کد خبر: 4343272
تاریخ انتشار : ۰۹ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۰
یک پژوهشگر قرآنی مطرح کرد

بازسازی روابط انسانی در جامعه دینی با تکیه بر تعالیم قرآنی

زهرا عاصمی گفت: با توجه به اینکه انسان دیندار می‌آموزد حضورش در شبکه‌های ارتباطی باید مایه خیر، کرامت و امید باشد، نه منبع فریب و خودنمایی، بنابراین جامعه دینی می‌تواند از تعالیم خود برای بازسازی معنا در روابط بهره گیرد.

قرآن کریمقرآن کریم نه‌تنها به تبیین روابط انسانی می‌پردازد، بلکه ریشه‌های درونی و اجتماعی ضعف همدلی و فروپاشی روابط واقعی را نیز آشکار می‌سازد. در نگاه قرآنی، این آسیب‌ها بیش از آنکه صرفاً حاصل تغییرات بیرونی جامعه باشند، از دگرگونی‌های اخلاقی و روحی انسان نشئت می‌گیرند.

خبرنگار ایکنای خراسان‌رضوی با زهرا عاصمی، روانشناس و پژوهشگر قرآنی، گفت‌وگویی درخصوص «بررسی ریشه‌های همدلی از منظر قرآن و روابط انسانی واقعی در جامعه دینی»  داشته است که در ادامه می‌خوانیم؛

ایکناـ قرآن ریشه‌های کاهش همدلی، روابط سطحی و فروپاشی روابط واقعی را چگونه بیان می‌کند؟

قرآن کریم ریشه بسیاری از نابسامانی‌ها و سردی روابط انسانی را در چیرگی نفس اماره و پیروی از هواهای نفسانی می‌داند. هنگامی‌که انسان خواسته‌های شخصی خود را بر ارزش‌های الهی و مصالح جمعی مقدم می‌دارد، توان درک درد، نیاز و رنج دیگران را از دست می‌دهد. در آیه ۲۳ سوره «جاثیه» «أَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ» به‌صراحت هشدار داده شده است که پرستش خواسته‌های نفسانی، انسان را از مسیر همدلی، ازخودگذشتگی و نوع‌دوستی خارج می‌کند.

قرآن یکی از پیامدهای مهم این غفلت را قساوت قلب می‌داند؛ دل‌هایی که بارها حق را می‌بینند اما به آن پشت می‌کنند، به‌تدریج سخت و بی‌احساس می‌شوند. در آیه ۷۴ سوره «بقره» آمده است: «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُم مِّن بَعْدِ ذَٰلِکَ فَهِیَ کَالْحِجَارَةِ». در جامعه‌ای که دل‌ها دچار قساوت می‌شوند، مهربانی جای خود را به بی‌تفاوتی می‌دهد و روابط انسانی، هرچند در ظاهر برقرار است، از درون تهی و سرد می‌گردد.

غرور و خودبرتربینی از دیگر ریشه‌هایی است که قرآن برای گسستن پیوندهای انسانی برمی‌شمارد. فرد متکبر دیگران را هم‌سطح خود نمی‌بیند و روابطش بر پایه مصلحت و ظاهرسازی شکل می‌گیرد. قرآن در آیه ۳۶ سوره نساء می‌فرماید: «إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ مَن کانَ مُخْتَالًا فَخُورًا». به بیان دیگر، تکبر دشمن رحمت و مانع شکل‌گیری دوستی‌های واقعی است.

افزون بر این، دلبستگی افراطی به دنیا و فراموشی پیوندهای معنوی، از دیدگاه قرآن عاملی اساسی در سطحی‌شدن روابط است. هنگامی‌که ملاک همه‌چیز سود و زیان مادی باشد، محبت نیز تا زمانی دوام می‌آورد که منفعتی در میان باشد. قرآن در آیه ۲۰ سوره «حدید» می‌فرماید: «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ…». چنین نگرشی، روابط انسانی را به تعاملاتی حسابگرانه و بی‌روح تقلیل می‌دهد.

در کنار این عوامل، قرآن به خطر نفاق نیز اشاره می‌کند؛ آسیبی که در ظاهر پیوندها را حفظ می‌کند، اما در باطن اعتماد و صداقت را از بین می‌برد. منافق از ایمان و دوستی سخن می‌گوید، اما در حقیقت در پی منافع شخصی خود است. این وضعیت، روابط اجتماعی را شکننده و سطحی می‌کند. در سوره «بقره»، آیه ۱۰ آمده است: «فِی قُلُوبِهِم مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا».

در نهایت، قرآن ریشه اصلی همه این انحرافات را در غفلت از یاد خدا می‌داند. انسانی که از ذکر الهی فاصله می‌گیرد، از سرچشمه نور و عاطفه نیز دور می‌شود و در تنگنای روحی قرار می‌گیرد. در آیه ۱۲۴ سوره «طه» آمده است: «وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکًا». در چنین وضعیتی، زندگی انسان از معنا و روابط او از گرما تهی می‌شود.

در مجموع، قرآن کاهش همدلی، گسست روابط واقعی و رواج بی‌روحی عاطفی را صرفاً یک بحران اجتماعی نمی‌داند، بلکه آن‌را پیامد بیماری‌های درونی انسان همچون خودمحوری، قساوت قلب، تکبر، دنیاگرایی، نفاق و غفلت از یاد خدا معرفی می‌کند. راه درمان نیز در بازگشت به ایمان، تهذیب نفس و زنده نگه‌داشتن محبت الهی در دل‌هاست؛ همان نوری که به روابط انسانی معنا و پایداری می‌بخشد.

