حجتالاسلام والمسلمین مجتبی داودی، نویسنده، محقق و پژوهشگر تاریخ، در گفتوگو با ایکنا از خراسانرضوی، اظهار کرد: در طول تاریخ ایران تجمعات مردمی معمولاً نقش برجستهای در شکلگیری تغییرات اجتماعی و فرهنگی داشتهاند. این تجمعات غالباً به ایجاد گفتوگو در سطح جامعه، نمایانکردن خواستههای جمعی و جلب توجه نهادهای تصمیمگیر کمک کرده است.
وی ادامه داد: در بسیاری از مقاطع حضور جمعی مردم باعث شده است مسائل اجتماعی یا اقتصادی سریعتر دیده شده و به فضای عمومی وارد شوند. بهطور کلی چنین تجمعاتی بیشتر بهعنوان ابزاری برای بیان مطالبات و شکلدهی به افکار عمومی عمل کردهاند و میتوانند روند تحولات را، حتی اگر نتیجه نهایی فوری یا یکسان نباشد، تحت تأثیر قرار دهند.
این پژوهشگر درباره عوامل مؤثر بر موفقیت یا شکست تجمعات مردمی، بیان کرد: بهطور کلی چهار عامل اصلی در سرنوشت هر تجمع یا حرکت جمعی اثرگذار است. مورد اول رهبری یا هماهنگی درونی است. زمانیکه پیام روشن و اهداف مشخص باشد، امکان اثرگذاری و پایداری بیشتر میشود؛ همانگونه که نبود انسجام، سرعت فرسایش را بالا خواهد برد.
داودی مورد دوم را سازماندهی و روشهای عملی بیان و تصریح کرد: هر اندازه که تجمعات ساختارمند و منظمتر باشند، احتمال موفقیت آنها نیز افزایش مییابد. مورد سوم نیز حمایت عمومی است و گستردگی و تنوع همراهان در ایجاد وزن اجتماعی نقش دارند. زمانیکه مطالبات با زندگی روزمره مردم پیوند خورده باشد، احتمال جلب حمایتها بیشتر میشود.
این محقق و پژوهشگر تاریخ مورد چهارم را چگونگی مواجه نهادهای رسمی با تجمعات معرفی کرد و افزود: واکنشها میتواند در مسیر و نتیجه نهایی، از تسهیل گفتوگو تا ایجاد محدودیت، تأثیرگذار باشد. این مورد در اینکه یک تجمع بتواند به روندی پایدار تبدیل شود یا خیر، عاملی تعیینکننده خواهد بود.
وی درباره اینکه آیا تجمعات مردمی همیشه در ایجاد تغییر مؤثر بودهاند، گفت: در طول تاریخ مردمی ایران و بسیاری از کشورهای دیگر، این دست از تجمعات همیشه به تغییر مستقیم منجر نشدهاند اما تقریباً همیشه نوعی اثرگذاری غیرمستقیم داشتهاند. در مواردی این تجمعات توانستهاند فضای اجتماعی را دگرگون کنند، مطالباتی را به سطح تصمیمگیری وارد کنند و یا توجه عمومی را به موضوعی خاص جلب کنند.
داودی افزود: در مواقعی حتی اگر نتیجه بلافاصله قابل مشاهده نبوده، اثرات بلند مدت آن در حوزه فرهنگ، گفتمان عمومی و یا شکلگیری نسلهای بعدی کنشگران دیده شده است. بهطور خلاصه اثرگزاری وجود داشته است اما شکل و سرعت آن در دورههای مختلف متفاومت بوده است.
این پژوهشگر تاریخ، درباره درسهایی که میتوان از تاریخ مقاومت مردمی در ایران گرفت، اظهار کرد: چند نکته کلیدی از تجربههای تاریخی قابل برداشت است که اولین مورد آن اهمیت اتحاد هست. هر اندازه همگرایی بیشتری میان اقشار مختلف وجود داشته باشد، پایداری و شفافیت پیامها افزایش پیدا میکند.
وی دومین نکته کلیدی را سازماندهی و استمرار دانست و گفت: حرکتهایی که برنامهمحور و مرحلهبندی شده هستند معمولاً در بلندمدت نتیجهسازتر بودهاند. درس سوم تنوع ابزارها است چراکه در طول تاریخ مردم برای بیان مطالبات از روشهای مختلف فرهنگی، اجتماعی، رسانهای و یا صنفی استفاده کردهاند؛ این تنوع ابزاری باعث شده پیامها گستردهتر و ماندگارتر شوند.
داودی نکته چهارم و پایانی را تمرکز بر مطالبات مشخص بیان کرد و افزود: تجربه نشان داده است حرکتهایی که هدفهای روشن دارند، معمولاً مقبولیت بیشتری پیدا کرده و امکان پیگیری و تحقق آنها نیز بهتر و بیشتر فراهم میشود.
انتهای پیام