به گزارش خبرنگار ایکنا، نشست علمی و تحلیلی «امر ملی و جنگ» با هدف واکاوی ابعاد مختلف ایستادگی ملی و تحلیل شرایط جاری، امروز دوشنبه ۲۵ خرداد در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.
در پنل نهایی این نشست، حجتالاسلام عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: «امر ملی» واژه مهمی است. وقتی میگوییم امر ملی و پساجنگ، توصیههایی که برای پساجنگ ارائه میشود، لزوماً به پساجنگ اختصاص ندارد و پیش از جنگ نیز برخی از این رفتارها و توصیهها از جمله وحدت و انسجام را باید میداشتیم. در پساجنگ اهمیت این مسائل مضاعف است اما پیش از جنگ نیز باید اینها را میداشتیم.
وی با تأکید بر اینکه نمیشود به دشمن اعتماد کرد چرا که دوبار در وسط مذاکره حمله کرد و معلوم نیست چه رفتاری خواهد داشت، گفت: البته برخی میگویند اگر به دشمن اعتمادی نیست چرا مذاکره میکنید؛ این افراد سخن صحیحی مطرح نمیکنند چون یک طرف ما دنیا قرار دارد و دنیا باید بفهمد که ایران اهل جنگ نیست بلکه اهل مذاکره است و فرهنگ ایران، فرهنگ گفتوگو و مذاکره است.
حجتالاسلام خسروپناه ادامه داد: اگر امام شهیدمان اجازه مذاکره نمیداد، در این جنگ، ناتو هم با آمریکا و اسرائیل همراهی میکرد اما مذاکرات مانع شد؛ اینکه نتیجه مذاکره چه میشود، مسئله دیگری است اما اصل مذاکره رفتار عقلایی است و مسئولان آن را حکیمانه دنبال میکنند.
وی در ادامه گفت: جنگ، ظاهر و باطنی دارد. ظاهر جنگ، وضعیت نظامی، آشفتگیها، جنایات دشمن و مظلومیت عزیزان ما است. باطن جنگ تعلیم و تربیت، آموزش عالی، فرهنگ، امور اجتماعی، امنیت و اقتصاد است، لذا از نظر باطن جنگ مطرح میکنم که امر ملی ما در پساجنگ چیست و چه مسئولیتهایی در آموزش و پرورش، آموزش عالی، فرهنگ و اقتصاد داریم.
حجتالاسلام خسروپناه در خصوص مسئولیت ما در آموزش و پرورش در پساجنگ، گفت: تحقق امید به زیستن برای نوجوانان و جوانان وظیفه پیشاجنگ و پساجنگ ما است که البته در پساجنگ، مهمتر است. یکی از راههای تحقق این مهم، روایتگری درست از حقایق جنایات دشمن و مقاومتهای رزمندگان و مردم است.
وی ادامه داد: امام شهیدمان یک هفته بعد از آغاز رهبری خود با فرماندهان نظامی که جلسه داشت فرمود: «باید موشک را بسازید». میدانید که تنها حکمرانی که مستقیماً در دست امام شهیدمان بود، حکمرانی نظامی و دفاعی بود. اگر این اقتدار نظامی و دفاعی که باطن جنگ است را نداشتیم، چه بلایی بر سر میآوردند؟
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: اقتدار نظامی ما به ساخت هواپیمای نظامی نرسید و آسمان کشور ما در اختیار دشمن بود اما اقتدار ما در ساخت موشک، پهباد و پدافند بود. این اقتدار نیز توسط دانشگاههای ما به وجود آمد. در همین حمله اخیر که رژیم اسرائیل چند شب پیش موشکهای کروز خود را از سمت عراق به ایران پرتاب کرد، هفت موشک توسط پدافند نوین ما منهدم شد. ما این پدافند را در آغاز جنگ رمضان نداشتیم و استادان دانشگاهی ما بودند که این پدافند را به این مرحله موفقیتآمیز رساندند. من خبر دارم این استادان در 40 روز جنگ یک روز را حتی به خانههای خود نرفتند و فقط کار کردند.
