
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، در دعای ابوحمزه ثمالی عرض میشود: «اَلحَمدُ للهِ الَّذِی أسئَلُهُ فَیُعْطِیَنِی وَ إنْ کُنْتُ بَخِیلاً حِینَ یَسْتَقْرِضُنِی». خدای را حمد میکنم که هر چه از او خواستم به من میدهد و اگر خود خدا از من استقراض کند به عنوان قرض الحسنه من کُندی میکنم و بُخل میورزم. در قرآن هم فرمود: «هآ أنْتُمْ هؤلآءِ تُدعَونَ لِتُنْفِقُوا وَ مِنْکُمْ مَنْ یَبْخَل وَ مَنْ یَبْخَل فَإنَّمَا یَبْخَلُ عَلی نَفسه»: فرمود: شما کسانی هستید که دعوت میشوید در راه خدا انفاق کنید، ولی برخی از شما بُخل میورزند باید مستحضر باشند که علیه خود بُخل میورزند(محمد، 38).
بعد عرض میکند: خدای را شکر میکنم که هر وقت من خواستم با او تنها باشم و کسی مرا همراهی نکند، خدا مرا راه میدهد. گاهی انسان میخواهد شفیع بیاورد، ولی شفیع ندارد و خداوند هم آخَرُ مَنْ یَشفَع است و آخَرُ مَنْ یَشفَع أرحَمُ الرَّاحِمین. شفیع جناح طائر است. جناح سائل است که با وسیله شفیع انسان توان پرواز دارد. ولی گاهی انسان بی پر است. شفیعی ندارد. قدرت استشفاء ندارد و اگر هم استشفاء کرد کسی از او شفاعتی را به عمل نمیآورد.
خدای را حمد میکنم که هر وقت چیزی خواستم به من عطا میکند، گرچه هر وقت او دستور انفاق مالی داد من بُخل میورزم.
آنگاه وجود مبارک امام سجاد(ع) وصف دیگری که برای داعیان لازم است ذکر میکند. داعی باید در خوف و رجاء موحّد باشد. عرض میکند: «وَالحَمدُ للهِ الَّذِی اَدعُوهُ وَلا اَدعُوا غِیرَهُ وَ لُو دَعُوتُ غِیرَهُ لَمْ یَستَجِب لِی دعائی»: خدای را شکر میکنم که من فقط او را میخوانم. غیر او را نمیخوانم. اگر غیر او را بخوانم، استجابت نمیکند. چون کار از غیر او ساخته نیست. چنین که در طلیعه امر هم گذشت «مِنْ إینٍ لِیَ الخِیرُ یا رَبِّی وَ لا یُوجَدُ إلا مِنْ عِندِکْ».
در امید انسان، باید موحّد باشد. چنین که در خوف هم باید موحّد باشد. یک موحّد در تمام شئون موحّد است. میگوید: «إنِّ الصَّلاتِی وَ نُسُکِی وَ مَحیایَ وَ مَماتِی للهِ رَبِّ العالَمِین»(انعام، 162). ممکن نیست کسی موحّد ناب باشد، توحیدش صحیح باشد، از غیر خدا بترسد. یا ممکن نیست کسی توحیدش تامّ باشد و به غیر خدا تکیّه کند و امیدوار باشد. لذا عرض میکند: «وَالحَمْدُللهِ الَّذِی اَرجُوهُ وَ لا اَرجُوا غِیرَهُ». به غیر خدا امیدوار نیستم. چرا؟ برای این که «وَ لُو رَجُوتُ غِیْرُهُ لَأخْلَفَ رَجائی». اگر من به غیر خدا امیدوار باشم یا کار از دست آنها ساخته نیست، یا اگر ساخته باشد به امید من بها نمیدهند. در حقیقت از غیر خدا کاری ساخته نیست. چون هر چه در جهان امکان یافت میشود مظاهر قدرت خدایند «وَ للهِ جُنُودُ السَّمواتِ وَالأرض»(فتح، 7).
بنابراین یک موحّد در خوف و رجاء موحّد خواهد بود. بعد عرض میکند: خدا را شکر میکنم که ما را به خودش واگذار کرده است و با واگذاری به خود مایه کرامت ما را تأمین کرده است و ما را به غیر خودش واگذار نکرده است که مورد اهانت ما باشد. خدا اگر ما را به خودمان واگذار کند یا به غیرمان واگذار کند مورد وهن و سستی ما و اهانت ما خواهد بود. ما میشویم موهون و خار و ذلیل. چرا؟ چون اگر تمام عزّت مال خداست، اگر خدا انسان را به غیر خدا واگذار کند، چنین کسی ذلیل خواهد بود.
برای این که عزّت فقط از ناحیه ذات أقدس إله است و خداوند با این کار که ما را به خودش واگذار کرده، به غیر خودش واگذار نکرده، ما را از ذلیل و فرومایه شدن رهائی بخشید و عزیز و گرامی قرار داد.
شرح دعای ابوحمزه ثمالی آیت الله العظمی جوادی آملی