کد خبر: 4348076
تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۱۵
یادداشت

منطق نظامی‌گری در اندیشه سعدی

سعدی فراتر از مباحث کلان «حق جنگ» و «حق در جنگ»، به مسائل داخلی امور نظامی، مانند اهمیت سپاه منظم، ضرورت وجود و رعایت سلسله‌مراتب نظامی و حقوق نیروهای نظامی نیز توجه کرده است.

تندیس سعدیشیخ اجل، سعدی شیرازی در آثار خود با نگاهی به مقوله جنگ و صلح، در عین قائل‌بودن به رویکردی صلح‌جویانه، برای شرایط جنگی به ارائه سامانه‌ای نظامی به‌منظور عملکرد بهتر سپاه در مقابل حمله دشمن پرداخته؛ هر چند به نظر می‌رسد تفکرات او به صلح و دوری از جنگ بیشتر متمایل است. در شماره پیشین، مشی صلح‌طلبی این شاعر نامدار ایرانی تبیین شد و در شماره پیش رو، به تشریح منطق نظامی سعدی و حقوق نظامیان از منظر وی پرداخته می‌شود.

سعدی فراتر از مباحث کلان «حق جنگ» و «حق در جنگ» که مورد توجه عمده نظریه‌پردازان حقوق مخاصمات مسلحانه است، به مسائل داخلی امور نظامی نیز عنایت دارد. یکی از این موارد، اهمیت سپاه منظم است.


بیشتر بخوانید:


سپاه منظم 

براساس شواهدی که در آثار سعدی یافت می‌شود، او برخلاف توماس آکوئیناس که سربازگیری را در خلال جنگ مجاز می‌شمرد، تشکیل سپاه منظم و از پیش سازمان‌یافته را بر سربازگیری حین جنگ ترجیح می‌دهد. یکی از شواهد این موضوع، توصیفی است که او از پادشاهی ژنده پوش ارائه می‌دهد. این پادشاه در پاسخ به انتقاداتی که به ظاهر ساده و فقیرانه‌اش وارد می‌شود، چنین استدلال می‌کند: «خزائن پر از بهر لشکر بود/ نه از بهر آذین و زیور بود.» 

این سخن نشان می‌دهد که اولویت پادشاه، صرف ثروت‌اندوزی برای تجملات نیست، بلکه ذخیره منابع برای تقویت و ساماندهی سپاه است که این خود بر اهمیت وجود نیروی نظامی منظم و آماده تأکید دارد. اینکه سپاه به تعبیر امروزی، ردیف بودجه اختصاصی و سهم مشخص از خزانه داشته باشد، به معنای وجود آن حتی در زمان صلح است. نمونه دیگر: «سپاهی در آسودگی خوش بدار/ که در حالت سختی آید به کار/ سپاهی که کارش نباشد به برگ/ چرا دل نهد روز هیجا به مرگ؟» آسودگی به زمان صلح اشاره دارد و سختی و روز هیجا ناظر بر دوران مخاصمه مسلحانه است و در هر دو حال، سپاه برقرار و آماده است. 

در بیت زیر نیز سعدی رسیدگی و تأمین مالی رزمندگان در دوران صلح را توصیه کرده، چراکه در دوران جنگ تأمین مالی سپاه اجتناب‌ناپذیر است و استفاده سعدی از واژه خوشدلی، تعبیری جز برای وصف حال نیروی نظامی در دوران قبل از جنگ ندارد: «سپاهی که خوشدل نباشد ز شاه/ ندارد حدود ولایت نگاه.» 

ضرورت وجود و رعایت سلسه‌مراتب نظامی 

سپاه منظم در نظریه سعدی ساختاری چهار وجهی دارد که در رأس آن، پادشاه است. در دوران سعدی پادشاه در کانون قدرت سیاسی می‌نشست و فقط یک نوع حکومت متصور و موجود بود و آن هم حکومت مطلقه‌ای که قانون را نظر پادشاه تشکیل می‌داد؛ شاه به احکام الهی نیز جز در فرض صلاح‌دید خود پایبند نبود و از اینجا تمایل و تلاش مداوم سعدی برای نصیحت‌کردن پادشاه قابل درک می‌شود. 

