کد خبر: 4350219
تاریخ انتشار : ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷:۵۳
نصر بیان کرد

شکست ابهت پوشالی آمریکا؛ مهم‌ترین دستاورد جنگ رمضان

شکست ابهت پوشالی آمریکا؛ مهم‌ترین دستاورد جنگ رمضان پژوهشگر مسائل سیاسی گفت: در جنگ رمضان، ابهت پوشالی ابرقدرتی که بودجه نظامی‌اش چندین برابر ایران است و بزرگ‌ترین ارتش و پیشرفته‌ترین فناوری‌های جهان را در اختیار دارد، در هم شکسته شد.

به گزارش ایکنا از قم، به نقل از روابط عمومی جهاددانشگاهی قم، الماس نصر دهزیری، در سومین نشست از سلسله نشست‌های تخصصی «روایت جنگ» که به همت جهاددانشگاهی قم با همکاری بسیج اساتید استان قم و دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج، امروز ۱۳ اردیبهشت‌ماه به‌ صورت مجازی برگزار شد، اظهار کرد: باید توجه داشت که رهبر شهیدمان بارها بر این نکته تأکید داشته‌اند که دشمنی آمریکا و مخالفت آن‌ها با نظام جمهوری اسلامی صرفاً از سال ۱۳۵۷ آغاز نشده است؛ بلکه این مخالفت و دخالت، ریشه‌ای عمیق‌تر دارد.

استاد دانشگاه شهید محلاتی افزود: آیزنهاور در اولین روزی که به عنوان رئیس‌ جمهور آمریکا انتخاب شد، در مصاحبه‌ای عمومی صراحتاً بیان می‌کند که گمان نمی‌کنم منطقه‌ای مهم‌تر از ایران روی نقشه جغرافیایی جهان وجود داشته باشد. او تأکید دارد که ایران علاوه بر دارا بودن منابع غنی نفت، در چهارراه جهانی واقع شده است و نباید وضعیتی پدید آید که ایران بار دیگر به گذشته دور و پرشکوه خود بازگشت کند.  

تحلیلگر سیاسی گفت: بر اساس این دیدگاه، آن‌ها از زمانی که میلیتاریسم و اقتدار ایرانی دوباره زنده شود واهمه دارند و توصیه می‌کنند که باید تاریخ این کشور را خواند تا متوجه این هراس شد.

نصر با بیان اینکه بزرگ‌ترین محرک جنگ و تقابل، بحث قوی شدن ایران است، بیان کرد: در همین راستا، در سال‌های ۱۳۶۵ و ۱۳۶۶ شمسی (تقریباً ۱۹۸۷ میلادی) در شیکاگو، مجموعه‌ نشست‌های سالانه آکادمیک و سمینارهای سیاسی برگزار شد، در سومین نشست ساموئل هانتینگتون به عنوان مدیر جلسه و سخنران اصلی، موضوعی تحت عنوان «جدال خیر و شر» را مطرح کرد. لذا طرح چنین موضوعی در حوزه علم سیاست بسیار حائز اهمیت است و نشان می‌دهد که ریشه‌های این تعارض، در لایه‌های عمیق فکری و استراتژیک آن‌ها قرار دارد.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه در نگاه پارادایمیک غرب، سیاست دموکراتیک تنها نوع معتبر علم سیاست محسوب می‌شود که کامل‌ترین نسخه آن در جهان متمدن، متعلق به ایالات متحده آمریکا است، تصریح کرد: بر اساس این دیدگاه، هر جریان یا حکومتی که با اهداف این علم سیاست هم‌خوانی داشته باشد، در دایره «خیر» قرار می‌گیرد و هر مسیری غیر از آن، به عنوان «شر» و عامل ممانعت تلقی می‌شود.  

وی گفت: برای تثبیت این علم سیاست دموکراتیک و تسلط آن بر جهان، استراتژی آن‌ها بر این است که نظام‌های مخالف را نه صرفاً با حرف، بلکه با اقدامات عملی در حوزه‌های اقتصادی، امنیتی، سیاسی و نظامی تحت فشار قرار دهند.

نصر با اشاره به اینکه این تقابل پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ وارد مرحله‌ای جدی شد تا از قدرت گرفتن ایران جلوگیری کنند، بیان کرد: در همین راستا، در سال ۱۹۹۷ میلادی، کارگروهی ویژه با عنوان «بازیابی سند امنیت ملی آمریکا» تشکیل شد. در این پروژه عظیم، بیش از ۳۰۰ نفر از نخبگان هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه به همراه اعضای اتاق‌های فکر برجسته، به مدت سه سال فعالیت کردند که خروجی آن در سال ۲۰۰۰ میلادی به عنوان یک سند بازبینی شده منتشر شد.  

این استاد دانشگاه با بیان اینکه در این سند تأکید شد که اگر برای قرن بیست و یکم اقدامات پیش‌گیرانه مشخصی انجام نشود، هژمونی و سلطه آمریکا با چالشی جدی مواجه خواهد شد، اظهار کرد: یکی از اصلی‌ترین آسیب‌ها و چالش‌هایی که در این سند بر لزوم ترمیم و حل سریع آن تأکید شد، مسئله خاورمیانه و در مرکز آن، انقلاب اسلامی ایران بود.  

وی افزود: در این تحلیل استراتژیک صراحتاً قید شد که اگر تا سال ۲۰۰۵ تکلیف جمهوری اسلامی مشخص نشود، منافع آمریکا با مشکلاتی بنیادین روبرو خواهد شد؛ از همین رو، از آن تاریخ به بعد، تمامی اقدامات علیه ایران وارد فاز اجرایی دقیق‌تر و گسترده‌تری شد.

نصر گفت: در چارچوب سندهای امنیتی جدید، نگاه ویژه‌ای به منطقه خاورمیانه و انقلاب اسلامی شکل گرفت که بر اساس آن، حذف موانع موجود در دستور کار قرار گرفت. تمام اقداماتی که امروزه شاهد آن هستیم، در جهت حفظ هژمونی و قدرت برتر آمریکا دنبال می‌شود.  

وی افزود: در همین راستا، آمریکایی‌ها در سال‌های گذشته جنگ‌های متعددی را به ما تحمیل کردند که از آن جمله می‌توان به جنگ‌های دوازده روزه و متعاقب آن، کودتا در دی‌ماه اشاره کرد که در نهایت به راه اندازی جنگ تحمیلی و جنگ رمضان منجر شد. حقیقت امر این است که آمریکایی‌ها همواره به دنبال انحراف در شناخت اهداف اصلی خود بوده‌اند.

این استاد دانشگاه گفت: در دوره‌ای رئیس‌جمهور آمریکا صراحتاً اعلام کرد که تغییر رژیم را در دستور کار دارد و حتی راه‌های آن را نیز مشخص کردند؛ اما با گذشت زمان، شاهد تغییر لحن بودیم، به طوری که دوباره رئیس‌جمهور آمریکا در صحبت‌های خود اعلام کرد که اصلاً بحث تغییر رژیم در ایران مطرح نیست.  

نصر با اشاره به اینکه این تناقض در گفتار، ریشه در استراتژی‌های پنهانی دارد، تصریح کرد: چرا که هدف اول و اصلی آن‌ها، همواره تغییر رژیم و نابودی ماهیت انقلاب اسلامی و فراتر از آن، نابودی تمامیت ایران بوده است.

وی با بیان اینکه در واقع، هدف نهایی آن‌ها تبدیل ایران به چندین اجزاء کوچکتر و تجزیه شده است که در حقیقت، ریشه در مشکل بنیادین آن‌ها با موجودیت و قدرت یکپارچه‌ ایران دارد، گفت: این اقدامات و فشارها، همگی در مسیر همین هدف نهایی یعنی تضعیف و تکه‌تکه کردن قدرت ملی ایران طراحی و اجرا شده است.

این استاد دانشگاه ادامه داد: دشمن در مواجهه با قدرت ایران، وقتی از طریق رویکردهای پیشین به نتیجه نرسید، راهبرد تضعیف و محدودسازی قدرت نظامی ایران را در پیش گرفت. آن‌ها این هدف را از طریق هدف قرار دادن فرماندهان ارشد و زدن مراکز نظامی و دفاعی پیگیری می‌کردند تا توان بازدارندگی کشور را تحلیل ببرند. اما فراتر از لایه‌ نظامی، هدف بنیادین آن‌ها از میان بردن وحدت و انسجام ملی است؛ در واقع آن‌ها با این استراتژی پیش رفتند که انسجام را از بدنه جامعه و ساختار کشور سلب کنند.

نصر با بیان اینکه در تحلیل نهایی، هدف آن‌ها به بن‌بست کشاندن موضوعات اساسی کشور است، گفت: در این میان، آن‌ها به خوبی درک کرده‌اند که ستون اصلی این اقتدار و انسجام، جایگاه رهبری است. لذا سیاست حذف و تضعیف نقش رهبری را به عنوان نوک پیکان حملات خود برگزیدند؛ چرا که می‌دانند اقتدار ملی و ثبات نظام به این جایگاه گره خورده است و اگر بتوانند در این سد مستحکم رخنه کنند، به اهداف خود در تجزیه و تضعیف ایران دست خواهند یافت.

نصر بیان کرد: در بررسی دوران ریاست‌جمهوری ترامپ، شاهد اتخاذ تصمیمات و سوگیری‌های بی‌سوادانه‌ای بودیم؛ وی با ورود به قدرت مدعی شد که کار ایران تمام است و حملاتی را علیه مواضع و توانمندی‌های دریایی ایران ترتیب دادند، اما با گذشت زمان و پیشروی در رویدادها، مشخص شد که آن‌ها اهداف دیگری را نیز دنبال می‌کنند که از جمله آن‌ها می‌توان به تلاش برای نابودی تمدن ایران و بازگرداندن کشور از مسیر پیشرفت اشاره کرد.  

وی افزود: ترامپ در ابتدا مهلتی ۴۸ ساعته را مطرح کرد و سپس این بازه را به ۴۰ روز تمدید کرد؛ اما تکرار این ادعاها و تمدید مداوم این مهلت‌ها از سوی رئیس‌جمهور آمریکا، به وضوح نشان‌دهنده میزان بی‌اطلاعی و تحلیل‌های نادرست آن‌ها از واقعیت‌های موجود در ایران بود.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه در بررسی ابعاد درگیری‌ها، باید پذیرفت که ما هزینه‌های سنگینی را متحمل شدیم؛ خساراتی که هم مادی بود و هم معنوی، گفت: از دست دادن رهبری عزیز و فرماندهان غیور، ضایعه‌ای بزرگ و جبران‌ناپذیر بود که لرزه بر پیکره کشور انداخت. همچنین آسیب به زیرساخت‌ها، هزینه‌های بسیار بالایی را به همراه داشت. اما در تحلیل نهایی، هزینه‌ای که ما به دشمن تحمیل کردیم، چندین برابر خساراتی بود که خود متحمل شدیم.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه نکته اساسی اینجاست که ابهت پوشالی ابرقدرتی که بودجه نظامی‌اش چندین برابر ایران است و بزرگترین ارتش و پیشرفته‌ترین فناوری‌های جهان را در اختیار دارد، در هم شکسته شد، بیان کرد: آمریکا که پیش از این با تحقیر کشورهای منطقه و حتی متحدان اروپایی خود رفتار می‌کرد، اکنون با واقعیتی جدید روبروست.  

وی ادامه داد: ما شاهد بودیم که پیش از این، رئیس‌جمهور آمریکا در جلسات، سران اروپایی را به شکلی تحقیرآمیز مورد خطاب قرار می‌داد؛ اما اکنون همان سران کشورهای اروپایی که زمانی امنیت خود را به آمریکا گره زده بودند، زبان به انتقاد گشوده‌اند.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه این تحول بزرگ و جرأت یافتن سران اروپایی برای ایستادن مقابل آمریکا، نتیجه‌ مستقیم ایستادگی ایران است، اظهار کرد: جهانیان باور نمی‌کردند کشوری بتواند در برابر قدرت اول نظامی و اقتصادی دنیا چنین قد علم کند و این‌گونه موازنه قدرت را در سطح جهانی تغییر دهد. این رویارویی نشان داد که قدرت واقعی لزوماً در تجهیزات نیست، بلکه در اراده و ایستادگی ملی نهفته است.

وی گفت: تحلیل جایگاه راهبردی ایران نشان می‌دهد که اشراف اطلاعاتی و نفوذ کشور در منطقه خاورمیانه، واقعیتی غیرقابل انکار است. در مقطعی که چندین کشور بزرگ به عنوان واسطه میان ایران و آمریکا قرار گرفتند، در نهایت این ایالات متحده بود که شروط مذاکراتی ایران را پذیرفت؛ شروطی که بر پایه اقتدار جمهوری اسلامی و عدم تسلیم تنظیم شده بود. این یک چرخش اساسی در مواضع طرف مقابل بود که نشان داد برخلاف تصورات اولیه، ابزار فشار کارآمد نبوده است.

نصر با بیان اینکه در این میان، «تنگه هرمز» به عنوان یک اهرم قدرت فوق‌العاده در دستان ایران، نقشی حیاتی ایفا کرد، بیان کرد: سیاست جمهوری اسلامی هرگز بر پایه ایجاد تنش بی‌دلیل یا مسدود کردن این آبراهه بین‌المللی نبوده و نیست، اما زمانی که تهدیدات علیه امنیت ملی جدی شد، ایران از این اهرم به عنوان یک ابزار بازدارنده و قدرتمند استفاده کرد. این اقدام نه برای تعرض، بلکه برای تثبیت قدرت و پاسخ به زیاده‌خواهی‌های رئیس‌جمهور آمریکا صورت گرفت.

این استاد دانشگاه افزود: امروز بسیاری از کشورهای جهان، از جمله قدرت‌های اروپایی که پیش‌تر با ایران در چالش بودند، به این اقتدار منطقه‌ای و حق حاکمیت ایران بر آبراه‌های خود اعتراف کرده و آن را پذیرفته‌اند، هرچند ممکن است در تریبون‌های رسمی به صراحت آن را بیان نکنند.

وی تصریح کرد: در ترازوی نهایی این درگیری، اگرچه هر دو طرف متحمل خساراتی شدند، اما شکست هدف اصلی آمریکا یعنی «تسلیم کردن ایران» کاملاً مشهود است. آمریکا نه تنها به هدف خود نرسید، بلکه اکنون با فرسودگی و افت شدید روحیه در بدنه سیاسی و نظامی خود مواجه شده است، در حالی که ایران جایگاه خود را به عنوان یک ابرقدرت منطقه‌ای تثبیت کرده است.

انتهای پیام
دبیر:
مژگان فرهنگیان
captcha