کد خبر: 3361710
تاریخ انتشار : ۲۱ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۷:۳۹
استاد حوزه علمیه خراسان تشریح کرد:

جوادالائمه(ع) و چالش امت در پذیرش ولایت/ امامت امری انتصابی است

گروه اجتماعی: انتصاب حضرت جوادالائمه(ع)به مقام امامت به عنوان یک امام معصوم و حجت‌الله کبری برای جامعه مسلمانان با سن کم و حیله مأمون عباسی برای تحت فشار قراردادن از جمله چالش‌‍‌های امت در پذیرش ولایت امام نهم به شمار می‌رفت.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، خداوند متعال در هر دوره‌ای پیروان مکاتب و ادیان الهی را با یک آزمونی خاص محک می‌زند تا حقیقت ایمان و درجه تقوای آنان را به معیار آزمون بسنجد و از این میان ایشان نیز به پله‌ بالاتری از یقین ارتقا یابند.

از دیگر سو هر ولی را نیز به سلاحی مناسب زمانه خود برای مقابله با ایادی و مخالفان مسلح می‌سازد، گاه با زمامداری یک حکومت به صورت مستقیم، گاه با صلح یا با قیام و مبارزه و گاهی با ابزار مناظره.

در برهه حساس تاریخی امامت جوادالائمه(ع)، زمینه‌ای مناسب براى دامن زدن به شبهات متعدد در مورد جنجال برانگیزترین اصل دینى شیعه یعنی امامت فراهم بود، به خصوص که دشمنان از لحاظ قدرت سیاسى، در بهترین و قوى‌ترین موقعیت بودند، در حالی‌که شیعه در خطرناک‌ترین مرحله از حیات سیاسی ـ فکری خود به سر می‌برد.

امامتِ کودکى نورس به خودی خود موضوعی چالش برانگیز بود تا جایی که می‌توانست موجبات اختلاف و تفرقه را در جامعه مسلمانان به وجود آورد و زمینه‌ساز سوء استفاده دشمنان و در نتیجه محوشدن مکتب تشیع از گردونه روزگار شود؛ اما با هدایت پیامبرگونه ایشان و بهره‌گیری درست از ابزار مناظره به دفاع از حریم مکتب پرداختند.

بررسی جایگاه و نقش آن امام همام در نظام ولایی شیعه

بی‌گمان بررسی جایگاه و نقش آن امام همام در نظام ولایی شیعه در این مجال از آن روست که موشکافی آن به عنوان مسئله روز می‌تواند زنگاری را که پس از سده‌ها بر آیینه حقیقت نشسته است، بزداید و پاسخ‌گویی مناسب به برخی از عداوت‌ها و شبه افکنی‌های مخالفان باشد.

حجت‌الاسلام حسن باقریه، مسئول دفتر تبلیغ و آموزش کاربردی مرکز مدیریت حوزه علمیه خراسان در گفت‌وگو با ایکنا با تقسیم‌بندی زندگی جوادالائمه(ع) به سه بخش عمده اظهار کرد: بخش اول از زمان تولد تا دوران امامت ادامه یافت. در طول این مدت در شهر مدینه حضور داشتند و کیفیت تولد ایشان متفاوت بود که حضرت رضا(ع) در این‌باره فرموده‌اند: «هیچ مولودی با برکت‌تر از مولد من نیست»؛ تا زمانی که ایشان به سن هفت یا هشت سالگی رسیدند و حضرت رضا(ع) به شهادت رسیدند.

این کارشناس مذهبی مقطع دوم زندگی حضرت جواد(ع) را از زمان امامت ایشان تا دعوت مأمون به بغداد معرفی کرد و در این خصوص یادآور شد: مقطع سوم نیز به حضور و بروز جوادالائمه(ع) در شهر بغداد و در کنار مأمون و ازدواج با دختر وی تا زمان شهادت اختصاص دارد.

وی مهم‌ترین بخش زندگی امام جواد(ع) را مقطع دوم ارزیابی کرد که دورانی سخت و دشوار بود و افزود: اولین چالش جدی حضرت، انتصاب ایشان به مقام امامت به عنوان یک امام معصوم و حجت‌الله کبری برای جامعه مسلمانان با سن کم محسوب می‌شود، این قضیه تا حدی چالش‌برانگیز بود که علما و بزرگان شیعیان از ایشان و مکتب تشیع بریدند زیرا باور نداشتند یک نوجوان هشت ساله توانایی زعامت یک امت را داشته باشد.

حجت‌الاسلام باقریه با تشریح چالش دیگر دوران امامت حضرت جوادالائمه(ع) ابراز کرد: از آنجایی که مأمون به هوش و فراست شهره خاندان بنی‌عباس بود و در عین فراست از عالم‌ترین و مرموزترین حکام عباسی محسوب می‌شد، پس او به امامت و بزرگی مقام امام جواد(ع) واقف بود؛ از سویی بی‌توجهی به این مقام را به صلاح حکومتش نمی‌دید، از طرفی نیز توان مقابله با این حضرت را نداشت بنابراین بر آن شد همان حیله و طرفندی که در مواجهه با امام رضا(ع) در پیش گرفته بود، دنبال کند.

امام جواد(ع) و سربلندی از حیله‌ای عباسی

وی ادامه داد: مأمون راه چاره مهار و کنترل امام را در دعوت ایشان به بغداد و تزویج با ام ‌فضل اندیشید تا به بهانه وصلت با دخترش آقا را تحت فشار و سیطره قرار دهد و برای جلب موافقت بزرگان اهل تشیع و تسنن، جلسه معروف مناظره با یحیی بن اکثم، بزرگترین قاضی آن روزگار را ترتیب داد.

مسئول دفتر تبلیغ و آموزش کاربردی مرکز مدیریت حوزه علمیه خراسان به تبیین فلسفه تشکیل مناظره مذبور پرداخت کرد و عنوان کرد: مناظره یحیی‌بن اکثم با حضرت جواد(ع) در حقیقت ترفندی بود که مأمون برای مقدمه‌چینی ازدواج امام با دخترش به کار بست و این منظور را بعد از پایان جلسه و سربلندی حضرت جوادالائمه(ع) در مغلوب‌کردن اکثم علنی کرد.

وی اضافه کرد: مصیبت امام محمد تقی(ع) از همین جا آغاز شد؛ با وجود مصائبی همچون پذیرش این تصمیم، اقامت اجباری در بغداد، کنار آمدن با مشکل حضور در دستگاه حاکمه عباسی و فقدان پشتیبان و یار و یاوری به سختی توانستند جامعه تشیع را هدایت و حفظ کنند.

ابن‌الرضا؛ عنوانی برای یک سلاله

حجت‌الاسلام باقریه با اشاره به اینکه بنیان علمی که حضرت رضا(ع) در زمان خود بنا نهادند، به عنوان بنیان فکری مذهب تشیع چنان مستحکم بود که تمامی ائمه هدی(ع) بعد از ایشان را به نام فرزند حضرت رضا(ع) می‌شناختند، بیان کرد: مطابق کتب روایی و کلامی مرسوم شده بود، امام جواد(ع) را با عنوان ابن الرضای اول و سه امام بزرگوار بعد از ایشان را نیز با عنوان ابن رضای دوم تا چهارم می‌خواندند.

وی با موشکافی این مطلب اظهار کرد: فنداسیونی حضرت ثامن‌الحجج(ع) از راه مناظرات متعدد با علما و اندیشمندان ادیان مختلف در زمان خود برجا گذاشت و به نحوی علوم مدوّن شده امامان پیشین از جمله امام باقر(ع) و امام صادق(ع) را به ثبات رساند که از آن پس هیچ تشتت، شک و شبهه‌ای در شیعه اثنی‌عشری و مبانی اعتقادی و معرفتی آن وجود نداشت.

این استاد حوزه علمیه خراسان افزود: جوادالائمه(ع) با تبعیت از نهضت مبارزه با تشتت مذهبی و سیره مبارزاتی علمی پدرشان در قالب مناظرات در شهر بغداد را طوری پیگیری کردند که تا چهار دوره بعد در دوره شیخ مفید و زمان غیبت صغری امام زمان(عج) در منطقه اُکبرا این رویه را ما بین شیعه و سنی دنبال می‌کردند و به همین جهت خلفا بعد از حضرت رضا(ع)، فضای تبلیغی و ترویجی ائمه معصومین(ع) را بستند و بسیار کنترل شده و با فشار عمل کردند.

ولایت؛ مقام منصوب وحیانی 

وی در پاسخ به شبهاتی که از گذشته تاکنون در خصوص سن ائمه اطهار(ع) و دوران امامت ایشان مطرح بوده است ابراز کرد: طرح این موضوعات، مسأله جدید و جدی نیست و مطابق نص صریح قرآن کریم، خداوند متعال در آیه 124 سوره مبارکه انعام می‌فرماید:« وَإِذَا جَاءتْهُمْ آیَةٌ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِیَ رُسُلُ اللّهِ اللّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسَالَتَهُ ...، و هنگامی که آیه‌ای برای آن‌ها بیاید می‏‌گویند ما هرگز ایمان نمی‏‌آوریم مگر اینکه همانند چیزی که به پیامبران خدا داده شده است به ما هم داده شود، خداوند آگاه‌تر است که رسالت خویش را کجا قرار دهد»

وی با تبیین معنای این آیه ادامه داد: در مکتب تشیع معتقدیم که تعیین اوصیاء نبی، انتصابی است نه انتخابی و طبیعتاً این انتصاب از منبع وحی صورت می‌گیرد، نه از ناحیه فرد یا گروه خاصی؛ همان‌گونه که زمان امام صادق(ع) همه فکر می‌کردند اسماعیل بعد از ایشان امام ‌می‌شود ولی ایشان فرمودند، پسرم موسی امام بعدی است و یا در زمان امام حسین(ع) نسبت به مقام و شخصیت حضرت علی‌اکبر(ع) آن‌قدر روایات وجود داشت که برخی شبهه می‌کردند، در صورت زنده ماندن، ایشان حق امامت داشتند.

فضل و علم؛ معیار برتری ولایی

حجت‌الاسلام باقریه با افزودن این نکته که ما معتقدیم فهم درونی، مدیریت و توانمندی فضلی و علمی امام جواد(ع) مایه رجحان ایشان است نه سن و سال، تأکید کرد: هرگز سن و سال ظاهری ملاک نائل‌شدن به مقام امامت نیست که با دارابودن آن به تبع به عنوان زعیم یک امت تعیین شد لذا با پذیرش اصل انتصابی بودن امامت مانند نبوت، امام جواد(ع) هشت ساله با امام صادق(ع) 65 ساله هیچ تفاوتی نمی‌کند.

وی همچنین در رابطه با دلایل کمتر ظاهرشدن امام جواد(ع) در منظر عمومی در زمان حکومت در شهر مدینه بیان کرد: برخی شواهد و مستندات تاریخی حاکی از آن است که ایشان در زمان حیات پدرشان کمتر به صورت علنی حضور داشتند که این امر به دلیل سن و سال کم ایشان و نیز جو خفقان و فشار حاکم بر شهر مدینه و خاندان بنی‌هاشم بود.

این کارشناس مذهبی در ادامه به دیگر دلایل حضور کم‌رنگ امام جواد(ع) در دوران امامت پدرشان اشاره کرد و گفت: از سویی امام، عالم به این حقیقت بودند که قرار است با سن و سال کم امام جامعه باشند و این موضوع فی نفسه موجب ایجاد تشنج و اختلاف درمیان شیعیان خواهد شد و از دیگر سو مادامی که یک امام حی حضور داشتند، امام بعدی ابراز وجود نمی‌کردند، همه این عوامل عملاً زمینه بروز و ظهور ایشان را دشوار می‌کرد.

بازخوانی جایگاه امامت به عنوان یکی از بنیادی‌ترین مسائل مورد طرح در جامعه امروز و توجه به نقش کلیدی حضرت جوادالائمه(ع) در حفظ و تداوم مکتب تشیع، با نگاه توأمان به منظومه فکری قرآن و مذهب می‌تواند به روشنی جایگاه و نقش تعیین‌کننده ایشان را در مجموعه نظام ولایی نمایان سازد.

captcha