وی با تأکید بر اینکه باید این مسائل برای بچهها روایتگری شود، گفت: من برای بازدید ناو حاج قاسم رفته بودم؛ سرداری که در خصوص این ناو برای ما توضیح میداد، بیان میکرد که وقتی دانشآموزان را برای بازدید آوردیم، باور نمیکردند این ناو را ما ساختهایم.
حجتالاسلام خسروپناه در خصوص مسئولیت دانشگاهها در پساجنگ، گفت: باید بپذیریم که دانشگاههای ما با همه نقشپذیری که در پیشرفت کشور داشتند، علیرغم وجود این همه اعضای هیئت علمی، بعید است بیش از 15 درصد در پیشرفت کشور اثرگذار باشند. چند درصد اساتید دانشگاه اهل نوشتن مقاله هستند؟ چند درصد این مقالات به فناوری تبدیل میشود؟ بسیاری از آنها اهل نوشتن مقاله و طی کردن ردههای بالاتر علمی نیستند.
وی ادامه داد: ما بخشهای هوش مصنوعی و میکروالکترونیک را در دانشگاه شریف و سایر دانشگاهها داشتیم که دشمن آنها را با موشک زد؛ ما خسارتهای زیادی دیدهایم. در نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی، علوم شناختی و ... پیشرفتهای خیلی بزرگی صورت گرفته است. پیشنهاد من این است که دانشکدههای ما باید به دانشکدههای موضوعمحور تبدیل شوند. ما دانشکده هوش، کوانتم و ... لازم داریم. دانشکده کوانتوم دانشگاه شریف توانست اکثر دانشمندان خود را که قصد رفتن داشتند را نگه دارد و سنسورهای کوانتومی تولید کرده و دانش ارتباطات کوانتومی را به دست بیاورد.
حجتالاسلام خسروپناه تصریح کرد: دانشگاه پساجنگ باید تحول دانشکدههای علممحور به دانشکدههای موضوعمحور باشد. ساختار دانشگاههای ما هنوز شبیه ساختار مدرسه عالی است.
وی در خصوص مسئولیت دستگاههای فرهنگی در پساجنگ، گفت: آیا معاونت سینمایی و هنری وزارت ارشاد باید همان کارهای متعارف قبل از جنگ را انجام دهد؟ من از هنرمندانی که طی جنگ آثار ارزشمندی تولید کردهاند، سپاسگزارم؛ این هنرمندان از وزارت ارشاد جلوتر هستند. حکمرانی در دست وزارت ارشاد است اما برخی از هنرمندان در میدان جنگ هم کار امدادگری کردند و هم عکاسی و حتی برخی به جرم عکس گرفتن بازداشت شدند؛ من به مسئولان وزارت ارشاد گفتم که حل این مسئله فقط به یک ماده واحده نیاز دارد، هنرمند باید مجاز باشد در میدان حضور داشته و روایتگری کند.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: یکی از اشکالات این است که حکمرانان ما با قشر ذینفع ارتباط چهره به چهره ندارند. من به فدراسیونهای ورزشی سر میزنم بسیاری از آنها میگویند از ابتدای انقلاب تاکنون هیچ مسئولی به ما سرنزده که ببیند درد ما چیست. باید به میدان رفت و دید مسئله ورزشکاران ما چیست. وزارت فرهنگ باید تولید فیلم و سریال خود را برای امیدبخشی و ایجاد تحول در بستر جامعه انجام دهد.
وی در خصوص مسئولیت دستگاههای اجتماعی، گفت: همه دیدیم در صحنه جنگ فقط مسئولان نقشآفرین نبودند؛ وزیر بهداشت و سایر وزرا در این جنگ با ماشین به همه نقاط میرفتند و مسائل را مدیریت میکردند، اما فقط مسئولان و نیروهای نظامی نبودند، مردم هم بودند. مهمترین رکن مسئولیت اجتماعی پس از جنگ همبستگی، مشارکت و همکاری همگان با هم بود.
