کد خبر: 4359686
تاریخ انتشار : ۰۱ تير ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۶
مقصود فراستخواه مطرح کرد

بازخوانیِ «بی‌صورتی» در مواجهه‌ اگزیستانسیل با واقعه کربلا

یک جامعه شناس با نقد رویکردهای ابزاری و ایدئولوژیک به واقعه عاشورا در طول تاریخ، بر لزوم عبور از «صورت‌بندی‌های نظری و گفتمانی» تأکید کرد. وی عاشورا را نه یک موضوع مطالعاتی یا ابژه قدرت، بلکه رویدادی وجودی و تجربه‌ای بی‌واسطه می‌داند که فراتر از مناسک و سیاست، با «عظمت روح» و «مظلومیت حماسی» امام حسین (ع) در جان انسان طنین‌انداز می‌شود. به زعم او، راه فهم اصیل عاشورا، بازگشت به خود واقعه و پرورش فاعلان اخلاقی است که در تمامی مناسبات اجتماعی، با شفقت و رعایت دیگری عمل کنند.

اراسل/ امام صادق(ع) امامت را شعبه‌ای از توحید معرفی کرده استبه گزارش ایکنا، مقصود فراست‌خواه؛ استاد دانشگاه شهید بهشتی در سلسله نشست‌های «چراغی دیگر» که از سوی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد، با موضوع «صورت‌بندی و بی‌صورتی عاشورا» به ایراد سخن پرداخت. متن سخنان وی به شرح زیر است: 

از واقعه عاشورا صورت‌بندی‌ها، روایت‌ها و گفتمان‌های گوناگونی ساخته و پرداخته شده است؛ از گفتمان‌های هویتی، سیاسی و مسلکی گرفته تا گفتمان‌های ایدئولوژیک و حکومتی. عاشورا در طول تاریخ همواره موضوع استعمال، مصرف و حتی در مواردی، در کمیک‌ترین شکل خود به کار گرفته شده است. با این حال، عاشورا همچنان دوام آورده است؛ گویی به تعبیر محمد ارکون درباره «رسالت»، که به «تاریخ رستگاری» بدل شد، عاشورا نیز به «تاریخ پیروزی» تبدیل گشته است.

حدود ۳۰ سال پیش، بحثی را با عنوان «هرمنوتیک عاشورا» مطرح کردم و ۱۰ قرائت مختلف از آن را مورد واکاوی قرار دادم. در آن مباحث، قرائت‌های غلوآلود و همچنین استفاده‌های ابزاری از عاشورا را بررسی کردم؛ مانند دورانی که حاکمان قاجار به جای پرهیز از ظلم و فقر‌زدایی از مردم -که اتفاقاً از توصیه‌های موکد پیامبر(ص) بود- به گسترش بساط تعزیه روی می‌آوردند. گرچه قصد داشتم در این جلسه نیز به مرور صورت‌بندی‌ها و قاب‌بندی‌های گفتمانی از عاشورا بپردازم.

مقصود امشب من، رسیدن به «بی‌صورتی عاشورا» است. عاشورا فراتر از صورت‌بندی‌هاست؛ در عمق همان «بی‌صورتی» است که معنای اصلی و مضمون عالی عاشورا، پیش از تصرف گفتمان‌ها، قدرت‌ها و غرض‌ها، مستور و محجوب مانده است. می‌خواهم به معانی درونی و مضامین مرکزی عاشورا در فراسوی این صورت‌بندی‌های گفتمانی اشاره کنم. آن حس عمیق و درونی که بدون دست‌کاری روایت‌ها و منافع ساختاری، بر دل‌ها می‌نشیند؛ همان‌گونه که گفته‌اند: «قتل‌الحسین حرارة فی‌ قلوب‌ المؤمنین لا تبرأ ابداً». در این عرصه، هیچ «عقل ابزاری»، هیچ غرض سیاسی یا هویتی، و هیچ «کردار گفتمانی» دخیل نیست؛ تنها خود واقعه و فاجعه است که به عنوان قرینه‌ای حسی از عظمت یک روح و حیات معنوی در دل‌ها طنین‌انداز می‌شود.

در اینجا، ما از فرض «سوبژکتیویته» (ذهنیت) که مبتنی بر تقابل سوژه و ابژه است، فاصله می‌گیریم. عاشورا دیگر «ابژه» و «موضوع مطالعه» ما نیست که در آن تصرف ذهنی کنیم یا آن را به سازوکار یک ایدئولوژی تقلیل دهیم. حسین(ع) فراتر از مذهب و مراسمات است؛ او رویدادی وجودی (اگزیستانسیل) است که ما در لحظه‌ای با آن هم‌زمان می‌شویم. در این مواجهه، ما دیگر به دنبال تفسیر یا تعبیر نیستیم؛ واقعه، ما را در خود تصرف می‌کند. ما با تمامی تنش‌ها و رنج‌های آن هم‌ذات می‌شویم و عقل ابزاری، جای خود را به «شفقت سرشار» می‌دهد.

نسبت ما با این واقعه عظیم، با این آزادگی و این سطح از فداکاری حسین، دیگر نسبت عقلانیت ابزاری نیست؛ بلکه نسبتی مبتنی بر شفقت است. در این هم‌زمانی با حسین، با حیرت در کار او و حیرت در رنج او مواجه می‌شویم. باید بکوشیم دریابیم حسین چگونه در این مهلکه و در میان این رنج‌های عظیم زیست و مقاومت کرد. برای رسیدن به چنین فهمی، لازم است فارغ از احکام ذهنی، منافع، گرایش‌ها و تعلقات خود، به وجود حسین نزدیک شویم.

به لحاظ پدیدارشناختی، باید به سوی خود امور حرکت کرد؛ یعنی بدون فیلتر احکام ذهنی، عادات و تعلقات پیشین، با خود واقعه روبه‌رو شد. حسین(ع) در عاشورا، گواهی است بر یک «وضعیت وجودی» از آگاهی دردناک انسانی تنها در میان شرارت و جهالت. چنان‌که دیدگاه‌های متفکرانی همچون بونهوفر درباره آلمان نازی نشان می‌دهد، مشکل بشر صرفاً شرارت نیست، بلکه هم‌نشینی «شرارت و جهالت» است؛ یعنی وضعیتی مخدوش از درک اجتماعی و فرهنگی که می‌تواند در هر زمان و مکانی رخ دهد.

در پایان، صمیمانه باید بگویم که در این روزها با مرور یادداشت‌های چند دهه‌ گذشته‌ام، متوجه شدم آنچه بیش از هر نظریه یا کتاب تخصصی، در وجود من اثر گذاشته و در تمامی بحبوحه‌های زندگی همراه من بوده، همین معانی «بی‌صورت» عاشورا بوده است؛ همان هسته مرکزی و نابی که فراتر از تمامی گفتمان‌ها و تاریخ‌نگاری‌ها، راه خود را به عمق جان آدمی می‌گشاید.

در طی این چند دهه، واژگانی که همواره در یادداشت‌های من تکرار می‌شد و در جانم اثر داشت، این‌ها بودند: «وفا»، «نثار»، «شرم»، «شهادت»، «رعایت»، «مراقبت»، «شرف»، «گذشت»، «آزادگی» و «عظمت روح». حتی کتابی که از مرحوم ابوعبدالله زنجانی (چاپ ۱۳۱۴) خواندم، هنوز در تارک سقف اندیشه‌ من می‌درخشد؛ چرا که بازتاب‌دهنده همان عظمت روحی است که فراتر از هرگونه صورت‌بندی نظری قرار دارد.

ما در مطالعات اخلاقی رایج ، عمدتاً بر «افعال» متمرکز بوده‌ایم؛ افعال خوب یا بد. اما مسئله اصلی، نه حسن افعال، بلکه «حسن فاعلان» است. موضع انسان باید اصلاح شود؛ باید فاعل خوب پرورش یابد. اخلاق اصیل، در پیوند با «هابیتوس» یا ریختارهای ذهنی و تربیتی معنا می‌یابد؛ همان منشی که فرد را در اتوبوس، در باجه بانک، در میز قدرت یا در سیاست‌گذاری، به رعایت دیگری وامی‌دارد. سیاست‌گذار خوب کسی است که در تمامی مناسبات، «دیگری» را ببیند و بداند عملکرد او به چه قیمتی برای مردم تمام می‌شود.

عاشورا یک رویداد وجودی است؛ حسین (ع) در عین شجاعت، در وضعیت مظلومیت قرار دارد. این ترکیب حماسه و تراژدی، حس غریبی ایجاد می‌کند. حسین (ع) با آنکه امام و عالم است، اما آنچه بیش از همه با من کودک از همان سال‌های دور سخن می‌گفت، همین مظلومیت او بود. او در عین اقتدار معنوی، در محاصره‌ شرارت و جهالت، تنها و بی‌کس می‌ماند. با این حال، اوج رعایت را در او می‌بینیم؛ آنجا که یارانش را مخیر می‌کند تا از تاریکی شب استفاده کرده و جان خود را حفظ کنند و آنجا که در میدان نبرد، با غرور آزادگان می‌گوید: «والله لا اعطیکم بیدی اقرار العبید» (به خدا سوگند، همچون بردگان تسلیم شما نخواهم شد).

ما باید به سوی خود واقعه برویم؛ بدون فیلترهای ذهنی و بدون کارکردهای گفتمانی که قدرت‌ها و ساختارها برای ما ساخته‌اند. اگر به این «بی‌صورتی» عاشورا دست یابیم، دیگر عاشورا یک موضوع مطالعاتی یا ابزاری برای منافع سیاسی نخواهد بود؛ بلکه رویدادی است که ما را در خود تصرف می‌کند.

در پایان، می‌خواهم یادی کنم از صمد بهرنگی که او نیز در آثارش همچون ماهی سیاه کوچولو از حماسه و مبارزه نوشت. او در توصیف حسین مظلوم به زبان ترکی چنین می‌گوید: «مظلوم حسین، میدان‌دا اوغول‌سوز، میدان‌دا حسین، مظلوم حسین…»؛ یعنی حسین در میدان، بی‌کس و تنها مانده، در حالی که سپاه ستم نمی‌داند او به چه حقیقتی چشم دوخته است. سلام بر حسین و بر تمامی شهیدان آزادی در تاریخ.

 

انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha