استاد دانشگاه آزاد اسلامی گفت: اقدام نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نقض صریح قواعد آمره است و به همین دلیل حقوقدانان برجسته جهان و نهادهای بینالمللی به صورت ضمنی یا آشکار، این اقدامات را تجاوز به یک کشور مستقل نامیده و رد کردهاند؛ حتی زمانی که نهادهای بینالمللی خواهان پایان جنگ میشوند در واقع بر این حقیقت صحه میگذارند که آغازگر این نبرد غیرقانونی، طرف مقابل بوده است. 
به گزارش ایکنا از قم، به نقل از روابط عمومی جهاددانشگاهی قم، افشین زرگر در اولین نشست از سلسله نشستهای تخصصی روایت جنگ که با عنوان «بررسی ابعاد حقوقی جنگ رمضان» که با همت جهاد دانشگاهی قم با همکاری دانشگاه آزاد اسلامی استان البرز و بسیج اساتید استان قم به صورت مجازی برگزار شد، اظهار کرد: تجاوز آمریکایی- صهیونی اخیر در واقع یک جنگ تحمیلی است که علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز شده و در آن هویت متجاوز کاملاً مشخص است. ایران به هیچ وجه به دنبال آغاز و تحمیل این جنگ نبوده و بارها مقامات ارشد کشورمان تأکید داشتهاند که ایران تنها از خود دفاع میکند، آغازگر هیچ جنگی نخواهد بود و صرفاً در صورتی که جنگی به او تحمیل شود، به دفاع از خود برخواهد خاست؛ این موضع رسمی ایران است که کسی نمیتواند آن را انکار کند.
این استاد دانشگاه آزاد اسلامی گفت: در مقابل، آمریکا در پاسخ به این نبرد، از عبارت «عملیات محدود نظامی» استفاده میکند و نمیگوید جنگی را تحمیل کرده است، چرا که واژه جنگ برای آمریکا بار حقوقی سنگینی دارد؛ حتی در نهادهای داخلی این کشور نیز بر این توصیف اصرار میورزند، زیرا ورود به وضعیت جنگی مستلزم تأیید کنگره است. آمریکا تلاش میکند در دوره پس از این عملیات، برای خود یک پوشش حقوقی ایجاد کند تا وضعیت ایجاد شده برای این کشور مسئولیتآور نباشد؛ به همین جهت آنها اصرار دارند که از کلمه «War» استفاده نکرده و آن را عملیات نظامی بنامند.
وی با بیان اینکه این در حالی است که ماهیت این رویداد، جنگی است که توسط آمریکا، رژیم صهیونیستی و همپیمانان آنها در منطقه و فراتر از منطقه علیه ایران تحمیل شده است، گفت: آمریکا و رژیم صهیونیستی به طور مستقیم جنگ را آغاز کردند و کشورهای منطقهای که خاک خود را در اختیار این متجاوزان میگذارند نیز در این جنگ مشارکت دارند که این موضوع از لحاظ حقوقی بررسی خواهد شد.
زرگر با بیان اینکه جنگی که در حال حاضر وجود دارد، یک جنگ بینالمللی و بینالدولی است، تصریح کرد: از منظر حقوقی، در این جنگ بینالدولی به صورت سازمانیافته از خشونت و تسلیحات نظامی استفاده میشود و ماهیت آن با جنگ داخلی متفاوت است و ویژگی بارز این نبرد، «نامتقارن» بودن آن است.
این استاد دانشگاه آزاد اسلامی با بیان اینکه جنگ از دیدگاه حقوق بینالملل عبارت است از زد و خورد بین قوای سازمانیافته و منظم دولتها به قصد غلبه و دفاع، بیان کرد: در واقع، جنگ در حقوق بینالملل همواره یک شیوه اجبار همراه با اعمال قدرت و زور است که میتوان آن را به عنوان ابزار سیاست ملی و مجموعهای از عملیات و اقدامات قهرآمیز مسلحانه تعریف کرد که در چارچوب مناسبات کشورها رخ داده و موجب اجرای قواعد خاص در روابط آنها با یکدیگر و کشورهای ثالث میشود. در این تعریف، حداقل یکی از طرفین مخاصمه به دنبال تحمیل دیدگاهها، منافع و نقطه نظرات سیاسی خود بر دیگری است و بر این اساس، عملیات قهرآمیز مسلحانه، وسیله و هدف تحمیل ارادی مهاجم محسوب میشود.
