حجتالاسلام والمسلمین محمدعلی فیضآبادی پژوهشگر دینی، در گفتوگو با ایکنا از خراسان رضوی، در خصوص فلسفه پرداخت زکات در اسلام اظهار کرد: فردی که با دسترنج خویش اموالی را به دست آورده و آن را به نیازمندان اهدا میکند، از نظر روحی و معنوی رشد مییابد و همین پرداخت زکات، موجب تزکیه روحی و معنوی او میشود.
وی در تبیین فلسفه وجوب زکات بر برخی اموال افزود: خداوند متعال زکات را تنها بر برخی اموال واجب کرده است؛ از جمله غلاتی مانند گندم، جو، خرما و کشمش، حیواناتی همچون گاو، گوسفند و شتر، و نیز سکههایی از طلا و نقره.
این پژوهشگر دینی با بیان اینکه برای وجوب زکات میتوان دستکم سه فلسفه اساسی برشمرد، تصریح کرد: نخست، حمایت از نیازمندان و رفع مشکلات اقتصادی آنان است. خداوند متعال بر اساس سنتها و حکمتهای الهی، برخی افراد را از نظر مالی در رفاه و برخی دیگر را در تنگنا قرار میدهد؛ چنانکه در قرآن کریم نیز به گستردگی یا محدودیت روزی انسانها اشاره شده است.
فیضآبادی ادامه داد: بر این اساس، همواره گروهی از انسانها به دلایل گوناگون در شرایطی قرار میگیرند که امکان دستیابی به ثروت برای آنان فراهم نیست. تأمین نیازهای این افراد، از طریق زکاتی است که توانگران میپردازند تا مشکلات معیشتی آنان کاهش یابد.
وی اظهار کرد: دومین فلسفه وجوب زکات آن است که این فریضه، موجب رشد و تعالی خودِ زکاتدهنده میشود. واژه «زکات» به معنای پاکسازی و رشد است و انسان برای رسیدن به مراتب والای انسانی و مقام خلیفةاللهی، نیازمند ابزارها و عواملی است که زمینه این رشد را فراهم کند. فردی که با تلاش و کار مشروع به دسترنجی حلال دست یافته و بخشی از آن را به نیازمندان میبخشد، از نظر روحی، اخلاقی و معنوی رشد میکند. بنابراین، زکات افزون بر آثار اجتماعی، برای پرداختکننده نیز آثار و برکات معنوی به همراه دارد.
این پژوهشگر دینی با اشاره به سومین دلیل وجوب زکات بیان کرد: بسیاری از معضلات اجتماعی از طریق زکات قابل رفع است؛ از جمله تأمین هزینههای ساخت مدرسه، مسکن، مسجد، فعالیتهای عامالمنفعه، امور فیسبیلالله و حتی مخارج دفاع و جهاد.
فیضآبادی در پاسخ به این پرسش که چرا زکات تنها بر برخی اموال واجب شده است، اظهار کرد: در بسیاری از احکام دینی، فلسفه و حکمت کامل برای ما روشن نیست و جنبه تعبدی آن نیز اهمیت دارد. با این حال، با نگاهی به این اموال درمییابیم که بخش عمده زندگی مردم با همین اقلام پیوند دارد.
وی ادامه داد: خوراک اصلی انسانها غالباً از غلاتی مانند گندم و جو تأمین میشود و در بسیاری از نقاط جهان این محصولات کشت میشود. خرما و کشمش نیز از اقلام مهم غذایی به شمار میآیند. همچنین گاو، گوسفند و شتر نیازهای اساسی مردم را در زمینه گوشت، پوست، شیر و لبنیات تأمین میکنند. طلا و نقره نیز در گذشته نقش پول رایج را داشته و وسیله مبادله و ذخیره ارزش محسوب میشدند؛ بنابراین این اموال، بخش مهمی از نیازهای روزمره جامعه را تشکیل میدادند.
وی با تأکید بر اینکه در برخی متون دینی، ترک زکات در مواردی همردیف با کفر شمرده شده است، اظهار کرد: اگر کفر را به معنای بیایمانی بدانیم، مقصود آن است که فرد با نپرداختن زکات، نشانهای از ضعف ایمان خود را بروز میدهد؛ اما اگر کفر را به معنای کفران نعمت در نظر بگیریم، فردی که مالی در اختیار دارد و از آن برای یاری مستمندان، ساخت مراکز عامالمنفعه و رفع نیاز جامعه استفاده نمیکند، در حقیقت دچار ناسپاسی نسبت به نعمت الهی شده است. از این منظر، ترک زکات میتواند مصداقی از کفران نعمت باشد.
این پژوهشگر دینی، زکات را دارای نقشی اساسی در کاهش فقر و فاصله طبقاتی در جامعه دانست و افزود: ساختار جوامع از گذشته تاکنون تغییر ماهوی نداشته و همواره در هر جامعهای گروهی برخوردار و گروهی کمبرخوردار وجود داشتهاند. بر اساس سنت الهی، خداوند روزی برخی را گستردهتر و روزی برخی را محدودتر قرار داده و در قرآن کریم نیز بر مسئولیت توانگران در قبال نیازمندان تأکید شده است.
فیضآبادی ادامه داد: هنگامی که ثروتمندان بخشی از دارایی خود را در اختیار فقرا قرار دهند، بهتدریج تعادل اقتصادی برقرار شده و فاصله طبقاتی کاهش مییابد. برای نمونه، فردی که املاک متعددی در اختیار دارد، میتواند بخشی از آن را به نیازمندان واگذار کند؛ چه بهصورت موقت و چه دائمی. همچنین توزیع بخشی از ثروت میان محرومان میتواند زمینه کاهش فقر ساختاری را فراهم سازد.
وی در پایان، در خصوص انطباق احکام زکات با شرایط اقتصادی امروز گفت: احکام اسلام دارای اصولی کلی و ثابت هستند، اما مصادیق آنها متناسب با شرایط زمان و مکان قابل تطبیق است. در گذشته، ممکن بود مهمترین نمود فقر، ناتوانی در تأمین نان باشد، اما امروز هزینههایی مانند آموزش، درمان، تأمین مسکن یا تهیه لوازم ضروری زندگی نیز از مصادیق نیاز به شمار میآید. از اینرو، کمک به پرداخت شهریه تحصیل، تهیه جهیزیه ضروری یا تأمین لوازم اولیه زندگی برای زوجهای نیازمند، در چارچوب همان اهداف کلی شریعت قابل تحلیل است؛ اصول ثابتاند، اما شیوه اجرا و تشخیص مصادیق، متناسب با نیازهای روز تغییر میکند.