مهدی قاسمی، استاد حوزه و دانشگاه و پژوهشگر پژوهشکده اسلام تمدنی، در گفتوگو با خبرنگار ایکنا از خراسانرضوی، در تشریح مبانی فکری، معنوی و فلسفی، یا به تعبیری دیگر مبانی الهیاتی، جنگ و مقاومت، اظهار کرد: الهیات جنگ و مقاومت یکی از حوزههای پیچیده در مطالعات فلسفی است که به بررسی رابطه میان باورهای دینی، اخلاق جنگ و ضرورت مقاومت در برابر ظلم میپردازد. جنگ، افزون بر جنبههای عینی و فیزیکی، مسئلهای معنوی و اخلاقی نیز هست که پرسشهای بنیادینی درباره مشروعیت، عدالت، صلح، شر و نیز ابزارهای معنوی مرتبط با جنگ و مقاومت مطرح میکند.
وی ادامه داد: این مباحث، ریزمسائل اعتقادی تازهای را پدید میآورد که برای پیروان ادیان، بهویژه ادیان ابراهیمی، اهمیت ویژهای دارد و میتواند بستری برای گفتوگوهای بیندینی در موضوعاتی همچون جنگ، صلح و مقاومت فراهم کند.
قاسمی همچنین با اشاره به آثار معنوی جنگ، بر گرایش به نیایشگاههایی همچون مساجد، حسینیهها و اماکن مقدس برای کسب آرامش روحی تأکید کرد و افزود: این موارد بخشی از مسائل الهیاتی جنگ است.
طرح چالشهای کلامی و دینی
این پژوهشگر در ادامه به چالشهای اعتقادی ناشی از مسئله جنگ پرداخت و بیان کرد: پرسشهایی همچون عدالت الهی، ماهیت شر و چگونگی وقوع جنگ در چارچوب باور به خدای مهربان، از جمله مباحثی است که در الهیات جنگ قابل بررسی است. در یهودیت، برخی جنگها در متون دینی ذکر شده و به فرمان پیامبرانی مانند موسی و یوشع، یا در دوره پادشاهانی چون داوود و سلیمان رخ داده است. در مسیحیت نیز، با وجود تأکید پیامهای عیسی(ع) بر محبت و صلح، نظریههایی درباره «جنگ عادلانه» مطرح شده که متکلمانی همچون آگوستین و پس از او توماس آکوئیناس به آن پرداختهاند.
وی درباره اسلام نیز افزود: موضوع جنگ و صلح در اسلام بیشتر در حوزه فقه و شریعت مورد بررسی قرار گرفته و قرآن کریم آموزههایی درباره جهاد دفاعی ارائه کرده است. در این چارچوب، جنگ همواره بهعنوان آخرین راهحل مطرح شده و همراه با اصولی مانند عدالت و رعایت حقوق انسانها مورد توجه قرار گرفته است.
قاسمی درخصوص مبانی نظری الهیات جنگ و همچنین بررسی فلسفه مقاومت در چارچوب این الهیات، تصریح کرد: بخش نخست، الهیات جنگ عادلانه یا ظلمستیز است که در آن، مقابله با تجاوز بهعنوان واکنشی ضروری و متناسب با اقدام متجاوز تبیین میشود.
وی برخی نمونههای جنگهای معاصر را نیز در این چارچوب ارزیابی کرد و این نوع مواجهه را بخشی از ادبیات الهیات جنگ در اسلام دانست و ادامه داد: بخش دیگر «الهیات صلحجویانه» است که این رویکرد بر پرهیز از هرگونه جنگ و خشونت تأکید دارد. این جریان در سنت اسلامی کمتر مورد توجه بوده و بیشتر در ادیان و مکاتب دیگری همچون بودیسم، هندوئیسم و نیز برخی شاخههای مسیحیت، بهویژه کاتولیک، برجسته شده است.
پیوند جنگ با کلام و الهیات
این پژوهشگر در ادامه، رابطه جنگ با الهیات و کلام اسلامی را از منظر مفاهیمی همچون عدالت مورد بررسی قرار داد و اظهار کرد: عدالت یکی از کلیدواژههای اصلی در الهیات جنگ است و این پرسش را مطرح میکند که آیا جنگ میتواند بهعنوان ابزاری برای تحقق عدالت الهی تلقی شود.
وی با استناد به آیه ۲۵ سوره «حدید» که خداوند میفرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ۖ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ ۚ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ؛ همانا ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو [ی تشخیص حق از باطل] نازل کردیم تا مردم به عدالت برخیزند، و آهن را که در آن برای مردم قوت و نیرویی سخت و سودهایی است، فرود آوردیم و تا خدا مشخص بدارد چه کسانی او و پیامبرانش را در غیاب پیامبران یاری میدهند؛ یقیناً خدا نیرومند و توانای شکست ناپذیر است»، گفت: مفهوم «اقامه قسط» فراتر از اعمال عبادی و گفتوگوهای نظری است. اقامه عدالت در این آیه، معنایی گسترده دارد و ناظر به برقراری برابری در سطحی فراتر از مرزهای جغرافیایی است. این نگاه، مستلزم توجه به عدالت برای همه انسانها و عبور از چارچوبهای محدود منطقهای است.