وی گفت: از این تعریف استنباط میشود که مفهوم حقوقی جنگ چهار عنصر اصلی دارد؛ عنصر تشکیلاتی و سازمانی که مربوط به دولتهاست، عنصر مادی که شامل اعمال قدرت مسلحانه به کار گرفته شده است، عنصر معنوی یا روانشناسی که به قصد و نیت موجود از جنگ اشاره دارد و نهایتاً هدفدار بودن جنگ که معطوف به منافع و مصالحی است که متجاوزین دنبال میکنند و در مقابل، مدافع نیز منافعی همچون حفظ امنیت و تمامیت ارضی را پیگیری میکند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه مفهوم دیگری که در اینجا صورت گرفته، «تجاوز» است که در حقوق بینالملل منع شده و تعریف مشخصی برای آن وجود دارد، تصریح کرد: در این جنگ تجاوزکارانه، ادبیات حقوقی مشخصی حاکم است که شامل ارکانی است که در قطعنامه ۳۳۱۴ مجمع عمومی سازمان ملل متحد در خصوص تعریف تجاوز آمده و بر این جنگ مصداق دارد.
زرگر با اشاره به رکن اول در بحث تجاوز، گفت: تجاوز، تهاجم نیروهای مسلح یک دولت به دولت دیگر است؛ طبق این رکن، آمریکا، رژیم صهیونیستی و متحدان منطقهای آنها به نوعی درگیر بوده و نسبت به ایران تجاوز صورت گرفته است، زیرا نیروهای مسلح آنها حملات خود را برخلاف مجوزهای قانونی علیه ایران شروع کردند.
وی افزود: رکن دوم، بمباران قلمرو دولت دیگر توسط نیروهای مسلح و استفاده از هر نوع سلاح علیه خاک آن کشور است؛ نیروهای مسلح دشمن در موارد متعدد نقاط مختلف کشورمان، از جمله اماکن غیرنظامی را با تسلیحات مختلف و پهپادها بمباران کردند. رکن سوم نیز اقدام دولتی است که اجازه میدهد خاکش در اختیار دولت دیگر قرار گیرد تا از آن برای تدارک و اجرای اقدام تجاوزکارانه علیه دولت ثالث استفاده شود.
زرگر با بیان اینکه این جنگ، یک جنگ کاملاً نامشروع است، بیان کرد: به طور کلی در روابط بینالملل، جنگ امری ناپسند تلقی شده و طبق ماده ۳۳ منشور ملل متحد، کشورها موظفند اختلافات خود را از طریق مسالمتآمیز مانند مذاکره، میانجیگری و سازش حل کنند و به جنگ روی نیاورند. اما دولتهای بزرگ همواره به خاطر منافع خود و پیشینهای که در توسل به زور دارند، به جای مسیرهای مسالمتآمیز، اقدام به جنگ میکنند.
وی یادآور شد: دولتهای بزرگ بر اساس منافع خاص خود و با اتکا به پیشینهای که در توسل به زور دارند، دست به اقدام زده و بدین ترتیب جنگ را به پیش میبرند. در این میان، طبق ماده ۵۱ منشور ملل متحد، حق دفاع مشروع منحصراً برای ایران قابل استناد است.
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: این حق به هیچ عنوان برای آمریکا و رژیم صهیونیستی متصور نیست؛ چرا که حتی اگر ایران پیش از این نیز اقدامی انجام میداد، بر اساس همان مفهومی که آمریکا و رژیم صهیونیستی بارها به آن استناد کردهاند، یعنی «دفاع پیشدستانه»، اقدام ایران دارای توجیه بود.
زرگر تصریح کرد: هرچند مفهوم دفاع پیشدستانه از نظر بسیاری از حقوقدانان بینالمللی قابل پذیرش نیست، اما در شرایطی که خطر قریبالوقوع باشد، ایران میتواند به آن استناد کند و در صورت استناد نیز این اقدام کاملاً قابل توجیه محسوب میشد؛ با این حال، جمهوری اسلامی ایران صبوری پیشه کرد تا تحت هیچ شرایطی آغازگر نزاعی نباشد.
