به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، تجليل و بزرگداشت ياد و خاطره شهدا علاوه بر وظيفهای همگانی نياز امروز و آينده جامعه است. جامعهای كه در سه دهه پس از پيروزی انقلاب اسلامی ايران هزارارن شهيد را به اسلام و انقلاب تقديم كرده است.
بیترديد معرفی زندگی، منش و سيره شهدای دفاع مقدس میتواند آحاد جامعه به ويژه نسل جوان تشنه حقايق زلال انقلاب اسلامی و دفاع منقدس را با زوايای مختلف حماسههای بزرگ ملت ايران در طول دوران انقلاب اسلامی آشنا سازد.
از ميان اين عرشيان كه روزگاری را بر زمين خدا سپری كردند میتوان از شهيد حسن آبشناسان نام برد. شهيد حسن آبشناسان در سال 1315 در خانوادهای متعهد و مؤمن در تهران ديده به جهان گشود، بعد از گذشت دوران تحصيل در سال 1336 با اخذ مدرك ديپلم وارد دانشكده افسری شد.
در سال 1339 با درجه ستوان دومی فارغالتحصيل گشت و يك سال بعد دوره مقدماتی را به پايان رساند. پس از آن در اولين دوره رنجر، دورههای عالی ستاد فرماندهی، دورههای چتر بازی و تكاوری در داخل و خارج كشور شركت كرد و همه اين مراحل را با موفقيت پشت سر گذاشت. وی با وجود محيط نامناسب جامعه، پلههای رشد و تكامل را در پناه ارزشهای اسلامی سپری كرد. پس از طلوع جاودانه انقلاب، به درجه سرهنگی ارتقا يافت و فرماندهی يگان جنگهای نامنظم در قرارگاه سيدالشهدای ارتش را بر عهده گرفت.
سرهنگ آبشناسان با تشكيل سپاه، نيروهای جديد را در آموزشگاه سعدآباد، تحت تعليم قرار داد و در سال 1363، با حكم رسمی «قرارگاه رمضان» فراهم سازی زمينههای آموزش جنگهای نامنظم سپاه به وی واگذار شد. با پذيرفتن اين مسئوليت تاكتيكهای جنگهای چريكی را به برادران سپاهی، بسيجی و همرزمان خود آموزش داد و شاگردان بسياری در اين زمينهها تربيت كرد كه همه آنها، در ميدان مبارزه به زيبايی افتخار آفريدند.
بنابر اين گزارش، در آغاز جنگ تحميلی، خاك جبهه جنوب، با صلابت گامهای شهيد آبشناسان آشنا شد و همانند بسجی ساده در بزم عمليات پيرانشهر، سردشت و بانه حماسه آفريد و با رشادتهای خود يادش را در تاريخ خونين دفاع مقدس و قلب ملت ايران به تصوير كشيد.
وی از همرزمان و ياران نزديك شهيد «محمد بروجردی» بود. شهيد آبشناسان و شهيد بروجردی مدتی در قرارگاه حمزه سيدالشهدا با يكديگر همكاری میكردند و در اين زمان چنان شيفته هم شده بودند كه در عيد غدير با هم صيغه برادری خواندند. شهادت بروجردی ضربه سنگينی بود برای آبشناسان؛ تا چند روز خنده بر لبانش نيامد و اشك از چشمانش دور نشد. در حالی كه فرماندهی لشكر 26 نوهد، فرماندهی قرارگاه حمزه و لشكر 23 نيروهای مخصوص را بر عهده داشت، در سال 1364 همزمان با عمليات قادر در منطقه «لولاند» بر اثر اصابت تركش، شربت شيرين شهادت نوشيد.
عيد غدير خم بود. قرار بود آبشناسان با عدهای ديگر از امرای ارتش به ديدار حضرت امام(ره) بروند. اين اولين باری بود كه حسن میتوانست حضرت امام را از نزديك ببيند و از اين جهت بسيار خوشحال بود، لباسهای خود را پوشيد و آماده حركت بود. تماس گرفتند و خبر دادند كارت ملاقات تمام شده است. حسن با آرامش تمام لباسهای خود را درآورد و گفت: «خدا ما را از ملاقات امام زمان محروم نكند هر وقت خودش بخواهد، امام را هم زيارت خواهيم كرد»
دقايقی ديگر تماس گرفتند و دوباره حسن را برای ملاقات دعوت كردند. سرهنگ هم با رويی گشاده استقبال كرد. همان شب جريان ملاقات را از تلويزيون پخش كردند همه خانواده و اقوام در ميان افراد به دنبال چهره حسن بودند كه وی با خنده گفت: «دنبال من نگرديد، من آن عقبها طوری نشستهام كه دوربين مرا نبيند، سرم هم پايين است».