کد خبر: 3318309
تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۹۴ - ۱۴:۴۰

دعای ابوحمزه مناجات حمد و تفسیر اسمای الهی است

گروه اجتماعی: دعای ابوحمزه ثمالی در کنار دعا مسأله حمد را هم بازگو می‌کند؛ لذا مناجات حمد هم هست، مناجات ذکر و مناجات تفسیر اسمای الهی هم هست.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، امام سجاد(ع) در ادامه دعای شریف ابوحمزه ثمالی عرض می‌کند:

«فَلَوِ اطَّلَعَ الیُوم عَلی ذَنْبِی غِیْرُکَ مَا فَعَلْتُهُ وَ لُوْ خِفْتُ تَعجِیلَ العُقُوبَهِ لَاجْتَنَبْتُهُ لا لِأنَّکَ أهْوَنُ النّاظِرینَ إلّیَّ وَ أخَفُّ المُطَّلِعِینَ عَلَیَّ . بَلْ لِأنَّکَ یا رَبِّ خَیْرُ السّاتِرین وَ اَهلَ مُنْهَلِمِینْ وَ أکْرَمُ الأکْرَمِین. سَتّارُ العُیُوب غَفّارُ الذُّنُوب، عَلّامُ الغُیُوب، تَسْتُرُ الذَّنْبَ‌ بِکَرَمِکَ وَ تُؤَخِّرُ‌ العُقُوبَهِ بِحِلْمِکْ».

خدایا! من اگر گناه کردم، به معنای حریم شکنی نیست. معنای هتک حرمت ربوبی نیست؛ پروردگارا! من در برابر دیگران گناه نمی‌کنم و نه تنها حق دیگران را ضایع نمی‌کنم، حقّ خودم را هم در برابر تو ضایع نمی‌کنم و در حضور دیگران، مشهد و محضر دیگران تو را گناه نمی‌کنم. امّا در حضور تو، تو را گناه می‌کنم. این نه برای آن است که حرمت تو را رعایت نکردم و این نه برای آن است که تو پیش من مُکرّم و مُعزّز نیستی؛ بلکه برای آن است دیگران اگر بفهمند و ببینند، آبروریزی می‌کنند، مرا کیفر می‌کنند و تو می‌بینی و می‌دانی و عفو می‌کنی.

پس سرّ این که در حضور دیگران گناه نمی‌کنم و در حضور تو گناه می‌کنم آن است که تو می‌بخشی و آنها نمی‌بخشند. نه برای آن است که تو پیش من محترم نیستی. پس اینکه انسان در حضور دیگران گناه نمی‌کند و در حضور ذات أقدس إله گناه می‌کند، این ممکن است دو گونه باشد: عده‌ای برای خدا حرمت قائل نیستند، معاذالله. عده‌ای نیز برای خدا حرمت قائل‌اند و خدا را ستّار و غفّار می‌دانند. خدا را حلیم می‌دانند. چنین کسی استحقاق دریافت عفو الهی را دارد. البتّه تعبیر استحقاق نه برای آن است که کسی طلبکار باشد؛ بلکه به این معناست اگر ذات أقدس إله ببخشد، اینجا مورد او جواز و حقّ است.

«فَلَکَ الحَمْدُ عَلی حِلْمِکَ بَعْدَ عِلْمِکْ وَ عَلی عَفْوِکَ بَعْدَ قُدْرَتِکْ».

در ادامه مسئله حمد را در کنار دعا بازگو می‌کند. چون ذات أقدس إله را به حلم و صدر ستود، به عنوان غفّار ستود، به عنوان این که پرده را آویخته نگه می‌دارد ستود. عرض می‌کند‌: حمد مال توست. چون ستّار بودن، غفّار بودن، حلیم بودن، اینها کمالاتی است که در ذات أقدس إله هست و همه کمالات الهی هم عین اختیار اوست. یعنی از اختیار نشأت می‌گیرد. بنابراین شایسته حمد است.

 بنابراین این در این حالی است که دعای ابوحمزه ثمالی دعاست، لذا مناجات حمد هم هست، مناجات ذکر هم هست. مناجات تفسیر اسمای الهی هم هست و مانند آن.