وی در ادامه مبحث دفاع مشروع، بیان کرد: باید به ظرفیت قطعنامههای شورای امنیت ذیل فصل هفتم، بهویژه ماده ۳۹ و اعمال ماده ۴۲ اشاره کرد؛ چرا که در برخی موارد طبق ماده ۳۹، برای دولتی که ناقض صلح و متجاوز شناخته میشود، شورای امنیت میتواند قطعنامه صادر نموده و طبق ماده ۴۲، اقدامات قهری لازم را علیه آن به اجرا درآورد.
این استاد دانشگاه با اشاره به اهمیت قاعده آمره در حقوق بینالملل اظهار کرد: اقدامات نظامی که در این جنگ از سوی آمریکا و نیروهای نیابتی آن صورت گرفته، به طور مستقیم «قاعده آمره منع توسل به زور» را نقض کرده است؛ قاعدهای که در حقوق بینالملل از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. پیشینه آن در دوران جامعه ملل و صراحتاً در پیمان «بریان کلوگ» و پیمان «پاریس ۱۹۲۸» مشاهده میشود که در آن مقطع نیز با وجود طرح صریح، به مرحله اجرا درنیامد. در نهایت، منشور ملل متحد نیز در بند چهارم از ماده ۲ به صراحت اعلام کرده است که کشورها باید در روابط بینالمللی خود از توسل به زور علیه یکدیگر خودداری کنند.
این استاد دانشگاه آزاد با بیان اینکه در تحلیل ابعاد حقوقی این منازعه، بایستی میان دو مفهوم کلیدی «حقوق بر جنگ» (Jus ad Bellum) و «حقوق در جنگ» (Jus in Bello) تفکیک قائل شد، گفت: حقوق بر جنگ به قواعدی اطلاق میشود که مشروعیت آغاز یک جنگ را در عرصه بینالمللی نفی یا نقد میکند، در حالی که حقوق در جنگ به حقوق بشردوستانه استناد کرده و ناظر بر قواعدی است که طرفین در طول مخاصمات ملزم به رعایت آنها هستند.
زرگر در ادامه بیان کرد: حقوق بر جنگ به قواعدی اطلاق میگردد که مشروعیت آغاز یک جنگ را در عرصه بینالمللی نفی یا نقد میکند، در حالی که حقوق در جنگ به حقوق بشردوستانه استناد نموده و ناظر بر قواعدی است که طرفین در طول مخاصمات ملزم به رعایت آنها هستند.
وی ادامه داد: در شرایط فعلی، علیرغم برقراری آتشبس، وضعیت میان طرفین به معنای صلح نیست، بلکه صرفاً عملیات نظامی متوقف شده و حالت جنگی همچنان حاکم است؛ مشابه وضعیتی که پس از جنگ ۱۲ روزه وجود داشت.
این استاد دانشگاه با اشاره به حقوق بر جنگ تصریح کرد: از منظر حقوق بر جنگ، منع توسل به زور یک «قاعده آمره» (Jus Cogens) است که طبق بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد، هیچ کشوری حق نقض آن را تحت هیچ شرایطی ندارد.
زرگر با بیان اینکه نکته حائز اهمیت دیگر، موضوع «اعلان جنگ» است، گفت: در هر دو جنگ تحمیلی اخیر، ایران در حالی که در فرآیند مذاکرات قرار داشت، با حملات غافلگیرانه و تجاوزکارانه روبرو شد که این خود نشاندهنده نقض صریح حقوق بینالملل است.
وی در ادامه اضافه کرد: طبق قواعد بینالمللی، آغاز حملات مسلحانه مستلزم ابلاغ رسمی از سوی کشور آغازگر است؛ قاعدهای که سابقهای کهن در حقوق بینالملل داشته و در عهدنامه صلح لاهه ۱۹۰۷ نیز بر مبنای مقررات عرفی مورد تأیید قرار گرفته است.بر این اساس، اعلام جنگ باید مبتنی بر دلایل موجه بوده و به اطلاع سایر کشورها برسد، اما آمریکا و رژیم صهیونیستی با نادیده گرفتن این ضرورت حقوقی، مرتکب جنایتی فاحش شدند.
