سید سعیدرضا غفوریان، معلم پیشکسوت در گفتوگو با ایکنا از خراسانرضوی با اشاره به تغییر کیفیت یادگیری در
نسل جدید اظهار کرد: سطح مطالعه و سواد برخی از دانشآموزان نسبت به گذشته کم شده است. افراد در گذشته اهل مطالعه بودند و در زمینههای گوناگون و متنوع کتاب میخواندند که این موضوع باعث رشد ابعاد گستردهتر میشد.
وی با تأکید بر نقش معلم در تبدیل یادگیری به یک مسیر پویا گفت: معلم باید بتواند همزمان از الگوها، روشها، فرایندهای نوین و مهارتهای آموزشی جذاب در تدریس خود بهره ببرد. آموزش فقط انتقال محتوا نیست، فنون و روشهای تدریس یا آموزش تنها یک علم نیست، بلکه یک مهارت و از همه مهمتر یک هنر است.
غفوریان تأکید کرد: آموزش جزئی از تربیت است، اما تربیت جزئی از آموزش نیست و تعریف تربیت در سند تحول بنیادین به معنای فرایند تعاملی، یادگیری، رشد و بالندگی استعدادهای همه جانبه فراگیران است، یعنی یک معلم باید بتواند استعداد و هوشهای چندگانه فراگیران را بهکار بگیرد، نه اینکه در کلاس درس صرفاً سخنران باشد.
وی درباره سطوح یادگیری گفت: نازلترین سطح یادگیری براساس طبقهبندی حیطههای شناختی علوم، حافظه است، در سطح بالاتر ادراک یا فهم و سطح بالاتر کاربست یا اقدام پژوهی است، سطح بعدی تجزیه، سطح بالاتر ترکیب و عالیترین سطح یادگیری خودشکوفایی و ارزشیابی است.
نگاه حاکمیتی به آموزش و پرورش نیازمند بازنگری اساسی است
این معلم پیشکسوت با اشاره به اینکه
آموزش و پرورش سرشار از منابع انسانی است که از این نظر قدر آن دانسته نمیشود، افزود:
جایگاه رفیع معلم و مدرسه در شکلدهی به تمدن بشری، بارها از سوی عالیترین مقامات کشور مورد تأکید قرار گرفته است، امری که در عمل به نظر میرسد از اولویتهای اصلی نظام اجرایی دور مانده است.
غفوریان درباره بیانات رهبر شهید در جایگاه معلم اظهار کرد: از نظر ایشان معلم معمار تمدن بشری و مدرسه نهاد تمدنساز است، همچنین در اجلاس سال ۱۳۸۳، معلم را «معیار صحت جامعه» نامیدند که این جمله کلیدی، وضعیت سلامت جامعه را منوط به سلامت و حال خوب معلمان میداند، یعنی اگر میخواهی بدانی حال جامعه چگونه است از حال معلمان بپرس. اما واقعیتها نشان از عدم توجه کافی به این قشر زحمتکش دارد و لذا حال معلم خوب نیست.
وی با بیان اینکه در نگاه حاکمیتی، نه در مقام گفتار بلکه در مقام عمل به آموزش و پرورش بهای لازم داده نمیشود، گفت: قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب ۱۳۸۳ که با هدف هماهنگسازی و همسانسازی حقوق تدوین شده بود، مشاغل دولتی را در چهار گروه طبقهبندی کرد که شامل مشاغل حاکمیتی (مجلس شورای اسلامی، هیئت علمی دانشگاهها، قوه قضاییه، نیروهای مسلح، وزارت امور خارجه)، زیربنایی (وزارت نیرو، وزارت ارتباطات )، مشاغل اقتصادی (بانکها، وزارت اقتصاد و دارایی، بانک مرکزی و گمرکات) و در نهایت گروه آخر مشاغل اجتماعی، فرهنگی و خدماتی که شامل بهزیستی و آموزش و پرورش است.
این معلم پیشکسوت افزود: نکته قابل تأمل در این قانون، بهویژه در ماده ۱۳، قابلیت واگذاری گروه چهارم یعنی مشاغل فرهنگی و خدماتی به بخش خصوصی است. این رویکرد که آموزش و پرورش را در زمره مشاغلی با اولویت پایینتر و قابلیت واگذاری قرار میدهد، میتواند مانعی جدی در مسیر ارتقا و پیشرفت این نهاد حیاتی تلقی شود و به نظر میرسد نگاه حاکمیتی به آموزش و پرورش، نیازمند بازنگری اساسی است.
این دبیر ادبیات فارسی با بیان خاطرات دوران تحصیل خود در نخستین دوره تربیت معلم گفت: ورودی سال ۱۳۴۲ در نخستین دوره تربیت معلم بودم، ساختمان تازه تأسیسی که از سوی کارشناسان خارجی ساخته شده بود، در سال ۱۳۶۰، دورانی که با نام و یاد شهیدان رجایی و باهنر مزین بود و با تعطیلی دانشگاهها و انقلاب فرهنگی همزمان با شهادت شهیدان رجایی و باهنر، تنها مرکز تربیت معلم به فعالیت خود ادامه داد و این دوره واقعاً دورهای طلایی برای معلمان کشور بهشمار میرفت.
غفوریان درباره علاقه خود به معلمی اظهار کرد: در آن دوران، دوره کاردانی را در رشته ادبیات گذراندم و حتی اگر دانشگاهها هم باز بودند، باز به سراغ تربیت معلم میرفتم چون عاشق معلمی بودم. بعد از پایان انقلاب فرهنگی، با رتبه ۹۴ کنکور سراسری در رشته حقوق دانشگاه شهید بهشتی پذیرفته شدم و تحصیل در حقوق قضایی را آغاز کردم، اما با تمام علاقهای که به رشته حقوق داشتم، پس از پایان تحصیل باز هم به شغل معلمی بازگشتم و شاید یکی از معدود کسانی بودم که با وجود فارغالتحصیلی از دانشکده حقوق، وکیل نشدم تا بتوانم در آموزش و تربیت نسل آینده سهمی داشته باشم.
تأثیر اساتید برجسته بر مسیر حرفهای
این معلم پیشکسوت گفت: در دانشگاه شهید بهشتی افتخار شاگردی اساتیدی چون مرحوم سیدمحمود کاشانی، عبدالله شمس، کاتوزیان، گودرز افتخار جهرمی را داشتم و هنگام تحصیل در مرکز تربیت معلم افتخار شاگردی اساتید بزرگی را داشتم که در صدر آنها میتوانم به رضا اشرفزاده اشاره کنم که از همه لحاظ استادی کامل و کم نظیر بود. شهید غلامرضا تدین، روحانی مبارز و از دوستان نزدیک مقام معظم رهبری که در مرکز تربیت معلم شهید بهشتی تدریس میکرد نیز علاوه بر تدریس معارف دینی و احکام با بیانی شیرین و طنزآمیز، ارتباط بسیار صمیمانهای با دانشجویان داشت.
وی در بخشی از خاطرات خود به دوران پرکار و پرشور خدمتش اشاره کرد و افزود: ۱۲ سال موظف به تدریس در دبیرستان بودم، اما در هفته بیش از ۴۸ ساعت تدریس میکردم و از کلاسهای کنکور نیز از من دعوت میشد، چراکه با عشق و علاقه این کار را دنبال میکردم.
غفوریان به تشریح خاطرهای از دبیرستان توحید تهران پرداخت و بیان کرد: نگاه مردم به ویدئو در آن دوره شبیه نگاه امروزی به ماهواره بود. یک روز مدیر و معاون پرورشی مرا به دفتر خود فراخواندند و گفتند ما مدتی است دو نفر از دانشآموزان را زیر نظر داریم که کیفی را همراه خود میآورند و تصورمان این است که نوار ویدئوی غیرمجاز رد و بدل میکنند، سرانجام آنها را بازخواست کردیم و پس از باز کردن کیف، متوجه شدیم که داخل آن یک ضبط صوت کوچک و تعدادی نوار کاست است.
وی ادامه داد: مدیر مدرسه گفت که این نوارها همانطور که دانشآموزان توضیح دادند، ضبط کلاسهای ادبیات کلاس من بوده است و دانشآموزان آنها را با هم رد و بدل میکردند که با شنیدن این مطلب خیلی دلم لرزید و امروز بسیاری از آن دانشآموزان صاحب منصبان برجسته در قوه قضائیه، پزشکان، وکلا و مسئولان ارشد هستند و حتی برخی از آنها با گذشت سالها هنوز در روز معلم با من تماس میگیرند.
این دبیر ادبیات فارسی با اشاره به سابقه ۴۳ ساله خدمت خود که بیش از نیمی از آن را در پستهای اجرایی از جمله ریاست آموزش و پرورش، معاونت مدیرکل، مدیرکلی استان و قائممقامی گذرانده است، ادامه داد: 6 سال آخر خدمتم، از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۶ را بهعنوان مدیر دبیرستان تیزهوشان مشهد گذراندم و پس از بازنشستگی نیز فعالیتم را ادامه دادم.
آموزش و پرورش در دفاع مقدس نقش بیبدیلی داشت
این پیشکسوت عرصه تعلیم و تربیت با اشاره به حضور معلمان و دانشآموزان در جبهههای دفاع مقدس گفت: آموزش و پرورش در دفاع مقدس تأثیر فوقالعادهای داشت. اولینبار بهعنوان بسیجی در سال اول خدمت معلمی، در روستای شورگشت نیشابور، در سال ۶۱ که عملیات بیتالمقدس و فتح خرمشهر انجام شده بود، با همان شوق پیروزی به جبهه رفتم. مرا به منطقه مهران معرفی کردند و در ارتفاعات کلهقندی، همان جاییکه امروز پایانه خروج زائران به سمت کربلا قرار دارد، اوج درگیریها بود و منطقه هنوز در دست عراق قرار داشت. شوهرخواهر صدام به نام سرهنگ جاسم آنجا کمین کرده بود، اما ما آنها را محاصره کرده بودیم و منطقه زیر آتش شدید دشمن بود.
غفوریان افزود: در همان سال، در کنارم خمپاره منفجر شد و ترکشهای آن هنوز در بدنم است، مجروح جنگی شدم و حدود چهار ماه بستری بودم. در همان دوره خبر شهادت یکی از دوستان نزدیکم که از کودکی با هم بزرگ شده بودیم، شهید علی حقیقی، به من رسید. تعدادی قابل توجهی از رزمندگان، همکاران فرهنگی ما یا دانشآموزان بودند. آموزش و پرورش در دفاع مقدس تأثیر فوقالعادهای داشت. بعد از آن دوره، مراکز آموزشی رزمندگان در جبههها تأسیس شد و برای رزمندگان جوانی که نمیخواستند از درس عقب بمانند، معلمان در جبههها تدریس میکردند و حتی مدرک نیز صادر میشد.
وی با اشاره به حضور دوبارهاش در جبهه گفت: من دو بار به جنگ رفتم، بار دوم در سال ۶۶ به شلمچه، عملیات والفجر ۸ و دریاچه ماهی اعزام شدم و در خط مقدم حضور داشتم و لحظات شهادت بسیاری از شهدا را از نزدیک شاهد بودم.
رویکرد «همه برای آموزش» مالزی؛ الگویی برای تحقق عدالت آموزشی
این معلم بازنشسته، با اشاره به مطالعات تطبیقی خود و تجربیات موفق کشور مالزی در حوزه آموزش و پرورش، رویکرد «همه برای آموزش» را لازمه تحقق عدالت آموزشی دانست و افزود: وضعیت مالزی در سال ۱۹۷۸، عقبماندهتر از ایران بود، اما پس از آن با روی کار آمدن مهاتیر محمد بهعنوان وزیر آموزش و سپس نخستوزیر برای بیش از سه دهه، مالزی تحولی شگرف را تجربه کرد. در حالیکه شعار سازمان ملل «آموزش برای همه است» تأکید بر فراگیری و عدالت آموزشی در دورترین نقاط بود، مهاتیر محمد رویکردی جامعتر و معکوس داشت و رویکرد همه برای آموزش را پیش گرفت.
وی تصریح کرد: این رویکرد به معنای بسیج تمام دستگاههای دولتی و حاکمیتی در خدمت به آموزش بود، چراکه آموزش و پرورش نه یک دستگاه، بلکه فرادستگاهی است که باید مادر دستگاهها تلقی شود و ارتش، بانکها، اقتصاد، بهداشت و امنیت همگی باید در خدمت آن باشند. بازنگری در کادر معلمان، حذف افراد ناکارآمد و جذب معلمان جوان، همراه با افزایش ۱۰ برابری حقوق معلمان طی یک فرآیند سه ساله برای ایجاد انگیزه، از جمله اقدامات کلیدی مهاتیر محمد بود.
غفوریان سپس با نگاهی انتقادی به وضعیت فعلی آموزش و پرورش ایران اشاره و تأکید کرد: وزیر آموزش و پرورش، دو ماه قبل در مصاحبهای اعلام کردند که ۹۸ تا ۹۹ درصد بودجه جاری آموزش و پرورش صرف هزینههای پرسنلی(حقوق) میشود و این یعنی هیچ بودجهای برای کیفیتبخشی آموزشی باقی نمیماند. همانطور که میدانیم بیشتر پذیرفتهشدگان در رشتههای پرمخاطب مانند پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و دانشگاههای برتر مهندسی نظیر شریف، تهران، فردوسی و شهید بهشتی، از مدارس تیزهوشان و غیردولتی با شهریههای کلان هستند.
وی تأکید کرد: این وضعیت، عدالت آموزشی را بهطور جدی زیر سؤال میبرد. دانشآموز مناطق دورافتاده با خانواده کمبضاعت، چگونه میتواند با پرداخت شهریههای هنگفت به مدارس گران راه یابد و از فرصت ورود به رشتههای پرمخاطب، علیرغم استعداد باز نماند؟ آمارها به وضوح نشان میدهد که رشتههای پرمخاطب عمدتاً در اختیار دانشآموزان مدارس خاص و مرفه است که این امر، مفهوم عدالت آموزشی را مخدوش میسازد.
سند تحول بنیادین آموزش و پرورش پیوست اقتصادی ندارد
این معلم بازنشسته، با انتقاد از عدم پیوست اقتصادی و اجرایی در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش گفت: این سند به دلیل فقدان پشتوانه اقتصادی به عرصه عمل نمیرسد. نظام حاکمیت باید فراتر از شعار، به مقام معلم ارج بگذارد و کرامت او را در هر جایگاهی تضمین کند. این کرامتی که در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش (مصوب ۱۳۹۰) آمده، همان نسخه شفابخشی است که رهبری از آن یاد کردهاند، اما چرا عملی نمیشود؟ ۵۰۰ نفر از برجستهترین دانشمندان و صاحبنظران علوم تربیتی با ۱۵ سال کار کارشناسی در تدوین این سند نقش داشتهاند، این سند فوقالعاده است، اما بدون پیوست اجرایی و اقتصادی، عملاً بیاثر مانده و خاک میخورد.
این پیشکسوت عرصه تعلیم و تربیت در مقایسهای انتقادی به تفاوت فاحش وضعیت شغلی فارغالتحصیلان دکتری اشاره و تصریح کرد: وقتی دو نفر با مدرک دکتری از دانشگاه فارغالتحصیل میشوند و یکی جذب آموزش و پرورش میشود و با وجود ۲۴ ساعت تدریس در هفته در مناطق روستایی، حقوقی ناچیز دریافت میکند و دیگری با همان مدرک، هیئت علمی دانشگاه شده و با ۱۰ تا ۱۲ ساعت تدریس، حقوقی به مراتب بیشتر میگیرد، حقوق این دو نفر فارغالتحصیل مدرک دکتری در بدو خدمت را مقایسه کنید، این تفاوت هیچ انگیزهای برای معلم باقی نمیگذارد. در کشورهای توسعهیافته، امنیت، آموزش و بهداشت سه مقوله بسیار ارزشمند و بنیادین محسوب میشوند که فارغ از تغییر دولتها به مسیر خود ادامه میدهند اما این موضوع در ایران با روی کار آمدن دولتهای جدید تغییر میکند.
غفوریان با تشریح سه سند فرادستی مهم حوزه تعلیم و تربیت ادامه داد: اولین آن سند چشمانداز تعلیم و تربیت در افق ۱۴۰۴ (مصوب ۱۳۶۴) سندی ۴۰ ساله که هدف آن تبدیل ایران به توسعهیافتهترین کشور در حوزه آموزش و پرورش در جهان تا سال ۱۴۰۴ بوده، یعنی پارسال که البته از نظر تئوریک قوی است. دومین سند، سند ملی آموزش و پرورش (مصوب ۱۳۸۳) این سند مبانی تئوریک، فلسفه آموزش و پرورش، مکاتب فلسفی (رفتارگرایان، شناختگرایان، انسانگرایان) و آموزههای اسلام را تبیین کرده و رهنمودها و گامهای اجرایی دارد.
وی افزود: سند تحول بنیادین آموزش و پرورش (مصوب ۱۳۹۰)، معروف به سند مشهد که حاصل ۱۵ سال کار ۵۰۰ دانشآموخته برجسته کشور با مدیریت نوید ادهم (دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش و معاون سابق سازمان پژوهش) است و بهعنوان داروی شفابخش حوزه تعلیم و تربیت شناخته میشود.
اعتماد جامعه به معلم همچنان پابرجاست
غفوریان با استناد به آموزههای دینی و جامعهشناختی اظهار کرد: نگاه جامعه به هر قشر، بازتابی از نگاه حاکمیت در عمل است و رسانهها و بهویژه تلویزیون با تصویرسازیهای نادرست در سریالهای طنز و غیره، به شکستن شأن معلمی دامن میزنند، اما مهمتر از همه، مردم معیشت معلم را میبینند و این واقعیتی انکارناپذیر است.
وی به روند استخدام از طریق ماده ۲۸ در آموزش و پرورش اشاره کرد و گفت: دانشگاه فرهنگیان باید وظیفه جذب و تربیت حرفهای معلمان را در دورههای سه تا چهار ساله با آموزش فنون، مدیریت کلاس، روانشناسی رشد و تکنولوژیهای نوین بر عهده داشته باشد، اما در ماده ۲۸، صرفاً با یک آزمون و یک دوره ۱۵ روزه، فرد را وارد کلاس درس میکنند، هرچند ممکن است به دلیل نیاز مبرم به نیرو، چارهای جز این نباشد، اما آیا این روند، معلم واقعی تربیت میکند؟
این معلم بازنشسته در ادامه به نتایج یک نظرسنجی در سایت «شریف نیوز» دانشگاه شریف اشاره کرد و ادامه داد: این نظرسنجی حدود ۱۰ سال پیش انجام شده که از مردم خواسته شده بود تا میزان اعتماد و علاقه خود را به ۵۰ قشر مختلف جامعه(ورزشکاران، پزشکان، اساتید دانشگاه، معلمان، کارگران، بنگاههای املاک، تجار ) اعلام کنند و جالب اینجاست که نتیجه نظرسنجی نشان داد جامعه بیشترین میزان اعتماد را به معلمان داشته است.
حافظهمحوری پایینترین سطح آموزش است
غفوریان با بیان اینکه ارزشیابی امتحان نیست، بلکه یعنی فرد بتواند ارزشگذاری کند و رفتار نقادانه به یک مسئله برگرفته از دانش خود داشته باشد، ادامه داد: حافظه پایینترین سطح آموزش است و معلم باید از روشهای مختلف بهره ببرد تا فراگیران به سطوح بالاتر راه پیدا کنند. با استناد به نتایج آزمونهای جهانی تیمز (TIMSS) و پرلز (PIRLS) میتوان به تحلیل عمیق و دقیقی از وضعیت نظام آموزشی ایران پرداخت و دریافت که آزمون تیمز که توسط یونسکو برگزار میشود، میزان دریافتهای یادگیرانه دانشآموزان پایههای چهارم و هشتم را در دروس ریاضی و علوم میسنجد.
این پیشکسوت تعلیم و تربیت افزود: نتایج این آزمون در سطح جهانی نشان میدهد که دانشآموزان ایرانی در این دو آزمون، جایگاه شایستهای در مقایسه با سایر کشورها ندارند، از سوی دیگر، آزمون پرلز که هر هشت سال یکبار برگزار میشود، بر سنجش درک مطلب و توانایی دانشآموزان در فهم و بیان مفاهیم، اعم از متون ادبی و نوشتاری روز، تأکید دارد. متأسفانه ایران در این آزمون نیز در ردههای پایینی جدول قرار گرفته، بهطوری که وضعیت ایران در حد یک کشور آفریقایی است.
غفوریان با تأکید بر اینکه مشکل اصلی نظام آموزشی ایران نه در محتوای کتب درسی، بلکه در فرایندهای آموزشی نهفته است گفت: کتابهای درسی ما پربار و حتی شاید کمی حجیم هستند و محتوای آموزشی مشکلی ندارد، فضای آموزشی نیز عامل اصلی نیست و آنچه تحلیلهای تیمز و پرلز در رابطه با ایران نشان میدهد به چالش کشیدن شیوهها و الگوهای آموزشی است.
وی فرایندهای سنتی و حافظهمحور را مانع اصلی یادگیری عمیق دانست و تصریح کرد: روش سنتی، یادگیری را در پایینترین سطح یعنی حفظ کردن، متمرکز کرده است. این روش یکسویه و معلممحور است، در حالیکه الگوهای مدرن بر فعالیت و تعامل دانشآموز تأکید دارند. در شیوههای سنتی، یادگیری لذتبخش نیست و این امر، مطابق فرموده حکیم فردوسی است که میگوید: «چو شادی بکاهد بکاهد روان، خرد گردد اندر میان ناتوان.»
این پیشکسوت تعلیم و تربیت این رویکرد را باعث ایجاد حس تحقیر در میان دانشآموزان و شکلگیری دیدگاهی منفی نسبت به ممتازین دانست و بیان کرد: این در حالی است که در آموزشهای کشور فرانسه، فرایند یادگیری و شیوه آموزشی، محور اصلی است، در حالیکه شیوه آموزشی ایران کماکان در بیشتر بخشها سنتی، معلممحور، فاقد لذت یادگیری، حافظهمحوری و نتیجهگرا باقی مانده است.
مافیای کنکور دانشآموزان را به ماراتنی بیهدف سوق میدهد
غفوریان همچنین به تأثیرات منفی فضای مجازی بر مطالعه و کتابخوانی دانشآموزان اشاره کرد و گفت: گرفتاری در فضای مجازی باعث افت خوانش و مطالعه صحیح است. ضعف نگارشی و عدم مطالعه کتاب گریبانگیر نه تنها دانشآموزان بلکه دانشجویان شده است. مافیای کنکور دیگر آسیبی است که بهجای یادگیری عمیق، دانشآموزان را بهسمت ماراتنی بیهدف سوق داده است و تمرکز بهسمت تکنیکهای تستزنی میرود. امیدوارم با بازنگری جدی در شیوههای آموزشی و حرکت بهسمت رویکردهای نوین، بتوان گامی مؤثر در مسیر ارتقای کیفیت یادگیری و توانمندسازی دانشآموزان برداشت.
این پیشکسوت عرصه تعلیم و تربیت گفت: بر این باور هستم که آموزههای دینی باید ترکیبی از شکل پنهان و آشکار در کتابهای درسی داشته باشند، نه اینکه رویکردی یکسویه و آشکار را دنبال کنند. ضمن تأکید بر ارزشهای بنیادین و آموزههای ماندگار در ادبیات فارسی باید گفت ما ارزش های بنیادین و آموزههای ماندگاری در فرهنگ و تاریخ ایران داریم و این اشعار سعدی که «بنیآدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار» این یک آموزه و ارزش بینالمللی دارد.
وی در پایان یکی از مشکلات آموزش و پرورش را سیاستزدگی به معنی جناحی دانست و اظهار کرد: آموزش و پرورش باید حاکمیتی و فارغ از جناحهای دولتی و سیاسی باشد. با استناد به تعبیر امام خمینی(ره) که فرمود: «معلمی شغل انبیا است»، میتوان بر جنبه الهی و رسالتگونه این حرفه تأکید کرد و ورود به شغل معلمی را پذیرش رسالت الهی و آگاه بودن از دشواریهای خاص این راه دانست. همانطور که پیامبر(ص) میفرمایند: هیچ پیامبری همانند من اذیت نشد.
انتهای پیام