
26 سال پس از بعثت در سال دوم هجرت پیمانی بسته شد که هنوز پس از چهارده قرن، بسیاری از نظریهپردازان خانواده را به حیرت وا میدارد. نه مهری عجیب، نه جهیزی پرزرق و برق، نه خطبههای طولانی و نه مهمانیهای مجلل. سادهترین شکل ممکن، اما عمیقترین معنا. خواستگار زره خود را بخشید، عروس با رضایتی آگاهانه لبخند زد و پیامبر(ص) خود واسطه شد و دعا کرد.
اما چرا پس از قرنها، هنوز این ازدواج برای بسیاری فقط یک مناسبت احساسی است تا در سالروزش اشک بریزند و سری تکان دهند؟ چرا بهجای استخراج الگوی عملیاتی از آن، تنها به تکرار صفات کلیشهای بسنده میکنیم؟ ازدواج علی و فاطمه اگر فقط یک ماجرای تاریخی بود، هرگز در قرآن اشاره غیرمستقیم به آن نمیشد. آیاتی همچون «و آتیناهم أجرهُمْ» یا «هل أتی» همگی به خانهای گره خورده که دو نفر در آن زیستند: یکی بلال شب و دیگری کوثر روز. در همین خصوص رضا ملازاده یامچی، پژوهشگر دینی، یادداشتی در اختیار ایکنای خراسانرضوی قرار داده است که در ادامه میخوانیم؛
در این یادداشت، استدلال خواهیم کرد که این ازدواج فراتر از یک رخداد، یک نظریه روابط توحیدی با سه رکن هم سنخی ولایی، ترادف در هدف خلقت و تفاوت در سهم تکاملی است. پرسش اصلی این است که چگونه میتوان از این الگو، بدون سقوط در احساسیگری یا تحریف تاریخی برای مواجهه با سختترین بحرانهای خانواده امروز بهره برد؟
قرآن در توصیف پیوند زن و مرد از واژگانی استفاده میکند که معنای ازدواج را از یک قرارداد اجتماعی به یک آیه الهی ارتقا میدهد.
واژه نخست: «موده و رحمت» در سوره روم، آیه ۲۱: علامه طباطبایی در المیزان، «موده» را عشقی میداند که با گذشت زمان نه تنها کم نمیشود که ریشهدارتر میگردد و رحمت را لطفی فراتر از عدالت میداند. در ازدواج علی و فاطمه، این مؤدت پیش از ازدواج شکل گرفته بود، زیرا هر دو در خمیرهای واحد (نور واحد) و در دامان پیامبر(ص) رشد یافته بودند.
واژه دوم: «لباس» در آیه ۱۸۷ سوره بقره: مفسر بزرگ آیتالله جوادی آملی در تفسیر تسنیم، لباس بودن را هم به معنای پوشاندن عیوب و هم ایجاد امنیت روانی تفسیر میکند. روایت است که
حضرت علی(ع) هرگز
حضرت فاطمه(س) را برای خطای کوچکی سرزنش نکرد و میفرمود: «او بهترین یاور بر اطاعت خداست»، یعنی لباس بودن در این خانواده به سطح همکاری در بندگی رسید.
واژه سوم: «زوج» در آیات متعدد که دلالت بر همگونگی در جنس هستی دارد. قرآن میگوید از خودتان برایتان زوج آفریدیم، یعنی بیگانگی در ذات نیست، تفاوت در نقشهاست و این دقیقاً همان اصلی است که بعدها در سیره علوی _فاطمی به زیباترین شکل دیده میشود.
در اصول کافی، در کتاب نکاح، باب تزویج فاطمه، روایتی با این مضمون از امام صادق(ع) نقل شده است: «هنگامیکه علی، فاطمه را خواستگاری کرد، رسول خدا فرمود: دوست دارم این ازدواج پیش از آنکه بر زمین باشد، در آسمان بسته شود.» یعنی نه یک وصلت زمینی که یک اراده ازلی. در مناقب ابنشهر آشوب آمده است که شب عروسی، فاطمه(س) به علی(ع) گفت: «هر چه میخواهی از خدا بخواه، من هم همان را برای تو میخواهم.» این همراهی در دعا، نشان برابری در کرامت و تفاوت در مسئولیت است.
از منابع اهل سنت، صحیح مسلم نقل میکند که پیامبر(ص) فرمود: «فاطمه پاره تن من است، هر چه او را برنجاند، مرا میرنجاند.» این حدیث، بار مسئولیت علی را مضاعف میکرد. او نمیتوانست شوهر معمولی باشد، او همسایه نور بود.
در سیره عملی ثبت شده در نهجالبلاغه(نامه به امام حسن(ع)) و گزارشهای بحارالانوار، تقسیم کار بدین شکل بود: علی(ع) در بیرون (کشاورزی، آبرسانی، جهاد) و فاطمه(س) در درون (خانهداری، تربیت فرزند، پنبهزنی برای خرج خانه). اما این تقسیم هرگز به معنای تحقیر نبود، بلکه توزیع بهینه برای این که هر دو بیشتر به عبادت برسند.
