کد خبر: 4344080
تاریخ انتشار : ۱۴ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۴
جنگ رمضان در آینه علوم انسانی/1

نقطه اتمام جنگ کجاست؟

نقطه اتمام جنگ کجاست؟

سیدجواد میری جامعه‌شناس و استاد دانشگاه در قالب سلسله یادداشت‌هایی به تأملاتی در باب «جنگ رمضان» فراتر از روایت‌های صرفاً حادثه‌ای یا سیاسی می‌پردازد و می‌کوشد تا با تکیه بر رویکردهای علوم انسانی و اجتماعی، به واکاوی ماهیت جنگ و دلالت‌های آن در سطوح مختلف بپردازد. در این یادداشت او به این پرسش می‌پردازد که جنگ چه زمانی پایان می‌پذیرد. 

بسیاری درباره زمان اِتمام جنگ می‌پرسند اما به نظر طرح چنین پرسشی اشتباه است. ما نمی‌توانیم در باب زمان اتمام جنگ مبتنی بر سخنان معمار/فرمانده جنگ دشمن پایانش را تنظیم کنیم. آنچه باید از منظر ایران و جامعه ایرانی مورد پرسش قرار بگیرد «نقطه» اتمام جنگ است؛ یعنی در چه نقطه‌ای ما این امکان را پیدا خواهیم کرد که جنگ مستقیم را مختومه اعلام کنیم.

برای دوری از «ذهنیت زمان اتمام جنگ» و «رسیدن به نقطه اتمام جنگ» ما نیازمند فهم معادله جنگ به معنای عام کلمه و درک معادله این جنگ به معنای خاص کلمه هستیم. جنگ‌های معاصر زمانی به نقطه پایانی می‌رسند که طرفین به این اِدراک دست می‌یابند که جنگیدن مستقیم منجر به نابودی آنها خواهد شد و از این روی آنها جنگ را تبدیل به صنعت جنگ (War Industry) می‌کنند و جنگ‌ها را در صفحه شطرنج جهانی پیگیری می‌کنند که این خود مستلزم افق سیاره‌ای و بهره بردن از تمامی امکانات جامعه برای تفوق در مقابله با دیگری است.

در این چارچوب کل سیستم با تمامی ساحاتش از حقوق سازمانها و قوانین و چارچوبها و ... تبدیل به ابزار جنگی و در خدمت صنعت جنگ می‌گردند و این نکته چنان مبطون (پنهان در لایه‌های بطن بطن‌دار) است که فقط در نقاط عطف خود را نشان می‌دهد و اکنون ما در یکی از این نقاط عطف تاریخی قرار داریم.

حال سؤال این است که ما در کدام نقطه می‌توانیم به پایان جنگ برسیم؟ برخلاف بسیاری که سخنان ترامپ مبنی بر بردن ایران به عصر حجر را یا به سخره گرفتند و یا با تمسک به مفهوم تاریخ هفت‌هزار ساله به مقابله کلامی پرداختند نظر دیگری دارم.

 به نظر من این سخن ترامپ در قالب استراتژی نقطه پایان جنگ از منظر آمریکا باید تلقی شود و ترجمه‌اش این است که ترامپ به‌عنوان فرمانده جنگ می‌گوید آمریکا توانایی ضرباتی را در اختیار دارد که کلیتِ موجودیت ایران را نابود کند و طبق برآوردهای نظامیش این حس در بین فرماندهان آمریکایی ایجاد نشده است که ایران می‌تواند موازنه را عوض کند.

این تصور آمریکا از نقطه پایان جنگ است اما در این سوی ما چگونه می‌توانیم این تصور را نابود کنیم و نقطه اتمام جنگ (و نه زمان پایان جنگ) را متناسب با ظرفیت‌های خود به منصه ظهور برسانیم؟ شور و هیجان و فضای احساسی و حماسی در جنگ مهم است اما  «عقل سرد» باید در محاسبات تدبیر مُدُن و تمشیت مُلک حاکم باشد تا در پیچ و خم حوادث  نابود نشود.

مبتنی بر این دغدغه فکر می‌کنم نقطه اتمام جنگ زمانی ممکن خواهد شد که ایران بتواند همانگونه که آمریکا خاک ایران را هدف حمله‌های بی‌امان خود قرار می‌دهد، نیروی نظامی ایران هم به چنین موقعیتی برسد و این تنها دکترینی است که معماران استراتژیست آمریکایی آن را خوب و عمیق درک می‌کنند و این همان دکترینی است که چین و روسیه و کره‌شمالی به صورت منسجم آن را دنبال کرده‌اند.

اگر غیر از این باشد ما باید به دنبال زمان اتمام جنگ باشیم که هر سه روز یکبار ترامپ آن را با افزودن یک یا دو هفته تمدید می‌کنند و اسرائیل هم با عشوه و ناز آن را نمی‌پذیرد و منوط به خواسته‌های بی‌پایان خود می‌کند که معنایش هم یک چیز بیشتر نیست و آن این است که اسرائیل به هیچ وجه به مدل توازن قوا که مسبوق به سابقه بود بازنخواهد گشت و تنها یک مدل را در این منطقه می‌پذیرد و آن ارباب-برده است.

به عبارت دیگر، نقطه اتمام جنگ آنجاست که مدالیته ذهن ما از نظم جهانی تغییر کند و اگر این جنگ و غارتی که بر ایران تحمیل شده این دگرگونی را موجب نشود بعید می‌دانم پایانی برای این جنگ وجود داشته باشد. والله اعلم! 

انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha