کد خبر: 3340929
تاریخ انتشار : ۱۹ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۲:۱۰

میزبانی کریمه اهل بیت(س) با میهمانی لاله‏‎ای از لاله‎های بهشتی

گروه اجتماعی: آئین غبارروبی حرم کریمه اهل بیت(س) شب گذشته ۱۸ مرداد با حضور اهالی رسانه استان قم برگزار شد؛ آئینی که میزبانی کریمانه کریمه اهل بیت(س) از اصحاب رسانه با میهمانی لاله‎ای از لاله‎های بهشتی بود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از قم، به مناسبت روز خبرنگار، اهالی رسانه شهر کریمه، شبی را میهمان خان با کرامت کریمه اهل‎بیت(ع) بودند و در مراسم غبارروبی ضریح آن حضرت مشارکت کردند.
این مراسم شب گذشته با حضور جمع کثیری از اهالی رسانه قم همراه بود و خبرنگاران و خانواده‎های آنها برای زدودن غبارهایی که از حوادث روزگار بر جان‎هایشان نشسته است، به غبارروبی ضریح حضرت شتافتند. مراسم، پس از نماز مغرب و عشا در شبستان نجمه خاتون برگزار شد؛ اکثر خبرنگاران استان قم در این مراسم حضور داشتند و به همراه خانواده‎هایشان زیباترین لحظات زندگی خود را در جایی که جلاگاه جان‎هاست سپری می‎کردند.
این لحظات، لحظاتی نیست که با قلم و زبان و چند سطر بتوان آن را توصیف کرد؛ لحظاتی است که شاید هر کسی یک بار در زندگی طعم آن را بچشد؛ طعمی که با چاشنی نور و معرفت به شیرینی شهد گل‌های بهشت می‎زند. هر کسی با دردی آمده بود؛ هر کسی با حاجتی آمده بود و می‎دانست که حاجت و دردهایش در این شفاخانه بی جواب نمی‎ماند؛ با دستمال‎های سفید عطرآگینی که به دست مان دادند، گویی مسیر سبز بهشت را نشان‎ می داد.
مجلس ما، پس از ریزه خواری در خان با کرم بی بی آغاز شد و با طعامی بهشتی، بر سر سفره با کرامت نورانی اهل بیت(ع) در صحن شبستان حاضر شدیم؛ پارچه ای سبز با گلدانی که از جنس حرم بود بر سر این سفره سبزین؛ دسته‎های مشتاقان در گرد این سفره جمع شده و منتظر ماندند تا وقت اطعام فرابرسد.
اطعام آغاز شد و غزل سرای اهل بیت(ع) از جام مشعشع معرفت جرعه نوشی را آغاز کرد و جان‎های خسته را با درد اشتیاق به اهل بیت(ع) مانوس کرد؛ قطرات اشک بر گونه‎های مشتاقان سرازیر شده بودو قلب‎ها مشتاق تر از قبل منتظر وصل و روبش غبار از ضریح دل بودند.
شب غریبانه ما، میهمانی هم داشت؛ میهمانی خاص که جایش صدر مجلس بود؛ میهمانی از جنس جنگ، مسافری که پس از سی سال مادرش را از غربت درآورده بود؛ مسافری که معصومانه رفت و مظلومانه پرکشید و امشب با چند تکه استخوان، آمده بود که تا دست ما را بگیرد و با خود به پابوس حضرت ببرد.
دیشب آن شهید نوجوان، دست همه ما را گرفت و با خود کنار ضریح برد؛ شهید عربلو دست همه ما را گرفت و با خود برد تا شفاعت کند از ما؛ شهید در صدر دسته ارادتمندان نزد بی بی رفت و اولین سلام را به حضرت رساند؛ ما همه ما معقتدیم که حضرت همانگونه که شفیع ما در روز قیامت است این شهید را نیز برای شفاعت و قبول دعای ما در این میهمانی دعوت کرده بود.
کاش هر شب از این شب‌ها باشد؛ مگر چند شب از عمر ما این چنین گذشته است؛ شب‎هایی که با گناه و بی ایمانی و بی یقینی خوابیدیم و به صبح رساندنیم و خود را باختیم؛ اما ای خدا، به حق این شب زیبا، شب های ما را نیز پاک کن و شب‌‌هایی به ما بده که در آن تنها تو را بجوییم و تنها تو را ببینیم.
 

captcha