کد خبر: 3317447
تاریخ انتشار : ۰۱ تير ۱۳۹۴ - ۱۶:۰۱

بیان نعمت​های الهی، از شرایط استجابت دعاست

گروه اجتماعی: یکی از شرایط استجابت دعا که وجود مبارک امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه ثمالی به ما آموزد، این است که انسان نعمت‌های الهی را تبیین کند؛ این در عین حال که دعاست، درس دعا نیز هست.

به گزارش خبرگزاری بین​المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، در ادامه مناجات شریف ابوحمزه ثمالی، امام سجاد(ع) به خداوند عرضه می‌دارد: «الهی اَبَّیْتَنِی فِی نِعَمِکَ وَ إحسانِکَ صَغِیراً وَ نَوَّهْتَ بِاسْمِی کَبِیراً».

آیت​الله‌العظمی جوادی آملی در تبیین این فراز مقدمتاً نکته مهمی را بیان می​کنند. به گفته ایشان وجود مبارک امام سجاد(ع) در این دعا یکی از شرایط استجابت دعا را به ما می​آموزند و آن این است که انسان نعمت‌های الهی را تبیین کند. این در عین حال که دعاست، درس دعا هم هست. به بیان ایشان امام سجاد(ع) دعاشناسی را با دعا به ما می​‌موزند. معرفت حقّ و مسئله معاد را با دعا به ما‌ می​آموزند.

وجود مبارک امام سجاد(ع) عرض می‌کند: سوابق درخشانی که نسبت به من و دیگران داشتی و فضائل بی‌کران تا بی‌کرانی که داری، من را وادار می‌کند که از تو بخواهیم؛ «الهی اَبَّیْتَنِی فِی نِعَمِکَ وَ إحسانِکَ صَغِیراً وَ نَوَّهْتَ بِاسْمِی کَبِیراً».

خدایا! تاکنون که در کنار سفره نعمت و احسان تو به سر بردیم. از کودکی تاکنون، از نظر مسائل مادّی و دنیایی ما را تأمین کردی. وقتی سالمند و بزرگ شدیم، ما را خوش‌نام کردی و نام آور کردی.

بنابراین ما حدوثاً و بقآءً در کنار سفره تو نشستیم. ما عادت کردیم به این که ناز پروردة تَنعّم تو باشیم و عادت کردیم که با دست خالی بیاییم، با روی سیاه بیاییم، با روی سپید و دست پُر برگردیم. عادت کردیم، تو ما را عادت دادی!.

پروردگارا! من هم با معرفت آمدم، هم با محبّت آمدم. معرفت من رهنمای من است، محبّت من شفیع من. همانطور که در مسئله توبه گفته شد: «لاشَفِیعَ اًنْجَحُ مِنَ التُّوبِه»، اینجا هم می‌توان گفت: «لا شَفِیعَ اَنْجَحُ مِنَ المَحَبَّه». شفیعی بهتر از محبّت نیست.

و عرض می‌کند: «وَ أنَا واثِقٌ مِنْ دَلیلی بِدِلالَتِکَ وَ سَاکِنٌ مِنْ شَفِیعِی إلی شَفاعَتِکَ» من هم به این راهنما امیدوارم، هم به این شفیع وغیر از این چیز نیاوردم . عمل صالحی، ترک گناهی، فعل ثوابی، اینها را نیاورده‌ام! فقط تو را می‌شناسم و دوست دارم، همین.

با زبانی تو را می‌خوانم که تبهکار است. با قلبی با تو مناجات می‌کنم که تیره است. قلب و قالب تیره است. ولی تو هم تیره را می‌پذیری، هم تبهکار را. چنین که تاکنون پذیرفتی. مگر ما تاکنون زبان بی‌گناه داشتیم؟ قلب سالم داشتیم؟ من از تو می‌ترسم، ولی به تو امیدوارم. در ترس و امید موحّدم. اگر گناهانم را می‌بینم ، فَزَع می‌کنم ، نه یأس دارم. و اگر کَرم تو را می‌بینم، طمع دارم.

اگر ببخشی، بهترین بخشندگانی. چون بدون منّت می‌بخشی. و اگر عذاب کنی، عادلانه عذاب کردی. پروردگارا! من با همه سوابق تباه و تیره و تاریک‌ام، دلیلی دارد که تو را می‌خوانم. بی‌حجّت نیست. اگر کسی بگوید: تو با زبان گناهکار، با قلب تیره به چه جهت خدا را می‌خوانی؟ عرض می‌کنم: روی کَرم او. کریم کسی است که از گناهان ببخشد. من دلیلی دارم و با این دلیل خودم را قانع کردم که از تو مسئلت کنم.

«حُجَّتِی یا الله فِی جُرأتِی وَ عَلی مَسْألَتِکَ مَعَ إتْیانِی مَا تَکْرَهُ جُودُکَ وَ کَرَمُکْ وَ عُدَّتِی فِی شِدَّتِی مَعَ قِلَّهِ حَیآئِی مِنْکَ رَأفَتُکَ وَ رَحْمَتُکْ». من بَد حیا بودم. از تو خجالت نکشیدم. تو در سوره مبارکه علق، در طلیعه بعثت فرمودی: «ألَمْ یَعْلَمْ بِأنَّ اللهَ یَری» (علق، 14). انسان خجالت نمی‌کشد در مشهد و محضر خدا گناه می‌کند؟ من اعتراف می‌کنم بَد حیا بودم، کم حیا بودم. می‌دانستم تو مرا می‌بینی و در محضر و مشهد تو هستم. با این وجود گناه کردم. اما برای این که می‌دانم تو می‌بخشی، از تو مسئلت می‌کنم. من بین این دو امر قرار گرفتم: هم عُدّه منی در شدّت، هم رأفت و کرمت مایه امید من است. لذا من با این دو دلیل به سمت تو آمدم.

آیت​الله‌العظمی جوادی آملی

captcha