ایکناـ آیات مربوط به تعاون، اصلاح و اخوت چگونه می‌توانند انسجام اجتماعی را تقویت کنند؟

آیات قرآن درباره تعاون، اصلاح و اخوت، سه ستون اساسی برای شکل‌گیری و پایداری انسجام اجتماعی به‌شمار می‌روند؛ زیرا پیوند میان افراد را از سطح منافع فردی به ساحت ایمان و مسئولیت الهی ارتقا می‌دهند.

اصل تعاون بر پایه نیکی و تقوا استوار است. در آیه ۲ سوره «مائده» آمده است: «وَتَعَاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَالتَّقْوَی وَلا تَعَاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ». این فرمان الهی، همکاری را جهت‌مند می‌کند؛ به‌گونه‌ای که اتحاد باید در مسیر خیر و عدالت باشد، نه در خدمت ظلم و منافع گروهی. چنین نگرشی، افراد را در مدار خیر جمعی قرار می‌دهد و موفقیت هر فرد را به سودی عمومی پیوند می‌زند.

آیات مربوط به اصلاح میان مؤمنان نیز نقشی بنیادین در حفظ همبستگی دارند. در آیه ۱۰ سوره «حجرات» آمده است: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ». در این نگاه، اختلاف نه امری برای رهاکردن، بلکه فرصتی برای کنش اخلاقی است. تلاش برای آشتی و رفع کدورت‌ها، شکاف‌های اجتماعی را ترمیم کرده و احساس عدالت، امنیت و احترام متقابل را تقویت می‌کند.

اما مفهوم اخوت ایمانی، زیربنای این دو اصل است. قرآن مؤمنان را «برادر» می‌نامد تا نشان دهد پیوند آنان بر پایه ایمان و محبت الهی شکل گرفته، نه قومیت یا منفعت. این اخوت، وحدتی قلبی ایجاد می‌کند که در آن، درد یک فرد، درد همه تلقی می‌شود و جامعه را به شبکه‌ای از حمایت و مسئولیت متقابل تبدیل می‌کند.

در نتیجه، تعاون بستر عمل مشترک را فراهم می‌کند، اصلاح ضامن سلامت روابط است و اخوت روح این ساختار را زنده نگه می‌دارد. این سه اصل در کنار یکدیگر، جامعه‌ای را شکل می‌دهند که در آن افراد نه رقیب، بلکه یاور یکدیگرند و محبت، عدالت و همبستگی جایگزین بی‌اعتمادی و تفرقه می‌شود.

ایکناـ جامعه دینی چگونه می‌تواند در عصر ارتباطات صوری، پیوندهای واقعی ایجاد کند؟

در جامعه دینی، عامل اصلی پیوند، ابزارهای ارتباطی نیست، بلکه روح صدق و محبت الهی است؛ روحی که اگر در دل‌ها زنده باشد، هر رسانه‌ای را به پلی برای نزدیکی و رشد انسانی تبدیل می‌کند و زمینه‌ساز شکل‌گیری ارتباطات واقعی می‌شود.

در روزگاری که روابط انسانی به سطح ظواهر و تبادلات سطحی تنزل یافته است، افراد در جامعه دینی می‌توانند با تکیه بر سرمایه‌های معنوی، در میان انبوه ارتباطات مجازی، روابطی اصیل و انسانی شکل دهند. دین، ارتباط را صرفاً ابزار انتقال پیام نمی‌داند، بلکه آن‌را رابطه‌ای اخلاقی و روحی تعریف می‌کند که در آن صداقت، احترام و نیت الهی محور است، نه نمایش و منفعت.

در چنین چارچوبی، ایمان علاوه بر پیوند انسان با خدا، نوعی حساسیت اخلاقی نسبت به دیگران ایجاد می‌کند. هنگامی‌که ارتباط بر پایه تقوا شکل گیرد، فناوری نه مانع، بلکه وسیله‌ای برای گسترش محبت و آگاهی خواهد بود. انسان دین‌دار می‌آموزد که حضورش در شبکه‌های ارتباطی باید منشأ خیر، کرامت و امید باشد، نه ابزاری برای فریب یا خودنمایی.

از سوی دیگر، تعالیم اخلاقی اسلام بر گفت‌وگو، مشورت، خیرخواهی و پوشاندن خطاهای دیگران تأکید دارند؛ عناصری که در صورت احیا در فضای دیجیتال، می‌توانند ارتباطات سرد و مصرفی را به تعاملاتی سازنده و اعتمادآفرین تبدیل کنند.

پایداری این پیوندها در گرو شکل‌گیری فرهنگ ارتباط مسئولانه است؛ فرهنگی که در آن هر پیام، حامل نیت خیر و احترام به کرامت انسانی باشد. در چنین شرایطی، حتی در دل شبکه‌های سریع و متراکم ارتباطی، جامعه دینی می‌تواند کانون‌هایی از ارتباط واقعی ایجاد کند؛ فضاهایی که در آن احساس تعلق، همدلی و ایمان مشترک همچنان معنا و حیات دارد.

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا طالبیان شریف
captcha