ارکان ثلاثه در ازدواج توحیدی
هر ازدواج موفقی که بخواهد به سنت علوی _ فاطمی نزدیک شود، ناگزیر از سه رکن است:
رکن اول: همسنخی در غایت(آیه «و ما خلقت الجنّ و الإنس إلا لیعبدون»)
حضرت علی(ع) و فاطمه(س) ازدواج را وسیلهای برای عبودیت تعریف کردند، نه مانعی برای آن. فاطمه کار خانه را مقدمهای برای آزادسازی وقت علی برای جهاد و عبادت میدانست و علی نیز شبها که از مدینه برمیگشت، بهجای استراحت، آرد میکرد تا فاطمه در روز فشار کمتری داشته باشد. بحران امروز ما این است که به ندرت کسی میگوید: من ازدواج میکنم تا به خدا نزدیکتر شوم.
رکن دوم: تفاوت مکمل، نه رقابت تخریبکننده (آیه «الرجال قوّامون علی النساء»)
قوامیت در نگاه علوی هرگز به معنای استثمار و تحکم نبود، بلکه حق مسئولیت سنگینتر است. المیزان قوام را به معنای پایه و ستون بودن تفسیر میکند که بار ساختمان را بر دوش میکشد، نه به قصد ظلم. علی(ع) با آن شجاعت بینظیر در میدان نبرد، در خانه نه تنها فرمانده نبود، بلکه به نقل از بحارالانوار، همسرش را در کارهای سخت یاری میکرد و به شوخیهای او لبخند میزد. مشکل امروز آنکه قوامیت یا به سلطهگری بدل شده یا به کلی نفی میشود و جای آن را هرجومرج نقشها میگیرد.
رکن سوم: اقتصاد حداقلی، معنویت حداکثری
مهریه حضرت فاطمه(س) ۴۰۰ درهم (حدود ۱.۵ کیلو نقره) بود. جهیزیهاش یک تخته، یک مشک آب، یک آسیاب دستی و چند قطعه لباس ساده. این نه از سر تنگدستی که یک استراتژی هوشمندانه بود: توانمندسازی زوج برای شروع فوری زندگی، بدون بدهی و چشمداشت به دیگران. خداوند در قرآن در آیه ۲۱ سوره حدید میفرماید: «به سوی مغفرتی از پروردگارتان مسابقه دهید». این مسابقه این جاست: هر که زندگی را زودتر با معنویت پیوند بزند، نه با کاخ و مهر سنگین.
پاسخ به شبهات
شبهه(1): مگر فاطمه در ۹ سالگی ازدواج نکرد؟ این سن در جهان امروز کودکهمسری است، پس الگو نیست.
پاسخ: این تصور نادرست، حاصل خلط میان بلوغ طبیعی و بلوغ اجتماعی در دو جهان متفاوت است. تاریخ طبری تصریح میکند که فاطمه دختری بالغ و صاحبرأی بود و رضایت خود را اعلام کرد. افزون بر این، در منابع اهل سنت مانند استیعاب، ۱۸ سال نیز نقل شده است. اصل الگو بودن به معنای همانندی عددی نیست، بلکه همانندی اصولی است. ازدواج باید با بلوغ جسمی و عقلی، آگاهی و رضایت کامل صورت گیرد و آنچه امروز کودکهمسری خوانده میشود، نه از جنس فاطمه که از جنس برخی سنتهای جاهلی است.
شبهه(2): تفاوت سنی و طبقاتی میان علی (۲۵ سال) و فاطمه (۹ یا ۱۸ سال) نشانه نابرابری است.
پاسخ: قرآن میگوید: «برای مردان از آنچه به دست آوردهاند بهرهای است و برای زنان نیز بهرهای» (نساء، ۳۲). برابری در ارزش، نه به معنای یکسانانگاری در ویژگیهاست. علی با آن جایگاه، در خانه فقط همسر» بود نه حاکم. ماجرای معروف کدبانوی خانه که گویا علی آب کشید و فاطمه نان پخت، از نظر سندی ضعیف و مردود است. آنچه در سیره صحیح است، تقسیم کار با کرامت متقابل است.
به پرسش اصلی بازمیگردیم: الگوی عملیاتی ازدواج علی و فاطمه برای امروز چیست؟
1_ هدفگزینی مبتنی بر عبودیت: بهجای اینکه بپرسیم با او احساس خوبی دارم؟ بپرسیم آیا او مرا به خدا نزدیکتر میکند؟
2_ تقسیم کار منعطف و محترمانه: رقابت بر سر نقشها را کنار بگذاریم و نقاط قوت مکمل را کشف کنیم.
3_ سادهزیستی هوشمندانه: هزینه ازدواج، جهیزیه، مهریه و مراسم را در حد امکان فوری پایین بیاوریم و بر توانمندی معنوی و روانی تمرکز کنیم.
سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) را با ساخت جشن بگیریم، نه با شعار. یک زندگی ساده اما بانشاط، یک خانه کوچک پر از ذکر، یک همسفر که تو را به خدا برساند و این است سنت ازدواج نبوی و علوی. بیاییم نظریه سهرکنی را از حافظه تاریخی به عرصه عمل درآوریم، تا نور همسایگی آن دو کوچههای تنگ زندگی امروز ما را نیز روشن کند.
انتهای پیام