کد خبر: 4359125
تاریخ انتشار : ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۱
یادداشت

«حر» نماد؛ توبه آگاهانه، بازگشت شجاعانه و وفاداری پس از تحول در فرهنگ عاشوراست

حرّ ریاحی؛ قهرمان توبه در میدان حقیقت

به قلم حجت‌الاسلام محمدرضا بیگی خمینی، پژوهشگر قرآن و حدیث

این نکته در تحلیل شخصیت حر بن یزید ریاحی اهمیت فراوانی دارد که وی نه تنها هیچ ارتباطی با خاندان اموی نداشت، بلکه از خاندان‌های نامدار و صاحب نفوذ عراق و از رؤسا و اشراف شناخته‌شده کوفه به شمار می‌رفت. از این رو، تصویرسازی‌هایی که می‌کوشند او را فردی فاقد پیشینه دینی یا برخاسته از محیطی کاملاً بیگانه با معارف اسلامی معرفی کنند، با شواهد تاریخی سازگار نیست.

بررسی رفتار و گفتار حر از نخستین دیدار با امام حسین(علیه‌السلام) تا لحظه شهادت، گواه آن است که وی از ایمان و معرفت دینی بی‌بهره نبود. او نه تنها امام حسین(علیه‌السلام) را به‌عنوان فرزند رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به خوبی می‌شناخت، بلکه نسبت به جایگاه معنوی و منزلت الهی آن حضرت نیز آگاهی داشت. به همین جهت، در هیچ‌یک از گزارش‌های تاریخی، از حر سخنی مشتمل بر جسارت، اهانت یا انکار مقام اهل‌ بیت(علیهم‌السلام) نقل نشده است؛ امری که او را از بسیاری از فرماندهان و عناصر تندروی سپاه کوفه متمایز می‌سازد.

شواهد تاریخی نشان می‌دهد که کشمکش درونی حر از همان آغاز شکل گرفته بود. او مأمور بود که راه را بر امام(علیه‌السلام) ببندد، اما مأموریت خویش را با نهایت احتیاط و کمترین میزان خشونت انجام می‌داد. حتی هنگامی که وقت نماز فرا رسید، نه تنها خود از اقامه نماز سر باز نزد، بلکه پشت سر امام حسین(علیه‌السلام) ایستاد و به آن حضرت اقتدا کرد.[مفيد، الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، قم، كنگره شيخ مفيد، چ اول، 1413ق، ج2، ص79]

همین واقعه به روشنی نشان می‌دهد که مشکل حر، مشکل انکار حقانیت امام نبود؛ بلکه مشکل او گرفتار شدن در میان دو جاذبه متعارض بود: از یک سو معرفت دینی، وجدان بیدار و احترام عمیق نسبت به فرزند پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، و از سوی دیگر فشار ساختار سیاسی، اطاعت از فرمان حکومت و نگرانی از پیامدهای سرپیچی از دستگاه حاکم. در حقیقت، آنچه حر را به میدان کربلا کشاند، بیش از آنکه دشمنی با امام باشد، اسارت در محاسبات سیاسی و ملاحظات دنیوی بود.

از همین رو، توبه و بازگشت او را نباید به معنای انتقال از کفر به ایمان یا از بی‌دینی به دینداری دانست؛ بلکه باید آن را حرکت از ضعف اراده به شجاعت ایمانی و گذر از تردید به یقین تلقی کرد. حر حقیقت را می‌شناخت، اما در آغاز توان پرداخت هزینه‌های سنگین آن را نداشت. عاشورا صحنه‌ای شد که در آن، معرفت نهفته در جان او بر ترس و مصلحت‌اندیشی غلبه کرد و وی را به قله رفیع فداکاری رساند.

از این منظر، عظمت حر در این حقیقت نهفته است که او در حساس‌ترین لحظه زندگی خویش، از موهبت اختیار به درستی بهره برد و با انتخاب آگاهانه جبهه حق، نمونه‌ای ماندگار از پیروزی اراده الهی‌خواه انسان بر همه کشش‌های نفسانی و دنیوی را به نمایش گذاشت. عاشورا در وجود حر، صحنه تجلی این حقیقت شد که سعادت و شقاوت، بیش از آنکه محصول شرایط باشند، ثمره انتخاب‌های انسان‌اند؛ انتخاب‌هایی که می‌توانند او را تا اوج فرشتگان بالا برند یا به حضیض سقوط بکشانند.

عاشورا برای حر، عبور از مرز تردید به مرز یقین بود؛ عاشورایی که در آن، همه محاسبات دنیوی در برابر حقیقتی روشن رنگ باخت. او در میان دو جبهه قرار داشت: از یک سو فرمان حکومت و ساختار قدرتی که او را به مقابله با امام فرا می‌خواند و از سوی دیگر صدای وجدان، معرفت نسبت به جایگاه امام حسین(علیه‌السلام) و درک عمیق از حقانیت نهضت عاشورا. این دوگانه، در نهایت به نقطه انفجار رسید و حر را به سمت انتخابی بی‌بازگشت سوق داد.

در این مرحله، آنچه رخ داد صرفاً یک تغییر موضع نظامی نبود، بلکه یک «تحول وجودی» بود. حر با شجاعتی کم‌نظیر، از صف کسانی که در برابر حجت خدا ایستاده بودند جدا شد و به سوی خیمه‌های امام حرکت کرد. این حرکت، در حقیقت اعلان توبه‌ای آگاهانه بود؛ توبه‌ای که نه از سر ترس، بلکه از سر بصیرت و درک حقیقت انجام گرفت. او به خوبی می‌دانست که این انتخاب، به معنای پایان جایگاه دنیوی، موقعیت نظامی و امنیت ظاهری اوست؛ اما ارزش حقیقت را بر همه این ملاحظات مقدم داشت.

پیوستن حر به یاران امام حسین(علیه‌السلام)، او را در زمره نخستین توبه‌کنندگان و مجاهدان عاشورا قرار داد. او نه تنها به سپاه حق پیوست، بلکه در عمل نیز وفاداری خود را با حضور در میدان نبرد و ایستادگی تا آخرین لحظه زندگی نشان داد. در روز عاشورا، حر با تمام توان در رکاب امام جنگید و سرانجام در راه دفاع از حق و حمایت از فرزند رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به شهادت رسید.

اهمیت این واقعه در آن است که حر، از یک فرمانده در سپاه مقابل، به یک شهید در کنار امام تبدیل شد؛ مسیری که نشان می‌دهد حقیقت، در نگاه اسلام، بسته به گذشته افراد نیست، بلکه براساس پایان راه و نوع انتخاب نهایی آنان سنجیده می‌شود. از همین رو، حر به نماد «توبه آگاهانه»، «بازگشت شجاعانه» و «وفاداری پس از تحول» در فرهنگ عاشورا تبدیل شده است.

حتی در سخت‌ترین شرایط، اگر انسان صداقت با خود، شجاعت اخلاقی و بصیرت نسبت به حقیقت را حفظ کند، امکان بازگشت به مسیر حق همواره وجود دارد. حر بن یزید ریاحی با تصمیم خود در شب عاشورا، این حقیقت را در تاریخ جاودانه ساخت که ارزش انسان در لحظه انتخاب نهایی او متجلی می‌شود؛ انتخابی که می‌تواند او را از صف باطل به قله شهادت و سعادت ابدی برساند.

انتهای پیام
دبیر:
سلما آرام
captcha