زرگر با بیان اینکه در حقوق بینالملل مدرن، جنگ به هیچ وجه مشروع نیست، بیان کرد: مگر در دو استثنای مشخص؛ «دفاع مشروع» و «کاربرد قوه قهریه ذیل فصل هفتم منشور و با قطعنامه شورای امنیت در چارچوب امنیت دستهجمعی»؛ لذا خارج از این دو مورد، هرگونه جنگی غیرقانونی تلقی میگردد.
این استاد دانشگاه افزود: در این میان، مقامات آمریکایی تلاش کردهاند تا با بهرهگیری از مفاهیم مذهبی و تلقینات دینی، به اقدامات خود بار اخلاقی و تمدنی ببخشند. آنها در شرایطی که حقوق بینالملل مسیری برای توجیه اقداماتشان فراهم نمیکند، به احیای نظریه «جنگ عادلانه» (Just War) روی آوردهاند که ریشه در آموزههای مذهبی قدیمی دارد و در حقوق بینالملل معاصر جایگاهی ندارد.
وی گفت: آمریکاییها سعی دارند از طریق ابزارهای رسانهای این مفهوم را جایگزین قواعد حقوقی کنند، اما حتی بر اساس مختصات جنگ عادلانه نیز نمیتوانند از عملکرد خود دفاع کنند؛ چرا که در این نظریه نیز جنگ باید توسط مرجعی صالح و برای هدفی بسیار والا و رسالتی بزرگ صادر شود که اقدامات اخیر با این معیارها همخوانی ندارد.
زرگر با بیان اینکه از زمان شکلگیری جامعه ملل، تلاشهای بینالمللی بر جلوگیری از جنگ متمرکز بوده است، اظهار کرد: میثاق جامعه ملل در مواد ۱۲، ۱۳ و ۱۵ خود، تنها در صورتی جنگ را مجاز میشمرد که روشهای مسالمتآمیز، داوری و رسیدگیهای شورا به نتیجه نمیرسید.
وی ادامه داد: بعدها در پیمان «بریان کلوگ» میان آلمان و آمریکا، منع توسل به زور در روابط بینالمللی صراحتاً پذیرفته شد و گرچه با آغاز جنگ جهانی دوم این سازمان مختل گردید، اما در نهایت در منشور ملل متحد به شکلی مستحکم گنجانده شد.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: بر این مبنا، اقدام نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نقض صریح این قواعد آمره است و به همین دلیل حقوقدانان برجسته جهان و نهادهای بینالمللی به صورت ضمنی یا آشکار، این اقدامات را تجاوز به یک کشور مستقل نامیده و رد کردهاند؛ حتی زمانی که نهادهای بینالمللی خواهان پایان جنگ میشوند، در واقع بر این حقیقت صحه میگذارند که آغازگر این نبرد غیرقانونی، طرف مقابل بوده است.
وی با تاکید بر رعایت و اهمیت حقوق در جنگ، اظهار کرد: در نهایت، در بحث «حقوق در جنگ»، موضوع حقوق بشردوستانه اهمیت مییابد که بر اساس آن، کشورهای درگیر در مخاصمه ملزم هستند تدابیری اتخاذ کنند که منجر به نقض حقوق بنیادین انسانها نشود. طبق کنفرانسهای صلح لاهه ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷، کشورها متعهدند از سلاحها و روشهای ممنوعه استفاده نکرده و به هیچ عنوان علیه غیرنظامیان و اماکن غیرنظامی اقدام نکنند؛ قاعدهای که در این جنگ توسط متجاوزان نادیده گرفته شد.
زرگر گفت: کشورها بر اساس معاهدات بینالمللی ملزم هستند که در صورت وقوع جنگ، از انجام هرگونه اقدامی که برخلاف حقوق بشردوستانه باشد اجتناب ورزند؛ به طور مشخص، طبق این قواعد، طرفهای درگیر نباید علیه غیرنظامیان و اماکن غیرنظامی دست به اقدام نظامی بزنند، اما در جریان این جنگ تحمیلی مشاهده شد که متجاوزان به هیچیک از این اصول پایبند نبوده و هر جنایتی که ممکن بود را علیه ایران و افراد غیرنظامی آن مرتکب شدند.
وی در پایان اظهار کرد: این اقدامات نشاندهنده زیر پا گذاشتن کامل تعهداتی است که از زمان کنفرانسهای صلح لاهه برای صیانت از جان انسانها و اماکن غیرنظامی در زمان جنگ وضع شده بود.
انتهای پیام