حجتالاسلام خسروپناه تصریح کرد: اگر اختلافهای قبل از جنگ را دوباره پیش بکشیم، دچار مشکل خواهیم شد. اکنون دیگر وقت این حرفها نیست. نمیگویم در درون خودمان نباید اصلاحاتی ایجاد کنیم؛ قطعاً لازم است اصلاحاتی ایجاد کرد. همین شبها که مردم در میادین بودند، فقط چند شبی که بحث مذاکره مطرح شد، برخی اختلافهایی را در همین میادین ایجاد کردند؛ اینها یا جاهل هستند و یا نفوذی. ایجاد تفرقه بین افرادی که ممکن است سلایق مختلفی داشته باشند اما امنیت کشور برایشان مهم است و هر شب در این مراسم مشارکت میکنند، اشتباه است.
وی، مسئولیت دستگاههای امنیتی و نظامی را تقویت پدافند غیرعامل دانست و اظهار کرد: مسئله معیشت مردم نیز بسیار مهم است؛ متأسفانه برخی شرکتهای خصولتی چون ضرر کردند میخواهند ضرر خود را از مردم جبران کنند. اگر جنگ به آنها آسیب زده، به همه آسیب زده است و نباید به مردم فشار آورد. همین موضوع نشان میدهد، حکمرانی اقتصادی پساجنگ باید مورد توجه قرار گیرد.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: در طول تاریخ ما گرفتار جنگها بودیم؛ اسکندر به ایران حمله میکرد و کتابخانهها را آتش میزد. در تاریخ آمده ارسطو در برخی از جنگها همراه وی بود و کتابهای خوب را از کتابخانهها بر میداشت. برخی از کارهایی که به نام ارسطو است، متعلق به ایران است. ارسطو خالق منطق نیست، ایران، کتابهای ارزشمندی قبل از اسلام داشته، از جمله حکمت خسروانی که متعلق به ایران قبل از اسلام است.
وی اضافه کرد: از جنگ چنگیز و صدام تا نتانیاهو و ترامپ، همه یکی است و همه به دنبال فروپاشی و تجزیه ایران بودند. هر جا مردم و حکومت مقتدرانه در میدان بودند، پیروز شدیم. هر جایی که مردم بودند اما حکومت نبود، شکست خوردند و کشور تجزیه شد اما عجیب است که عمدتاً مردم بودهاند و حتی تلفات زیادی هم دادهاند. اما چه چیزی ایران را نگه میداشت؟ به نظر من، قبل از اسلام، حکمت، ایران را نگه داشت. بعد از ورود اسلام به ایران، حکمت (معرفت و عقلانیت و ...) با ولایت پیوند خورد. مردم ما، حتی اهل سنت ایران هم ولایتمدار هستند. این حکمت و ولایت بعثت میآورد؛ همین بعثتی که مردم ایران اکنون آن را نشان دادند؛ «ایران ایمانی و ایمان ایرانی» است که در این نگهداشت ایران اثرگذار است.
وی در پایان سخنانش تصریح کرد: اکنون سه سال است که در حوزه حکمرانی کار میکنم. هر جا خلأ میبینم ضعف در حکمرانی است. حکمرانی غیر از حکومتداری است؛ برخی میگویند چرا اینقدر سند مینویسید، یک رکن حکمرانی سیاست است و «سند بسندگی» غلط است. مگر میشود در هوش مصنوعی سند و تنظیمگری نداشته باشیم؟ حوزه باید در حکمرانی و دانش حکمرانی ورود کند و فقه و حکمت حکمرانی داشته باشیم، در دانشگاهها نیز باید دانشکدههای حکمرانی هوش مصنوعی، حکمرانی کوانتوم (نه فقط علم و فناوری کوانتوم)، حکمرانی میکرو الکترونیک، حکمرانی انرژی سبز و ... داشته باشیم. اگر این دانشکدهها شکل بگیرد، میتوانیم بگوییم پساجنگ در حوزه و دانشگاه تحولی صورت گرفته است.
انتهای پیام