
به گزارش ایکنا،
مسعود فیاضی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در نشست علمی «
روششناسی نظام تربیت اسلام» که ۲۰ خردادماه در محل این پژوهشگاه در قم برگزار شد، بر ضرورت تفکیک ساحتهای سنی فرزندان براساس جنسیت در مباحث تربیتی تأکید کرد. وی همچنین اظهار کرد: در کنار این موضوع، توجه به روانشناسی رشد و وقایع مرتبط با بستر روانی در فرآیند رشد الزامی است.
وی در ادامه افزود: هر کس مدعی طراحی یک
نظام تربیت اسلامیِ جامع و مانع بهصورت فردی باشد، از واقعیت فاصله گرفته است؛ چرا که این مسئله چنان ابعاد گستردهای دارد که تبیین تمامی ساحتهای آن در طول حیات یک انسان، امری محال به نظر میرسد.
فیاضی با تأکید بر لزوم تمرکز بر سنین «لازمالتعلیم» برای دستیابی به نظام تربیت اسلامی، به اختلافنظر علما در این زمینه اشاره کرد و گفت: در حالی که برخی بازه سنی صفر تا ۱۸ سال و برخی ۷ تا ۱۸ سال را مطرح میکنند، اعتقاد بنده بر بازه سنی صفر تا ۲۸ سالگی، یعنی تا پایان دوره جوانی است. البته این به معنای سلب امکان تغییر در سنین بالاتر نیست، بلکه بدین معناست که احتمال تحول بنیادین پس از این سن کاهش مییابد.
این پژوهشگر اظهار کرد: ساختار زندگی عمده افراد به گونهای است که همان مسیری را که تا ۲۸ سالگی پیمودهاند، در مابقی عمر نیز ادامه میدهند. هرچند موارد نادری نظیر «فضیل عیاض» وجود دارند که در سنین بالا متحول شدهاند و اساساً ساختار وجودی انسان بهگونهای است که همانند «حُر»، حتی در آخرین لحظات عمر نیز امکان تحول روحی دارد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ضمن برشمردن ساحتهای وجودی انسان از جمله ساحتهای
«عقلانیت دینی»، «تربیت دینی و ایمانی»، «اقتصادی»، «فناوری» و «اجتماعی»، تصریح کرد: این موارد همگی اضلاع وجودی یک فرد را تشکیل میدهند و برای سخن گفتن درباره انسان، باید رویکرد خود را بر اساس این ساحتها تعریف کنیم.
وی در ادامه بیان کرد: نباید متربی را فردی جدا از جامعه و در خلأ تصور کرد، چرا که انسان ذاتاً موجودی اجتماعی است و ساحتهای اجتماعی دارد. در این راستا، مداخله حکومت برای ایجاد نظام تربیت رسمی نیز باید مورد توجه قرار گیرد. همچنین اگر هدف ما تربیت است، باید علاوه بر نظام علمی، «نظام تحقق» آن را نیز تبیین کنیم؛ به این معنا که چگونه میتوان مسائل نظری را با عرصه میدانیِ تربیت پیوند زد.
انعطاف در نظام تعلیم و تربیت
فیاضی با تأکید بر ضرورت انعطافپذیری نظام تربیتی و لزوم برخورداری از «نظام تدبیر»، اظهار کرد: نکته حائز اهمیت دیگر در بحث ساحتهای هویتی، توجه به ابعاد عقلانی و اعتقادی است. برای نمونه، ممکن است فردی به حقیقتی باور داشته باشد اما در عمل به آن پایبند نباشد؛ چنانکه قرآن کریم میفرماید: «أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَىٰ عِلْمٍ...» (آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفسش قرار داده و خداوند او را از روی علم و آگاهی گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مُهر زده و بر چشمش پردهای افکنده است؟).
وی در ادامه بیان کرد: بر این اساس، در هر ساحت تربیتی، عوامل «بینشی» و «گرایشی» توأمان مطرح هستند. علاوه بر این، مجموعهای از عوامل بیرونی نظیر نظام خانواده، نهاد دین، هنر، رسانه و فضای عمومی جامعه نیز بر این ساحتها و شکلگیری شخصیت فرد اثرگذارند.
فیاضی با تبیین این مطلب که علومی همچون کلام، تفسیر، اخلاق و فقه در فلسفه تعلیم و تربیت دخیل هستند، چرا که تمامیت دین در تعیین اهداف تربیتی نقش دارد، افزود: مسیر حرکت بشر از دنیا به سوی عقبی است و در این میان، تنها دین و وحی الهی است که میتواند غایات خلقت انسان را بهدرستی تعریف کرده و تصویری واقعی از وجود او ارائه دهد.
وی در پایان تأکید کرد: نباید مبحث تربیت را به موضوعی سطحی و جزئی تنزل داد؛ چرا که خداوند متعال هنگام آفرینش آسمانها و زمین عبارت «فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ» را به کار نبرد، اما در خلقت انسان چنین فرمود. این امر نشاندهنده پیچیدگی شگرف سیستم وجودی انسان است.
استفاده از همه علوم دینی در تربیت
وی در ادامه تأکید کرد: در نظام تعلیم و تربیت باید از تمامی مبانی و علوم دینی بهره جست و غایات هر ساحت را بهدقت تبیین کرد؛ برای نمونه باید مشخص شود که در «تربیت عقلانی»، غایت نهایی برای دختر و پسر چیست.
او با بیان اینکه اگر نحوه مداخله در این ساحتها را با تجزیه و تحلیل فلسفی و عقلی بررسی کنیم، به روش و فرایند مطلوب نیز دست خواهیم یافت، افزود: از آنجا که موضوع بحث ما «فرایند تحول» است، میتوان این مسیر را هم از طریق عقل (نظام فلسفی اسلامی و در رأس آن حکمت متعالیه) و هم از طریق نقل ترسیم کرد. برای مثال، از منظر نقلی، انسان «خلیفةالله» و مخلوق پروردگار است که هدف از آفرینش او دستیابی به کمالات بوده و در این مسیر، فطرت، انبیا و عقل نیز در اختیار او قرار گرفته است.
فیاضی با اشاره به اینکه در روش نقلی از قرآن و سنت بهره میگیریم، اظهار کرد: قرآن کریم تصویری واقعگرایانه از انسان ارائه میدهد که شامل ویژگیهایی چون «هلوع بودن» (حریص بودن) و سرنوشت نهایی او یعنی مرگ است. همچنین در تربیت عقلانی، تبیینِ قصهها و مَثَلها از منظر قرآن جایگاه ویژهای دارند، چرا که قوه تفکر بشر را ارتقا میدهند. به همین سبب است که میفرماید: «فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» (این داستانها را بازگو کن، شاید بیندیشند) و «وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ» (اینها مثالهایی است که برای مردم میزنیم و جز دانایان در آن تعقل نمیکنند). در واقع قرآن کریم عمیقترین مباحث فلسفی را در قالب داستان و ضربالمثل بیان کرده است.
برهان در کودکی نقش تربیتی چندانی ندارد
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ادامه بیان کرد: استدلالهای برهانی در سنین کودکی کارایی چندانی در تربیت ندارند و باید آموزش را در قالب قصه و مَثَل ارائه داد. قرآن کریم نیز با ظرافت هنری، مفاهیم معقول را به امور محسوس بدل میکند؛ چنانکه میفرماید: «لَوْ أَنْزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ» (اگر این قرآن را بر کوهی نازل میکردیم، آن را از ترس خدا خاشع و متلاشی میدیدی). علاوه بر این، روایات متعددی در باب «عقل و جهل» وجود دارد که هم ثمرات عقل و هم روشهای تقویت آن را تبیین کردهاند.
وی تأکید کرد: روش دیگر قرآن، روشنسازی مصداقیِ ویژگیهای انسانهای تربیتیافته و تربیتنایافته است؛ قرآن وضعیت انسانهای کامل همچون انبیا را در مقابل افراد فاسدی چون فرعون و قارون شرح میدهد. همچنین در مواردی، فرایند فریب شیطان را تبیین میکند که چگونه با «تزیین» (زیبانمایی زشتیها) و بهصورت گامبهگام انسان را میفریبد؛ هرچند در نهایت، این انسان است که انتخاب میکند و به همین دلیل، شیطان مسئولیت انحراف او را بر عهده نمیگیرد.
فیاضی با استناد به داستان حضرت ابراهیم(ع)، بیان کرد: آن حضرت با مردم «محاجه» میکرد تا قوه تعقل آنان را به چالش کشیده و درگیر کند.
وی با تعریف تربیت به عنوان «حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب»، تصریح کرد: براساس مبانی فلسفی، تمام عالم در حال «سیرورت» (تغییر و حرکت) است، اما هر موجودی متناسب با نوع خلقت خود این مسیر را طی میکند. انتهای این سیر در انسان و جن، به دلیل برخورداری از اختیار، یا به «سعادت» ختم میشود یا به «شقاوت»؛ در حالی که برای موجودات غیرمختار، شقاوت معنا ندارد. بنابراین، سعادت و شقاوت مستقیماً با اراده انسان در ارتباط است.
فیاضی افزود: سیرورت مطلوب انسان، حرکتی آگاهانه و اختیاری به سمت سعادت است. تمامی مکاتب، تعریف خاص خود را از این حرکت و غایت آن دارند؛ بر این اساس، حتی کسی مانند صدام نیز مسیری را طی کرد، اما سیرورت او به گونهای بود که مظهر غضب الهی گشت و وجودش به آتش بدل شد.
این پژوهشگر تأکید کرد: ساحتهای وجودی انسان شامل دو بُعد جسمانی و روحانی است و نظام تربیتی باید به کمال ساختار وجودی متربی توجه داشته باشد. ما برخلاف اندیشمندانی چون کانت که روح را نفی میکنند، برای روح نیز همانند بدن و همچنین برای «اتحاد» این دو با یکدیگر، اصالت قائلیم.
وی در پایان افزود: نظام تربیتی باید مسائل و اقتضائات میدانی را در نظر بگیرد، زیرا صرفِ تدوین یک نظام نظری محض، راهگشا نخواهد بود.
انتهای پیام