پس از یک ماه مجاهدت در محراب بندگی و صبوری بر تشنگی و گرسنگی، اکنون زمان آن فرا رسیده است که میوههای شیرین تقوا را از لابهلای دقایق عرفانیِ سحرها و افطارها برچینیم. «فطر» نه پایان یک ماه، بلکه آغاز فصلی نو در زیست مؤمنانه است؛ فصلی که در آن، جان انسان در چشمهسار شبهای قدر شستوشو یافته و به سپیدی نخستین بازگشته است.
امروز، روز پاداش صابران است؛ همانها که با «صبر بر طاعت»، حلاوت پیوند با معبود را بر لذتهای گذرا ترجیح دادند. قنوتهای پرشور نماز عید، تجلی وحدتی بینظیر است که نشان میدهد دلهای ما بیش از هر زمان دیگری به هم نزدیک شده است. عید واقعی آنجاست که این نورانیتِ بهدستآمده را در روزهای پیشرو نیز همراه داشته باشیم و اجازه ندهیم غبار روزمرگی بر آینه جانمان بنشیند.
ماه مبارک رمضان با تمام شکوهش گذشت، اما درسهای بزرگ آن، یعنی «مقاومت»، «همدلی با محرومان» و «غلبه بر منیتها» باقی است. زکات فطره، پیوندی میان سجاده و سفرههای مردم است تا شادی این روز بزرگ، سهم همگان باشد. خداوند بزرگ را سپاس که فرصت حضور در این ضیافت عظیم را نصیبمان کرد. الهی، در این عید بزرگ، عیدی ما را فرج مولایمان، عزت ملت بزرگمان و آرامش قلبهایمان قرار ده.
در امتداد بندگی، عید فطر پایان یک ماه نیست، بلکه آغاز یک راه است؛ راهی که در آن آموختیم چگونه با مهار تن، بالهای روحمان را برای پرواز در آسمان حقیقت بگشاییم.
در این خصوص، خبرنگار ایکنا خراسان رضوی گفتوگویی با حجتالاسلام والمسلمین محمد نصیری، کارشناس پاسخگویی حرم مطهر رضوی و عضو نخبگان تبلیغی مجمع خطبای خراسان، انجام داده است که در ادامه میخوانیم؛
در پهنه بیکران هستی، انسان تنها موجودی است که میان «خاک» و «افلاک» در نوسان است. اما چه چیزی باعث میشود که آدمی، در اوج گرفتاریهای مادی، ناگهان دلتنگ حقیقتی فراتر از جهان محسوس شود؟ پاسخ این پرسش در کلمه بنیادین «فطرت» نهفته است؛ مفهومی که هویت واقعی ما را فراتر از شناسنامههای دنیوی تعریف میکند.
در روایتی قدسی و نورانی از پیامبر عظیمالشأن اسلام (ص) نقل شده است که فرمودند: «کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَی الْفِطْرَةِ». این کلام فشرده، دریایی از معنا در خود دارد. پیامبر (ص) به ما میآموزند که هیچ انسانی «لوح سفید» یا بیپناه پا به این جهان نمیگذارد، بلکه هر نوزادی بر یک «سرشت» و «خمیرمایه» خاص آفریده شده است. این ماهیت وجودیِ منحصربهفرد، همان امضای خداوند پای خلقت انسان است.
ما با گرایشی درونی بهسوی راستی، زیبایی و قدرت مطلق متولد میشویم؛ گرایشی که پیش از هر آموزشی در جان ما به ودیعه گذاشته شده است. قرآن کریم، این کتاب هدایت و روشنگری، در آیهای شگفتانگیز (سوره روم، آیه ۳۰) مسیر زندگی سعادتمندانه را چنین ترسیم میکند: «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حنیفاً فِطْرَتَ اللهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها».
خداوند در این آیه به پیامبر و همه انسانها فرمان میدهد که چهره جان خود را بهسوی آیین حنیف، خالص و پیراسته از انحراف، بازگردانند. اما نکته باریکتر در ادامه آیه است؛ آنجا که روشن میشود این دین، مجموعهای از دستورات خشک و بیرونی نیست، بلکه «درونمایهای الهی» دارد. به بیان دیگر، ساختار دین با ساختار وجودی انسان هماهنگ است. دین چیزی جز شکوفایی همان سرشتی نیست که خداوند در نهاد بشر قرار داده است.
براساس این آموزهها، خمیرمایه اصلی وجود انسان، خدایی است. ما ذاتاً و در لایههای پنهان ضمیر خود، معرفت به پروردگار را دارا هستیم. این تمایل به حقیقت مطلق و عطش اتصال به مبدأ عالم، همان کشش ذره بهسوی خورشید است. اگر لایههای غبار گناه و فراموشی نباشد، آینه جان هر انسانی بهطور طبیعی جمال حق را نشان میدهد.
ما غریبه با خدا نیستیم؛ ما در اصل، متعلق به همان ملکوتیم و در این جهان، مسافری هستیم که نشانی خانه پدری را در قلب خود به همراه دارد. اوج شکوه این حقیقت در ماه مبارک رمضان تجلی مییابد. رمضان، در حقیقت یک دوره «بازسازی بزرگ» است.
وقتی انسان در این ماه در محراب عبادت مینشیند، رویکردهای معنوی خود را تقویت میکند، در سحرگاهان اشک میریزد و با توبه، آلودگیها و زنگارهای مادی را از وجود خود میزداید، اتفاقی فراتر از یک تمرین مذهبی رخ میدهد. آدمی با هر لحظه روزهداری و هر آیهای از قرآن که تلاوت میکند، پوستههای اضافی و عاریهای را از خود جدا میکند و بهتدریج به فطرت پاک الهی خویش نزدیکتر میشود.
انتهای پیام