ما است اما به خاطر کاستیها نتوانستیم الگو بگیریم. نباید برخی برای توجیه فسادهای کنونی به فساد حاکمان دوره امیرمؤمنان(ع) استناد کنند.
انتهای پیام