
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان در ادامه دعای ارزشمند ابوحمزه ثمالی امام سجاد(ع) به خداوند عرضه میدارند: «یا خِیْرَ مَنْ دَعاهُ داعٍ وَ أفْضَلَ مَنْ رَجاهُ راج. عَظُمَ یا سِیِّدِی اَمَلِی وَ سآءَ عملی فَاَعْطِنی مِنْ عَفْوِکَ بِمِقْدارِ اَمَلی وَلا تُؤاخِذْنی بِاَسْوَءِ عَمَلی».
خدایا! امل و آرزوی من زیاد است. عمل و کار من بسیار بَد است. کار من بَد است. اعمال من بَد است، آمال من بزرگ. تو به مقدار آمال و آرزوی من به من ببخش. به مقدار اعمال من مرا مؤاخذه نکن.
«فَاِنَّ کَرَمَکَ یجِلُّ عَنْ مُجازاةِ الْمُذْنِبینَ وَحِلْمَکَ یکْبُرُ عَنْ مُکافاةِ الْمُقَصِّرینَ وَ اَنَا یاسَیدی عائِذٌ بِفَضْلِکَ»
زیرا کَرم و بزرگواری تو اَجلّ از آن است که تبهکاران و گناهکاران را جزا و کیفر بدهد و حِلم و بخشایش تو بزرگتر از آن است که مقصّرین را مُکافات کند. و من، یا سِیِّدِی من به فضل تو پناه بردهام.
«هارِبٌ مِنْکِ إلِیْک» این جمله از بحثهای محوری و کلیدی است که میفرماید: از تو به سوی تو، این توحید ناب است. این هم در این جملههای دعا کم نیست که دو بار هارِبٌ مِنْکِ إلِیْک آمده است. نه «هارِبٌ مِنْ اَصحابِکَ إلی عَفْوِکَ»؛ از تو به سوی تو آمدم. یعنی از جایی نبودم که به سوی تو بیایم. اگر میترسم، از انتقام تو میترسم. اگر امیدوارم، به لطف تو امیدوارم.
«هارِبٌ مِنْکِ إلِیْک. مُتَنَجِّزٌ مَا وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ أحسَنَ بِکَ ظَنَّاً»
تو به ما وعده دادی که نسبت به دیگر تبهکاران نه تنها صابر باشی، حلیم باشی، عَفُّو باشی. بلکه صَفح کنی؛ صَفح جَمیل؛ نه تنها عفو کنی، بلکه صَفح جَمیل کنی. یعنی صفحه خاطرات را وَرق بزنی. آن صفحهای که اصلاً گناه در آن نوشته نشده، آن صفحه را به ما نشان بدهی و اصلاً صرف نظر کنی که صَفح بالاتر از عفو است. بنابراین این هم در عین حال که دعاست، ادب دعا، درس دعا، راه دعا و تقویّت روحیه نیایش است و دعا را وجود مبارک امام سجاد(ع) به ما آموخت. غرض آن است که با دعاء، درس دعا و علّت دعا تبیین میکند.
به گفته آیتالله العظمی جوادی آملی، دعای ابوحمزه ثُمالیِ امام سجاد(ع) گذشته از این که متنش نیایش به درگاه خداست، تحلیل دعا، معنای دعا، مقدمات دعا، شرایط و آداب و سنن دعا وعلت دعا وعلل وعوامل استجابت دعا، اینها را هم در بردارد. لذا در عین حال که مسئله خواندن و خواستن خداست، نظیر جوشن کبیر و مانند آن نیست که همهاش ذکر باشد و تضرّع و توسّل به اسمای حُسنای الهی باشد؛ بلکه تحلیل میکند.
«مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِکَ ظَنّاً وَما اَ نَا یا رَبِّ وَما خَطَری»
یکی از آن علل تحلیلش این است: خدایا! من نیازمند بخشش توام و بخشودن برای تو هیچ زحمت ندارد و اصلاً من آن قَدر و آن منزلت را ندارم که شما بخواهی درباره من تصمیم عذاب بگیری یا بخشودن من برای شما دشوار باشد. هیچ کدام از اینها نیست. الهی! من یک امر خطیری نیستم. «وَ مَا أنَا یا رَبْ وَ مَا خَطَرِی». اصلا من کیام و ارزش من چیست؟.
«هَبْنِی بِفَضْلِکَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیّ بِعَفْوِکَ یا رَبِّ جَلَّلَنِی بِسِتْرِکَ وَاعْفُ عَنْ تُوبیخِی بِکَرَمِ وَجْهِک»
عرض میکند: خدایا! جامه عفو را بر پیکر من بپوشان. از این طرف وقتی شخص هیچ ارزش نداشته باشد و از آن طرف بخشش او هیچ دشوار نباشد، چرا نمیبخشی؟.