
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، حجتالاسلام محمدمهدی رجبی، حافظ بینالمللی قرآن کریم شامگاه 20 مهرماه در مجلس انس با قرآن و یادبود قاریان مهاجر الیالله دانشگاه علوم اسلامی رضوی روایتی را از سفر چند روزه خود با محسن حاجیحسنیکارگر، قاری بینالمللی قرآن کریم نقل کرده است:
کاروان قرآنی هر سال به منظور تأمین برنامههای قرآنی حجاج راهی بیتالله الحرام میشود، در کنار همه زیباییهایی که آنجا وجود داشت، من و حاج محسن عزیز گاهی خلوتهایی با هم داشتیم.
هوای عرفات بسیار گرم بود به گونهای که حتی کولرها هم جواب گرما را نمیداد، با حاج محسن بعد از اتمام دعای عرفه کنار یک کولر نشسته بودیم که ایشان به من گفت قبلاً به نظرم آمد که به حج مشرف شدید، آیا آن دفعه به نیابت آمده بودید و من در پاسخ گفتم: حقیقتاً من دفعه قبل آمدهام و بار اولم نیست ولی چون آن دفعه سنم کمتر بود، این بار آمدهام تا مزه حج را بیشتر بچشم.
در حساب و کتاب اموال وسواس داشت
سپس حاج محسن گفت: من هم چون قبلاً سنم کم بود و به احکام حج تسلط کامل نداشتم، در درستی یکی از طوافها کمی تردید دارم، بنابراین اگر الان صحیح آن را انجام دهم آیا کفایت آن طواف را میکند؟ گفتم: بله یعنی خودتان نائب خودتان شدید. حاج محسن ادامه داد: به خاطر اینکه من کلاً نسبت به مسائل دینم خیلی در دلم تردید و حساسیت و یا به نوعی وسواس دارم و مسائل دین برایم خیلی مهم است؛ میخواهم واقعاً در این مورد مطمئن شوم. گفتم ایرادی ندارد، شما میتوانید اینجا به دفاتر بزرگان، مراجع، بعثه رهبری بروید و سؤال کنید.
نکته دیگری که به نظرم بسیار زیبا آمد، آن است که خداوند متعال انسانها را پاک میکند و میبرد، همانطور که در روایت آمده است: اولین قطره خون شهید که به زمین ریخته شود، همه گناهانش پاک میشود به جز حق الناس. نشسته بودیم که حاج محسن بیهیچ مقدمهای به من رو کرد و گفت: من یک موعد و قراری درباره حساب سال اموالم داشتم ولی در پرداخت آن ضابطه خاصی نداشتم زیرا یک مدت درگیر سربازی و مدتی هم درگیر تحصیل بودم بنابراین الان اگر بخواهم حساب و کتابم صاف شود، باید چه کنم تا آن مقداری که بدهکار شدم پرداخت کنم؟
در پاسخ به حاج محسن گفتم: کار امسال شما که اُجرتی بود یعنی در قبال پولی که به ما میدادند اجیر بودیم تا برنامههای قرآنی را اجرا کنیم پس اینکه موردی ندارد اما نسبت به باقی اموالتان میتوانید وقتی بازگشتید حسابرسی کنید، او نیز در جواب من گفت: نمیخواهم به بعد موکول کنم، میخواهم همین الان بررسی کنم. وقتی عزم و پافشاری او را دیدم، پیشنهادی دادم: نماینده آقا این جا هستند و به نوعی سرچشمهاند، خدمت حجتالاسلام محمدحسین فلاحزاده بروید و آنجا موضوع را بازگو کنید؛ حاج محسن بلافاصله درخواستی از من کرد و گفت: اگر من تنها بروم شاید اصطلاحاتش را بلد نباشم، شما که روحانی هستید بهتر میدانید چه بگویید.
از من پرسید: آیا همراه من میآیید و من هم جواب دادم: بله و رفتیم پیش حجتالاسلام فلاحزاده؛ ایشان به ما راهنمایی کردند، نماینده آقا در بحث وجوهات حجتالاسلام مقدسی هستند، پیش ایشان بروید. ما هم پیرو راهنمایی حاج آقا خدمت حجتالاسلام مقدسی رفتیم و آنجا بود که با یک سید بزرگوار و نورانی روبهرو شدیم؛ ایشان در ابتدا با حاج محسن چند شوخی کردند و گفتند: شما که خودتان اهل قرآنید این ضابطهمندی باید در شما مقداری بیشتر شود.
بالاخره آرامش در چهرهاش هویدا شد
لبخند و کلماتی رد و بدل شد و حجتالاسلام مقدسی پاسخ سؤال حاج محسن را اینگونه داد: حجتان که مشکلی ندارد و به شما بخشیده شده و مال خودتان نبوده است لذا نگران نباشید و زمانیکه برگشتید حساب باقی اموالتان را انجام دهید.
حاج محسن سراسیمه در کلام حاج آقا دوید و گفت: نه همین جا میخواهم رسیدگی کنم و مالم را پاک کنم؛ به نظرم میآید اگر حاج محسن مثل همه انسانها خطایی هم داشت، در دعای عرفه پاک شد، اگر بدهکاری مالی هم داشت حساب و کتاب اموالش را آنجا پاک کرد.
حاج محسن با وسواس خاصی از حجتالاسلام مقدسی مجدداً پرسید: آیا دیگر مالم به طور کامل پاک شده و آقای مقدسی در پاسخ گفت: ذمه شما را بر این کردم و اگر از این به بعد بدهکار بشوید میتوانید کم کم بیایید و مختصری از اموالتان را پرداخت کنید اما در حال حاضر به هیچ کسی چه سادات و چه غیر بدهکار نیستید؛ در این لحظه بود که یک آرامش و طمأنینه در چهره حاج محسن پیدا شد، نفس راحتی کشید و با هم به حج رفتیم و پس از آن فاجعه منا اتفاق افتاد.
ایشان شب مشعر که شب قبل از فاجعه منا بود، اگر در عکسها دقت کنید، همواره با شهید حسن دانش همراه بود چرا که این دو از ابتدای مسیر سفر تقریباً با هم همراه بودند، داغ حسن دانش هم بسیار بزرگ بود و خدا میداند که روی قلب آدم سنگینی میکند.
جایی میان بودن و رفتن
همه عزیزان و دوستان گروه تواشیح، همگی بچههای خوب و خونگرم آبادان بودند و چقدر با شور و حرارت، با صفا و غیر قابل وصف بودند؛ اینجاست که گاهی انسان تردید میکند که الحمدالله نجات پیدا کردیم و یا متأسفانه .... .
شب قبل از مشعر برای وضو گرفتن و آماده شدن برای نماز صبح بیدار شدیم که دیدیم این دو نفر حاج محسن و حاج حسن دانش کنار هم در حال خواندن نماز شب هستند؛ خیلی خوب شد اینکه نماز شب خواندند و صبح بعد از طلوع آفتاب حرکت کردند و پس از آن همه میدانیم چه اتفاقی افتاد. خوشا به حالشان که در بهترین مکان و بهترین صورت ممکن از دنیا رفتند.