«وَ یَحْمِلُنِی وَ یُجَرِّئُنِی عَلی مَعْصِیَتِکَ حِلْمِکَ عَنّی. وَ یَدْعُونِی إلی قِلَّهِ الحَیآءِ سِتْرُکَ عَلَیَّ وَ یُسْرِعُنِی إلی التَوَّثُّبِ عَلی مَحارِمِکِ مَعْرِفَتِی بِسِعَهِ رَحْمَتِکَ وَ عَظِیمِ عَفْوِکْ». 

پروردگارا ! اگر من نسبت به گناهان جَرّی‌ام ، برای آن است که تو بخشنده‌ای. مکرر در مکرر دیدی و صرف نظر کردی و ما هم مکرر در مکرر تن به تباهی دادیم . یک وقت انسان احساس اَمن می‌کند که: «فَلا یَأمَنُ مَکرَ اللهِ عَلَی القُومُ الخاسِرُون؛ آیا از مکر خدا خود را ایمن دانستند؟ [با آنکه‏] جز مردم زیانکار [کسى‏] خود را از مکر خدا ایمن نمى‏داند»(اعراف، 99). کسی می‌گوید: من در اَمان‌ام، چنین انسانی جسور و گستاخ است. یک وقت می‌داند که ذات أقدس إله ستّارانه، غفّارانه، حلیمانه، صابرانه برخورد می‌کند. عجله نمی‌کند، فرصت توبه و اِنابه می‌دهد. درهای توبه را باز می‌کند. چنین انسانی احیانا به خود اجازه گناه می‌دهد. گرچه در بخش‌های دیگر خواهد آمد که انسان چون نمی‌داند کِی رَخت برمی‌بندد، هرگز نباید دست به تباهی دراز کند. شاید توبه نکرده بمیرد و شاید مشمول عفو نشود. ذات أقدس إله توبه تائب را می‌پذیرد.

هرگز بر خودش لازم نکرده است و به عموم هم وعده نداده است که توبه گناه غیر تائبین را ببخشد. آنگاه عرض می‌کند:

«یا کَلِیمُ یا کَرِیم! یا حَیُّ یا قَیُّوم. یا غافِرَ الذَّنْب. یا قابِلَ التَّوبْ. یا عَظِیمَ المَنّ، یا قَدِیمَ‌ الإحْسان».

خواندن خدا به اسمای حُسنی برای آن است که هر اسمی ضامن آن محتوای خود هست. همان طور که در قرآن کریم اول مطلبی ذکر می‌شود، بعد در پایان آیه یک اسم یا دو اسم از اسمای حُسنای الهی ذکر می‌شود که هر اسمی که در پایان آیه است‌، ضامن مضمون آیه است. ادعیه هم چنین است.

گاهی انسان خدا را می‌خواند و از خدا می‌خواهد که نسبت به او حلیمانه و بردبارانه برخورد کند. می‌گوید: یا حَلِیمْ! این خواندن حَلیم یعنی دعای به حِلم است که خدایا! از گناهان من بگذر. همچنین ستّار، غفّار، مُبَدِّلُ السَّیئاتِ بِالحَسَنات و مانند آن. این که عرض می‌کند:

«إیْنِ سَتْرُکَ الجَمِیل، إیْنِ عَفوُکَ الجَلِیلْ، إیْنِ فَرَجُکَ القَرِیب، إیْنِ غِیاثُکَ السَّرِیع، إیْنِ رَحْمَتُکَ الوَاسِعِه ایْنِ عَطایاکَ الفَاضِلَه وَ إیْنِ مَواهِبُکَ الهَنیئَه». آنگاه در پایان این بخش عرض می‌کند: «بِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ (عَلَیْهِمْ الصَّلاه وَ عَلَیْهِمُ السَّلام) فَاسْتَنْقِذُنِی وَ بِرَحْمَتِکَ فَخَلَّصَنِی».

خدایا! تو را به اهل بیت سوگند که اینها وسیله من است؛ من را تباهی و تیرگی برهان، و به رحمت خود مرا از هر گزند و آسیبی خلاص بفرما که ما امیدواریم ذات أقدس إله هم این دعاها را و هم آنچه که در پایان این بخش از دعا‌ آمده است در حق همه ما علاقه مندان به قرآن و عترت مستجاب بشود.

captcha