
حجتالاسلام والمسلمین حسین احمدی قمی، کارشناس تاریخ اسلام در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم، گفت: فتنه داعش، فتنه جدیدی نیست؛ این فتنه از زمان صدر اسلام، هر روز با دین و دینداران همراه بوده است.
وی افزود: در زمان صدر اسلام و حتی در حضور پیامبر(ص) نیز افرادی بودند که همیشه جلوتر از سخن خدا و پیامبر(ص) حکم صادر میکردند و فتوا میدادند و حتی کار به جایی رسید که پیامبر(ص) به آنها فرمود که حکم خدا را تو بهتر میدانی یا من؟
این کارشناس حوزوی یادآور شد: حضور گروههایی که خود را ترجمان حقیقی دین بر میشماردند پس از رحلت پیامبر(ص) مشاهده میشود، از جمله رویدادهای مهم دوران پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، جنگهای «رِدّه» در زمان ابوبکر بود که در این جنگها دستگاه خلافت، معارضانِ خود را کافر و خارج از دین خواند و با آنها به جنگ پرداخت.
وی گفت: خوارج عمدهترین جریان تکفیری پس از رحلت پیامبر(ص) در تاریخ صدر اسلام است؛ آنها چنین بودند که اگر کسی مرتکب یکی از گناهان کبیره میشد را تکفیر میکردند؛ البته این کار برای از پیش رو برداشتن و حذف مخالفان نیز کاربرد وسیعی پیدا کرد.
احمدی قمی اظهار کرد: بانی تفکر کلاسیک تکفیری کسی جز ابن تیمیه حرانی نبود؛ ولی در قرن هفت و هشت زندگی میکرد و در سال 728 هجری قمری نیز درگذشت، او رهبر فرقه تندروان و سردسته گروه تکفیری وهابیت است که به سرعت در مناطق مختلفی تفکر خود را ترویج داد ولی در همان ابتدا نیز افرادی با او به مخالفت پرداختند که یکی از آنها، برادر فاضلش بود.
وی گفت: در صحیح بخاری ذکر شده است که پیامبر(ص) فرمودند: «أمرت أن أقاتل الناس حتی یشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله و یقیموا الصلاه ویؤتوا الزکاه فإذا فعلوا ذلک عصموا منی دماءهم وأموالهم الا بحق الاسلام وحسابهم علی الله؛ من مامور شدهام که با افراد جنگ نمایم تا به وحدانیت خدا و رسالت محمد(ص) شهادت داده و نماز به پا داشته و زکات دهند و چون چنین کردند خون و اموالشان از ناحیه من محفوظ است مگر حق اسلام و حسابشان که با خداست».
احمدی قمی عنوان کرد: در برخی روایات دیگر صرف گفتن شهادتین برای مسلمان بودن یک فرد کافی دانسته شده است و این کفایت حکم حقوقی نیز برای وی صادر میکند که خون و جان و مال و آبرو و ناموس او کاملاً محترم شمرده میشود و کسی دیگر حق ندارد به بهانه کفر او را بکشد؛ البته این به آن معنا نیست که اگر کسی این ذکر را نگفت حتماً باید به قتل برسد مقصود بیان این امر برای مسلمانان است.
وی گفت: تفکرات ابن تیمیه چند قرن بعد توسط محمّد بن عبد الوهّاب، نضج پیدا کرده و در شکل سختتری مطرح شد؛ وی در سال 1115 در شهر عُیَینه، از توابع نجد عربستان به دنیا آمد، او فقه هنبلی را نزد پدر آموخت و از همان دوران طلبگی نیز بر اعتقادات و آداب دینی مردم میتاخت و طبل تکفیر این و آن میکوبید.
این کارشناس حوزوی بیان کرد: همزمان با تحصیل محمد بن عبدالوهاب، در حوزه علمیه بصره، جاسوس معروف انگلیسی «مستر همفر» نیز بهعنوان محصل به این مدرسه وارد شد و در پی یافتن فرد مناسبی جهت القای افکار ضد دینی خود برای رسیدن به اهدافش بود و همین مسئله است که بسیاری امروز شکلگیری این فرقه را به انگلیس نسبت میدهند.
جریانات ظریف سیاسی و حاکمیتی، عامل شکلگیری وهابیت بود
وی گفت: واقعیت تاریخی در این زمینه آن است که شکلگیری این فرقه در این دوره تاریخی بیش از هر چیز مدیون جریانات بسیار ظریف سیاسی و حاکمیتی و اجتماعی بوده است، ظهور بابیت و بهاییت میان شیعیان و تفکر وهابیت در اهل تسنن بیش از هر چیز نظریه انتساب این گروهها را به شبکه استعمار قویتر میکند.
احمدی قمی عنوان کرد: محمد بن عبدوالوهاب شهر به شهر میگشت تا مشتری پرنفوذی برای تکاپوهای خود بیابد اما از آنجا که محمد بن عبد الوهاب که اهل نجد بود با اجداد آل سعود که بر بخشهایی از عربستان که در آن زمان بهصورت قبیلهای حکومت داشتند دست در دست هم داده و با این وعده که مردم منطقه نجد را تحت فرمان ایشان در میآورد قدرت پیدا کرده و با توجه به اینکه هر قومی از مردم یا باید با محمد بن عبد الوهاب بیعت میکرد و یا بهعنوان کافر حربی کشته میشد اقوام با آنها بیعت کرده و تحت سیطره آنها در آمدند و طولی نکشید که کار آنها بالا گرفت و بر بخشهای زیادی از عربستان تسلط یافتند تا آنجا که در سال 1434 هجری قمری آل سعود بر کل عربستان مسلط شده و مذهب رسمی آن کشور وهابی شد.
وی گفت: این جریان با سیاست عجین شد و به همین دلیل است که این تفکر هنوز در کشور عربستان حضور جدی دارد ولی چون بابیت و بهاییت نتوانست حلقه وصل خود را به سیاست را ایجاد کند نتوانست در ایران بماند در حالی که در زمان محمدرضا شاه پهلوی تلاشهای بسیاری در این رابطه انجام شد.