
به قلم محمد میرزائی، فعال رسانه
ایران امروز در حساسترین مقطع تاریخ خود قرار دارد: رهبر چهلساله مقاومت به شهادت رسیده، فرزند جوانش پرچم را در دست گرفته و کشور درگیر جنگی بزرگ با آمریکاست. در چنین وضعیتی، رسالت رسانه انقلابی چیست؟
تشخیص اولویتها؛ دشمن کجاست؟
اولین وظیفه رسانه، تشخیص «دشمن اصلی» از «نقاط قابل نقد داخلی» است. امروز دشمن در مرزها ایستاده. رسانه انقلابی نباید اجازه دهد حاشیهها، اصل را بپوشانند. نقد جای خود را دارد، اما نه آنگونه که دشمن از آن بهره برد.
حمایت هوشمندانه؛ نه تملق، نه تخریب
رهبر جوان، فرزند شهید و برآمده از بستری متعهد است. رسانه موظف به حمایت هوشمندانه است؛ یعنی انعکاس نقاط قوت برای امیدآفرینی، و پرهیز از تقدسزدایی و تقدسسازی بیجا.
وحدتآفرینی، نه قطبیسازی
«وحدت ملی» در شرایط جنگی، راهبردی حیاتی است. رسانه باید از دامن زدن به شکافها پرهیز کند، بر نقاط اشتراک تمرکز نماید، و صدای منتقدان منصف را – به شرط دلسوزی – منعکس سازد.
صبر و تأمل؛ قضاوت نهایی با عملکرد است
رسانه باید به مخاطب «صبر» بیاموزد. نه پیشداوری مثبت افراطی، نه پیشداوری منفی مغرضانه. بگذاریم عملکرد رهبر جدید در بوته آزمون، قاضی نهایی باشد.
مقابله با سوگیریهای مخرب
دشمن با تمام توان روی «خطای انتساب بنیادین» کار میکند تا القا کند «این انتخاب فقط به خاطر پدر بوده است». رسانه وظیفه دارد شایستگیهای فردی را منعکس کند و مرز میان «اجتماع شایستگان در یک خاندان» و «موروثیزدگی» را تبیین نماید.
امیدآفرینی در کنار واقعبینی
رسانه باید «امید واقعبینانه» ترویج کند؛ نه امید واهی، نه یأس منفعلانه. نقاط قوت را ببیند و نشان دهد، بدون انکار ضعفها.
در یک کلام، رسانه انقلابی امروز نه «مداح» است و نه «مخالف سرسخت». او «یاریگر دلسوز» است؛ کسی که هم حمایت میکند، هم نقد دلسوزانه دارد، اما هرگز اجازه نمیدهد نقد او بهانهای برای دشمن شود.
امروز ایران به رسانهای نیاز دارد که هم «انقلابی» باشد، هم «عاقل»؛ هم «متعهد»، هم «منصف»؛ هم «دلسوز»، هم «آگاه». این رسانه میتواند کشور را از این پیچ تاریخی به سلامت عبور دهد. رسانهای که چنین نکند، به ملت، به شهدا، به رهبری، و به آینده ایران خیانت کرده است.
انتهای پیام