
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، محمدعلی انصاری، مفسر قرآن کریم، شب گذشته، 31 اردیبهشتماه در جلسه تفسیر فراز 12 دعای 42 صحیفه سجادیه، با بیان اینکه انسان تغییر پذیرترین موجود آفرینش است که از احسن تقویم تا اسفل سافلین تغییر میکند، افزود: در این فراز امام سجاد(ع) به کارکرد قرآن در حوزه اخلاق و رویکرد آن اشاره کرده است.
وی در تفسیر فراز «وَ اجْبُرْ بِالْقُرْآنِ خَلَّتَنَا مِنْ عَدَمِ الْإِمْلَاقِ، و به قرآن تنگدستى ما را جبران کن که محتاج نباشیم»، گفت: از مهمترین آموزههای قرآن تلاش، سعی و پویایی است، به گونهای که فرد تنبلی که دست از تلاش کشیده دمساز با قرآن نیست زیرا این امر از محدوده تربیت قرآن خارج است و کلام الهی همواره انسان را به آبادانی زمین دستور میدهد.
مؤلف تفسیر «مشکاة» همچنین در تفسسیر فراز «وَ سُقْ إِلَیْنَا بِهِ رَغَدَ الْعَیْشِ وَ خِصْبَ سَعَةِ الْأَرْزَاقِ: و آسایش زندگى و فراوانى روزى نصیب ما کن»، افزود: خداوند به برکت قرآن، وسعت عیش و توسعه رزق را به سوی ما سرازیر میکند و امام سجاد(ع) با لطافت این امر را مورد تأکید قرار دادهاند.
وی در تفسیر فراز «وَ جَنِّبْنَا بِهِ الضَّرَائِبَ الْمَذْمُومَةَ وَ مَدَانِیَ الْأَخْلَاقِ، و از سرشت بد و خوى زشت بر کنار دار»، عنوان کرد: «جَنِّبْ» به معنای دوری و جنابت را از آن لحاظ نامیدهاند که فرد از طهارت دور شده است و «ضَّرَائِبَ» به معنای تثبیت کردن زمانی به کار میرود که پارهای از رفتارهای ناصواب را تکرار کرده و به شکل عادت در آمده باشد.
انصاری با تأکید بر اینکه رفتارهای ناصواب که به عادت تبدیل شده، در وجود انسان ضرب میشود از این رو اخلاق و سجایی را که در ضمیر انسان تثبیت شده باشد را «ضَّرَائِبَ» مینامند، ابراز کرد: اگر عادات آدمی نسنجیده و ناپسند باشد آن را «مذموم»، و اگر در جامعه مقبول و پسندیده باشد آن را «ممدوح» و «ملکه» مینامند.
وی اظهار کرد: صفات انسان همواره در حال تغییر است چرا که انسان تغییرپذیرترین موجود آفرینش است که از احسن تقویم تا اسفل سافلین تغییر میکند لذا برای ترک عادات ناپسند باید در سایه انس با قرآن کریم گام برداشت و بدان عمل کرد.
این نویسنده و پژوهشگر ادامه داد: هنگامی که خصلتهای ناپسندی همچون ترس، سستی، ضعف عزم، بیهمتی و بیاردگی در وجود انسان جای گیرد او را به مقام حقارت و پستی فرو کشیده و فرد خُرد نگاه کرده و گامهای کوتاه بر میدارد زیرا پرنده با بال و انسان با همت پرواز میکند.
وی تأکید کرد: انسان نباید به خردی رضایت دهد بلکه همواره باید زیادهخواه و کمالجوی مثبت باشد که این امر انسان را از مقام دنی و پست به والایی میکشاند، همچنین قرآن شخصیت انسان را به افقهای بالاتر سوق میدهد.
قرآن، مصور جهنم کفر و بهشت ایمان
انصاری در تفسیر فراز «اعْصِمْنَا بِهِ مِنْ هُوَّةِ الْکُفْرِ وَ دَوَاعِی النِّفَاقِ حَتَّى یَکُونَ لَنَا فِی الْقِیَامَةِ إِلَى رِضْوَانِکَ وَ جِنَانِکَ، و از پرتگاه کفر و داعیه نفاق حفظ کن تا قرآن در آن روز ما را سوى خشنودى و بهشت تو کشاند»، بیان کرد: امام سجاد(ع) در این فراز سقوط در ورطه کفر را به سقوط در پرتگاه تشبیه کردهاند.
وی با تأکید بر اینکه ایمان مقام رفیعی است، اظهار کرد: پیامبران برای هدایت مردم از واژه «تعالوا» از ماده «علو» به معنای بلندی بهره میگرفتند از این رو میتوان گفت ایمان انسان را از مقام پستی به بالاترین درجات میکشاند.
این مفسر قرآن کریم با بیان اینکه انتهای کفر، قهر خدا است و فرد با غرقشدن در جهنم که کلمهای فارسی است، با واژههای «چاه» و «نام» به سزای اعمال خود رسیده و مورد قهر خدا واقع میشود، گفت: قرآن، مصور جهنم کفر و بهشت ایمان است و آدمی باید با انس با کلام وحی بکوشد از جهنم کفر رهایی یابد.
وی عنوان کرد: در پی انس با قرآن، مصونیتهای خلقی شکل گرفته و «قَائِد» فرد شده و او را تا نهایت رضوان الهی میبرد و در مقابل اگر کسی به قرآن پشت کند، او را در جهنم و قهر خدا غوطهور میسازند.
تن دادن به ولایت شیطان در عدم رعایت حدود الهی
انصاری در تفسیر فراز «وَ لَنَا فِی الدُّنْیَا عَنْ سُخْطِکَ وَ تَعَدِّی حُدُودِکَ ذَائدا، وَ لما عندک بتحلیل حلاله و تحریم حرامه شاهدا، و در دنیا از خشم و نافرمانى تو بازدارد و نزد تو گواهى دهد که ما حلال آن را حلال دانستیم و حرام آن را حرام»، ابراز کرد: قرآن مانعی برای غضب و تعدیکردن از حدود الهی است و همواره فرد مأنوس را از غضب الهی دور نگاه میدارد.
وی با اشاره به آیه 279 سوره بقره که خداوند متعال میفرماید: «فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَکُمْ رُؤُوسُ أَمْوَالِکُمْ لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ، و اگر (چنین) نکردید، بدانید به جنگ با خدا و فرستاده وى، برخاستهاید؛ و اگر توبه کنید، سرمایههاى شما از خودتان است. نه ستم مىکنید و نه ستم مىبینید»، اظهار کرد: تخطی از احکام و حدود الهی، اعلان جنگ با خدا محسوب میشود.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: خداوند حدود و مواضع رضا را در قرآن کریم و احکام الهی معین کرده و آنچه انسان را در جاذبه محبت خدا قرار میدهد، رعایت حدود الهی است زیرا اگر فردی احکام و حدود را رعایت نکرده و سر باز زند، به ولایت شیطان تن داده است.
وی ادامه داد: در قیامت، اعتبارات برداشته شده و انسان همانند روز تولد از رحم مادر، به آن دنیا وارد شده و تنها اعمال خود را با خود به همراه دارد و قرآن به عنوان شاهد اعمال حاضر شده و برای حرام دانستن حرام خدا، و حلال دانستن حلال خدا گواهی میدهد.
مرگ سهل، در انس با قرآن
انصاری در تفسیر فراز «وَ هَوِّنْ بِالْقُرْآنِ عِنْدَ الْمَوْتِ عَلَى أَنْفُسِنَا کَرْبَ السِّیَاقِ، و سختى جان کندن را هنگام احتضار به برکت قرآن بر ما سهل گردان»، عنوان کرد: «السِّیَاقِ» از ماده «سوق» به معنای جلب و کشیدن، در اینجا به معنای جذب و جلب روح از دنیای مادی و فانی، به دنیای دیگر است که به برکت قرآن و برای افراد مأنوس با کلام الهی راحت تر صورت میگیرد.
وی در تفسیر فراز «وَ جَهْدَ الْأَنِینِ، وَ تَرَادُفَ الْحَشَارِجِ إِذَا بَلَغَتِ النُّفُوسُ التَّرَاقِیَ، و آن نالههاى پر مشقت و پیچیدن نفسها در گلو را وقتى که جان به ترقوه مىرسد بر ما آسان کن»، اظهار کرد: در لحظه جان دادن نفسها به سختی دم و بازدم شده و به شمارش میافتد.
مؤلف تفسیر «مشکاة» با تأکید بر آیه 26 سوره قیامت که خداوند متعال میفرماید: «کَلَّا إِذَا بَلَغَتْ التَّرَاقِیَ، چنین نیست که انسان مىپندارد او ایمان نمىآورد تا موقعى که جان به گلوگاهش رسد» ادامه داد: در هنگام ترک دیار فانی، جان از بدن انسان فاصله گرفته و به ترقوه میرسد.
مرگ؛ پلی از غفلت به بیداری
وی همچنن در تفسیر فراز «وَ قِیلَ مَنْ رَاقٍ وَ تَجَلَّى مَلَکُ الْمَوْتِ لِقَبْضِهَا مِنْ حُجُبِ الْغُیُوبِ، آن هنگام که گویند کیست درمان کننده؟ و فرشته مرگ براى گرفتن جانها از پشت پردههاى غیب خویش را بنماید»، بیان کرد: «رَاقٍ» اطرافیانی که انگشت بر دهان گرفته و میگویند چه کسی میتواند او را حفظ کند و یا به معنای فرشتگان الهی که مسئولیت قبض روح را عهده دارند معنا میشود زیرا فرشتگان از قبض روح فرد کافر و منافق کراهت دارند.
انصاری با تأکید بر آیه 185 سوره آل عمران میفرماید: «کُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ...، هر جاندارى چشنده [طعم] مرگ است ...»، افزود: در این آیه با توجه به همگانی بودن مرگ و عمومیت آن برای همه، حشمت مرگ را شکسته است.
وی با اشاره به اینکه برای انسانهای مؤمن و مأنوس با قرآن، مرگ دلنشین است، عنوان کرد: مرگ راه رسیدن به افقهای پیش رو برای جانهای متعالی و بیدارشدن از غفلتها است، از این رو مرگ پلی از غفلت به بیداری و هوشیاری و از ظلمت به منبع نور و از محدودیت به آزادی به شمار میرود.
وحشت فراق؛ تلخترین درد مرگ
این نویسنده و پژوهشگر در تفسیر فراز «وَ رَمَاهَا عَنْ قَوْسِ الْمَنَایَا بِأَسْهُمِ وَحْشَةِ الْفِرَاقِ، و از کمان مرگ تیرهاى وحشتناک فراق سوى جانها پرتاب کند»، ابراز کرد: وحشت فراق، تلخترین درد مرگ است چنانکه امام سجاد(ع) خوف از قیامت و خوف از فقدان دوستان را بیان میکنند.
وی همچنین در تفسیر فراز «وَ دَافَ لَهَا مِنْ ذُعَافِ الْمَوْتِ کَأْساً مَسْمُومَةَ الْمَذَاقِ، و جامى به طعم شرنگ از زهر ناب پرورده سازد»، اظهار کرد: به برکت قرآن حرکت از جهان مادی و دیار فانی به سوی عالم والا برای مأنوسشدگان با قرآن راحتتر صورت میگیرد.
انصاری در تفسیر فراز «وَ دَنَا مِنَّا إِلَى الآْخِرَةِ رَحِیلٌ وَ انْطِلَاقٌ، وَ صَارَتِ الْأَعْمَالُ قَلَائِدَ فِی الْأَعْنَاقِ، وَ کَانَتِ الْقُبُورُ هِیَ الْمَأْوَی إِلَی مِیقَاتِ یَوْمِ التَّلَاقِ، هنگام بار بستن سوى آخرت فرا رسیده است، کردارها چون طوق بر گردنها بسته و خانه گور تا روز قیامت جاى ماندن ما خواهد بود»، ادامه داد: اعمال در روز تلاقی و رو به رو شدن با قیامت، بر گردن همچون گریبان شده و آویزان میشود و عمل و عامل، حبیب و محبوب و ظالم و مظلوم با هم رو به رو میشوند.
رسیدن به مقام ابرار، در پرتو قرائت و معرفت قرآن حاصل میشود
تثبیت و استمرار در علم و معنویت، فهم حقایق و معرفت به خداوند را در پی دارد