کد خبر: 4352679
تاریخ انتشار : ۰۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۰
میراثِ فراموشی؛ از سقیفه تا غیبت/ 1

غدیر؛ استثنای بزرگ الهی در سنت «تقیه» + فیلم

سنت دیرینه الهی در تاریخ نبوت، همواره بر صیانت از مقام «وصایت» در سایه‌سار تقیه و کتمان استوار بوده است؛ جریانی که از بیم فتنه قابیل در نخستین روزهای خلقت آغاز شد تا میراث هدایت از گزند بدخواهان مصون بماند. با این حال، تاریخ اسلام در سپیده‌دم رسالت خاتم(ص)، شاهد چرخشی شگفت‌انگیز از «کتمان» به «ابلاغ» بود که از واقعه «یوم‌الدار» آغاز و در «غدیر خم» به اوج شکوه خود رسید. اما چه رازی در ولایت علی بن ابیطالب(ع) نهفته بود که ابلاغ آن، «استثنای بزرگ» تاریخ انبیا و هم‌سنگ با تمام مأموریت رسالت قرار گرفت؟

غدیر؛ استثنای بزرگ الهی در سنت «تقیه» + فیلم
سرویس اندیشه ایکنا در آستانه عید سعید غدیرخم به گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین امین رضایی، استاد حوزه علمیه نشسته است و در سلسه درس‌گفتاری با عنوان «میراثِ فراموشی؛ از سقیفه تا غیبت» بدین موضوع معرفتی پرداخته است. بخش نخست که در این مجال تقدیم شما خوبان می‌شود به بازخوانی این مسیر پرفراز و نشیب و تبیین مفهوم «تقیه مداراتی» و چگونگی ابلاغ رسمی ولایت در غدیر و به تعبیر حضرت صدیقه کبری(س)، تمام عذرها جای خود را به مسئولیت‌ها دادند و باب هرگونه تردید در طول تاریخ بسته شد، پرداخته است. مشروح آن در ادامه با هم می خوانیم و می‌بینیم.
 
یکی از سنت‌های الهی در خصوص پیامبران و جانشینان آنان، این بوده است که تمامی انبیا موظف به معرفی وصی خود بوده‌اند. این معرفی در درجه نخست با هدف اتمام حجت بر مؤمنان و پیروان صورت می‌گرفت؛ چرا که پویندگان راهِ انبیا، برای تداوم مسیر هدایت، ملزم به شناختِ جانشینِ پس از آن ولیِ الهی بوده‌اند.
 
در روایات متعددی از اهل‌ بیت(ع)، به‌ ویژه امام صادق(ع)، نقل شده است که پس از حضرت آدم(ع)، هنگامی که ایشان مقام وصایت را به جانشین خود سپرد، قابیل برادر خود را تهدید کرد که اگر بخواهی علم نبوت و مقام حجت الهی را ابراز و اظهار کنی، همان بلایی را که بر سر هابیل آوردم، بر سر تو نیز خواهم آورد. از این‌رو امام صادق(ع) می‌فرمایند: «فَجَرَتِ السُّنَّةُ فِی کِتْمَانِ الْوَصِیَّةِ»؛ یعنی از آن به بعد، سنت بر این قرار گرفت که انبیا مقام وصایت خود را مخفی نگاه دارند. بر همین اساس، در تمامی دوران‌ها، جریان اعلام وصایت بر مدار تقیه و کتمان استوار بود؛ به این معنا که تنها مؤمنانِ حقیقی که وظیفه اقرار و تبعیت داشتند، از هویت وصی آگاه می‌شدند، اما در سایر موارد، این حقیقت بنا بر سنت الهی و ضرورتِ تقیه، پوشیده باقی می‌ماند.
 