دلیل دیگر اینکه پادشاه در رأس امور نظامی قرار دارد، آن است که سعدی در کتاب بوستان در بخش «در عدل و تدبیر و رأی» به‌طور مفصل به مقوله جنگ می‌پردازد و در آنجا، مخاطب اصلی او، شخص شاه یا همان رأس نظامی حکومت است. رأس دوم، شامل فرماندهان و مشاوران نظامی، در مرتبه‌ای واحد هستند. در نظام حکومتی مورد نظر سعدی، در کنار پادشاه که مسئولیت اصلی را بر عهده دارد، مشاوران یا به تعبیر او، اهل رأی نیز حضور دارند که به پادشاه در امور نظامی یاری می‌رسانند. سعدی، قلم و اندیشه این مشاوران نظامی را هم‌ردیف شمشیر و سلاح رزمندگان می‌داند. با این حال، او جایگاهی خارج از سلسله‌مراتب نظامی صرف برای مشاوران قائل است و اعتقاد دارد که آن‌ها با دانش خود، فرآیند پرورش نظامیان را تسهیل می‌کنند. این دیدگاه در ابیات زیر نمود می‌یابد: «دو تن پرور ای شاه کشورگشای/ یکی اهل رزم و دگر اهل رأی»، «هر آن کاو قلم را نورزید و تیغ/ بر او گر بمیرد مگو ای دریغ.» 

رأس سوم در سامانه نظامی مطلوب سعدی، رزمندگان جوان هستند. در هرم ساختار نظامی او، در پایین‌ترین مرتبه، رزمندگان جوان قرار دارند که بار اصلی جنگ را بر دوش می‌کشند: «درآرند بنياد رویین ز پای/ جوانان به نیروی و پیران به رای» و همچنین: «به پیکار دشمن دلیران فرست/ هژبران به ناورد شیران فرست.» این ساختار، همان روند تأکید سعدی بر سه عنصر کلیدی عقل، تجربه و مشورت در تصمیم‌گیری و اداره امور است که با توجه به ماهیت کار نظامی، عنصر قدرت جوانی نیز به این مجموعه افزوده شده تا یک نیروی رزمی کارآمد شکل گیرد. 

حقوق نیروهای نظامی از منظر سعدی 

فصل پایانی و تکمیل‌کننده نظریه حقوق جنگ سعدی، تعیین حقوق و وظایف نیروی رزمنده است. سعدی در خصوص حقوق این نیروها، قائل به سه نوع حمایت مالی و معنوی از آن‌هاست:

حمایت تشویقی: این نوع حمایت به افرادی تعلق می‌گیرد که دلاوری و تهور ویژه‌ای در میدان نبرد از خود نشان داده‌اند. سعدی معتقد است که قدردانی از این گروه، هم در بعد مالی و هم در ارتقای جایگاه فرد در سلسله‌مراتب نظامی شایسته است: «دلاور که باری تهور نمود/ بباید به مقدارش اندر فزود.» 

پرداخت مستمری: حمایت دوم، پرداخت مستمری به نیروهای نظامی است، چه در زمان صلح و چه در هنگام جنگ. سعدی اگرچه معیار دقیقی برای تعیین میزان مستمری ارائه نمی‌دهد، اما رعایت اصل سخاوت و کرامت را در این زمینه پسندیده می‌داند: «بهای سر خویشتن می‌خورد/ نه انصاف باشد که سختی برد.» او نقض این اصل را با شکست استراتژی‌های نظامی مساوی قلمداد می‌کند: «چو دارند گنج از سپاهی دریغ/ دریغ آیدش دست بردن به تیغ» یا «چه مردی کند در صف کارزار/ که دستش تهی باشد و کار، زار.» این دیدگاه بر اهمیت تأمین معیشت و امنیت خاطر سربازان تأکید دارد تا آنان با فراغ بال و انگیزه کافی در میدان نبرد حاضر شوند. 

حمایت از خانواده بازماندگان نظامی: حمایت سوم، توجه به خانواده و بازماندگان نیروهایی است که در جنگ کشته می‌شوند. سعدی در «رسائل» به این نکته اشاره می‌کند: «لشکریان را که در جنگ عدو کشته شوند، برگ و معاش از فرزندان و متعلقان او دریغ ندارد.» از این طریق، آسودگی خاطر برای نیروی رزمنده فراهم می‌شود، چرا که می‌داند در صورت شهادت، خانواده‌اش مورد حمایت قرار خواهند گرفت.

انتهای پیام
خبرنگار:
الهه سادات بدیع زادگان
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha