کد خبر: 3256060
تاریخ انتشار : ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۰۶:۰۹

نجواهای نیمه رجب در مأمن رضوی/ دستان تمنایی که سیراب شدند ...

گروه اجتماعی: نجواهای نیمه رجب در آستان هشتمین نور به اوج خود رسید، آنجا که دستان تمنا و خواهش بندگان در آسمان رحمت سیراب شدند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، رجب که فرا می‌رسد، ندای «این‌ الرجبیون» در گوشه گوشه شهر به گوش می‌رسد، ندایی که برای عاشقان و بندگان حق یادآور لحظه‌های خوش عبادت در یکی از بهترین ماه‌های سال است؛ آری لحظه‌هایی از جنس استجابت.

لحظه‌هایی که تنها خود را می‌بینی و خالقی که مشتاقانه صدایت می‌کند، خالقی که عاشقانه به تو می‌نگرد تا ببیند چه زمانی از هر چه بند تعلق است جدا شده و او را صدا می‌زنی. و چه زیباست این صدا در جوار کسی به گوش حق برسد که پناه بیچارگان و دل‌های رنجور و خسته است، در جوار هشتمین نور، در قطعه‌ای از بهشت...

اینجا مشهد است، حرم رضوی بار دیگر در روزی نیکو از روزهای خدا میزبان هزاران مشتاق، عاشق و دل‌های خسته‌ای بود که خود را برای بندگی درگاه حق آماده کرده بودند، و چه شیرین است این لحظه‌ها را در کنار عاشقان حریم دوست سپری کنی، لحظه‌هایی پر از نجواهای عاشقانه و اشک‌هایی از جنس الهی...

زمزمه آیات کلام وحی نخستین بخش مراسم معنوی نیمه رجب در حرم مطهر امام رضا(ع) بود و بهانه‌ای برای خلوت‌های هر یک از میهمانان این آستان؛ زائران و مجاوران بعد از نماز ظهر مشهد خود را به این آستان رسانده بودند تا بتوانند از فیوضات این روز و اعمال آن بهره ببرند.

بار دیگر صحن و سرای حضرت شمس‌الشموس، شوری دوباره را به ملائک نشان می‌داد، ملائک نیز در این روز همراه و همنوا با فرشیان در بهشت روی زمین با معبودشان نجوا می‌کردند.

دستان تمنا و خواهش در نجواهای نیمه رجب رو به آسمان بلند شد و دل‌ها با نوای یا حسین(ع) و یا زینب(س) و غم و اندوه در سوگ بانوی دشت کربلا و در کنار ضامن آهوان خسته لرزیدند، اینجا اشک‌ها بودند که سخن می‌گفتند، هر کس گوشه‌ای را برای این نجواها انتخاب کرده بود.

زن و مرد، پیر و جوان و زائر و مجاور خوب می‌دانستند در چه روزی خود را میهمان خوان امام رئوف کنند، مگر نه اینکه او خود به ریان بن شبیب فرموده بود: «ای پسر شبیب، هرگاه خواستی برای چیزی ـ و کسی ـ گریه کنی، بر جد ما حسین(ع) گریه کن»، آن‌ها آمده بودند سالار دشت کربلا و خواهرش زینب(س) را واسطه رازهای دلشان با معبود کنند و این‌گونه روزی زیبا را در کنار مضجع منور رضوی سپری کردند.

قطعا آن‌ها که در لحظات پایانی نیمه رجب مهمان آستان دوست شده بودند، لحظه‌ای آرامش و دلدادگی در این آستان را با هیچ چیز دیگری معاوضه نمی‌کنند، مگر نه اینکه بزرگ‌ترین و برترین گنج دنیا آرامش در کنار اویی است که لحظه‌هایت را سرشار کند از نور و روشنایی، تو عاشقانه نظاره‌اش کنی و او دستان پر از التماس و تمنایت را لبریز کند از دانه‌های سفید استجابت.

و چه شیرین بود لحظه‌های استجابت در غروب نیمه رجب؛ لحظه‌هایی پر از سلام و صلوات به انبیاء الهی و سجده بر معبودی که عاشقانه بنده‌نوازی می‌کند و با هر بهانه‌ای خریدار دل‌های شکسته است؛ دل‌هایی که آخرین زمزمه آن‌ها در غروب نیمه رجب «اللَّهُمَّ لَکَ سَجَدْتُ وَ بِکَ آمَنْتُ فَارْحَمْ ذُلِّی وَ فَاقَتِی وَ اجْتِهَادِی وَ تَضَرُّعِی وَ مَسْکَنَتِی وَ فَقْرِی إِلَیْکَ یَا رَبِّ» بود، آنجا که ایمان به خدا را بار دیگر اقرار کرده و رحمتش را در پس تنگدستی، درماندگی و نیازشان می‌طلبند.

این دل‌های خسته امروز آمده بودند تا کوله بار سفر به رمضان را با استغفار و طلب مغفرت آماده کرده و با توشه‌ای که امروز برگرفتند، راهی سفری شوند از جنس عاشقی؛ زمزمه پایانی این دل‌ها در جوار هشتمین نور چیزی نبود جز دعا برای تعجیل در فرج امام غایب از نظر. او که نمی‌دانیم معتکف کدامین مسجد بود اما حضورش را می‌شد در همه جا حس کرد.

نیمه رجب، به پایان رسید در حالی که دل‌های پاک عاشقان به سوی معراج پرواز کرد تا با خدای خود عهدی دوباره برای فاصله گرفتن از روزمرگی و دل‌مشغولی‌های دنیوی بسته و در سجده‌های عاشقی آرامش را دنبال کنند.

امید که این آرامش میهمان دل‌های عاشقان حضرتش شود...

captcha