 
در مباحث تاریخی و کلامی، مشهور است که پیامبر اکرم(ص) سه سال دعوت مخفیانه داشتند و پس از آن دعوت خود را آشکار کردند. اما برخی از محققان نکته ظریفی را یادآور شده‌اند؛ ایشان معتقدند پیامبر(ص) از همان ابتدای بعثت، دعوت به توحید و اعتقاد به معاد را با شعار «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» به‌صورت علنی مطرح کرده بودند. با این نگاه، این پرسش مطرح می‌شود که اگر اصلِ دعوت علنی بوده، چه موضوعی به مدت سه سال مکتوم ماند تا آنکه فرمان الهیِ «وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» نازل شد؟
 
پژوهشگران بر این باورند که آنچه پس از سه سال به فرمان خداوند علنی شد، جریان «ولایت و وصایت» حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) بود. گواه این مطلب، واقعه تاریخی «یوم‌الدار» است؛ جایی که رسول خدا(ص) خویشاوندان خود را به ضیافتی ویژه فراخواندند و صراحتاً پرسیدند: «چه کسی مرا یاری می‌کند تا پس از من، خلیفه، وصی و وزیر من باشد؟». در آن مجلس، علیرغم آنکه حضرت علی(ع) بیش از ده سال نداشتند، سه مرتبه در پاسخ به فراخوان پیامبر(ص) برخاستند و آمادگی خود را اعلام کردند. در واقع، تمام تشریفات واقعه «انذار عشیره»، برای ابلاغ رسمی این حقیقت بود که علی بن ابیطالب(ع) جانشین و وصی برحق پس از ایشان است. بدین ترتیب، پیامبر اکرم(ص) از همان آغازین مراحل رسالت، پیوند ناگسستنی نبوت و امامت را به‌طور رسمی اعلام کردند.
 
باید توجه داشت که کتمان و پرهیز پیامبر اکرم(ص) در بیان برخی حقایق، حد و مرز مشخصی داشت و ایشان حتی پس از دعوت علنی، نسبت به افرادی که ظرفیت لازم را نداشتند، «مدارا» پیشه می‌کردند. این همان سیره «تقیه» است که امام صادق(ع) در فضیلت آن فرمودند: «التقیه دینی و دین آبائی»؛ تقیه‌ای که ریشه در سیره پیامبر اکرم(ص) و انبیای پیشین دارد. تقیه ایشان صرفاً در برابر دشمنان و منافقان نبود، بلکه شامل «تقیه مداراتی» نسبت به مؤمنانی که ظرفیت پذیرش برخی حقایق سنگین را نداشتند نیز می‌شد. رسول خدا(ص) همواره ظرفیت مخاطب را لحاظ می‌کردند و هر سخن را در زمان و جایگاه مناسبش بیان می‌فرمودند.
 
اما در جریان واقعه غدیر و اعلام رسمی ولایت امیرالمؤمنین(ع)، خداوند متعال گویی استثنایی بر این قاعده قرار داد. نگرانی پیامبر(ص) از ابلاغ این امر، نه به دلیل تردید در اجرای فرمان الهی، بلکه ناشی از بیم نسبت به عکس‌العمل مخاطبان بود؛ ایشان نگران بودند که مبادا مردم به دلیل نداشتن ظرفیت و پذیرش قلبی، نه‌تنها ولایت را نپذیرند، بلکه اصلِ ایمانی را که تا آن زمان کسب کرده بودند نیز انکار کنند و مرتد شوند.
 
در چنین شرایط حساس و سرنوشت‌سازی، دستور قاطع الهی نازل شد: «یا أیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیکَ مِنْ رَبِّکَ». خداوند به پیامبرش فرمان داد که این حقیقت را ابلاغ کند و تأکید فرمود که «فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»؛ یعنی اگر این امر ابلاغ نشود، گویی کل رسالت بیست‌وسه ساله به انجام نرسیده است. در اینجا بود که خداوند دستور داد تقیه و ملاحظات پیشین کنار گذاشته شود و ولایت علی بن ابیطالب(ع) به‌ طور عمومی اعلام گردد و از همگان برای وصی برحق پیامبر(ص)، بیعت گرفته شود.
 
 
در روایتی از امام صادق(علیه‌السلام)، به ماجرای شخصیتی به نام «بُریده اسلمی» اشاره شده است. وی که در زمان وقوع حادثه سقیفه حضور نداشت، پس از بازگشت و مشاهده بیعت مردم با ابوبکر، نزد او رفت و پرسید: «آیا فراموش کرده‌ای که پیامبر اکرم(ص) به ما دستور دادند تا به علی بن ابیطالب(ع) با عنوان «امیرالمؤمنین» سلام دهیم؟» پاسخ ابوبکر تأمل‌برانگیز بود؛ او ضمن پذیرش اصل این دستور، به بهانه‌ای کلامی متوسل شد و گفت: «خداوند هر روز در شأنی است؛ آن زمان چنان بود، اما اکنون اراده الهی تغییر کرده و تقدیر بر این شده که ما بر این جایگاه بنشینیم، چرا که خداوند نمی‌پسندد نبوت و حکومت در یک خاندان جمع شود!» این برخورد نشان می‌دهد که حتی پس از پیامبر(ص)، اصحاب باوجدان براساس آن بیعت رسمی، به حقانیت مسیر تذکر می‌دادند.
 
براساس آموزه‌های امام صادق(ع)، سنت الهی بر کتمان مقامِ «وصی» بوده است، اما واقعه غدیر در تاریخ عالم یک «استثنای بزرگ» محسوب می‌شود. پیامبر اکرم(ص) با وجود تمام تهدیدها، ارعاب‌ها و ضرورت تقیه مداراتی که پیش از آن داشتند، مأمور شدند سه روز تا این حقیقت را علنی کنند. خداوند با نزول آیه «وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»، امنیت ایشان را تضمین کرد؛ هرچند که منافقان حتی پس از آن نیز دست از توطئه برنداشتند و در مسیر بازگشت (در گردنه‌ای به نام هرشا)، قصد داشتند با رم دادن شتر پیامبر(ص)، ایشان را به شهادت برسانند.
 

شکوه غدیر در استثنایی بودن آن است؛ جایی که پیامبر(ص) دستور دادند رفته‌ها بازگردند و مانده‌ها برسند تا در تجمعی بی‌نظیر، مأموریت الهی خود را به انجام برسانند. ایشان سه روز مردم را در آن موضع نگاه داشتند تا همگی با عنوان «امیرالمؤمنین» به حضرت علی(ع) سلام دهند و به‌عنوان وصی بر حق بیعت کنند. پیامبر(ص) با تأکید بر اینکه «حاضران به غایبان و پدران به فرزندان برسانند»، راه هرگونه عذر و بهانه‌ای را در طول تاریخ بستند و بدین ترتیب، جریان ولایت را از کتمان به عرصه‌ای عمومی و جاودانه پیوند زدند.
 
در تکمیل این بحث، توجه به فرموده حضرت صدیقه کبری(س) بسیار راهگشاست؛ ایشان در سخنی گهربار تأکید می‌فرمایند که خداوند متعال پس از واقعه عظیم غدیر، برای هیچ‌کس عذر و بهانه‌ای باقی نگذاشته است. پیامبر اکرم(ص) با برپایی این اجتماع بی‌نظیر و ابلاغ رسمی ولایت، مأموریت خود را به گونه‌ای به سرانجام رساندند که تمام راه‌های تردید بسته شد و حجت بر همگان تمام گشت. در واقع، غدیر نقطه‌ای در تاریخ است که در آن «عذرها» جای خود را به «مسئولیت‌ها» دادند؛ چنان‌که از دیدگاه حضرت زهرا(س)، پس از آن اقدامِ بزرگِ پیامبر، دیگر هیچ عذر شرعی و عقلی برای نپذیرفتن مسیر ولایت و وصایت امیرالمؤمنین(ع) برای کسی باقی نمانده است.
 
 
انتهای پیام
خبرنگار:
محسن مسجدجامعی
دبیر:
سلما آرام
captcha