
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، دلم سخت گرفته است و این دلمردگی با هیچ مسکنی آرام نمیشود، این روزها دلم هوای کربلا دارد، از خیابانهای مشهدالرضا که عبور میکنم، صوت مداحی و مرثیه سرایی به گوش میرسد و از کنار ایستگاههای صلواتی، بوی سپند.

با دیدن اینها، باید گفت این روزها مشهدالرضا دست کمی از کربلا ندارد، از عرب تا عجم، ترک و کرد تا لر و بلوچ همه هستند، اینجا مهد دلهای عاشق است، دلهایی که وقتی میگیرد، بلیطش با مهر رضا(ع) تأیید میشود.
شبهای محرم، چه صفایی دارد پایین خیابان، همان جایی که دسته و عَلَمهای زیادی از جای جای ایران زمین برای عرض تسلیت با پاهای پیاده، هرچند زخمی، برای صدور مجوز ورود به خاک بقیع به مشهد آمدهاند.

وقتی در حوالی خیابانی که به محله امام رضا(ع) معروف است پرسه میزنی، دیگهای نذری، ایستگاههای صلواتی، حتی مراسم اشکریزان و ذبح شتر و گوسفند را به وضوح میبینی؛ همه و همه در قالب دستهجات مختلف به عزاداری سرور و سالار شهیدان میپردازند، این حرکتهای نمادین آنقدر زیبا به معرض نمایش گذاشته میشود که امکان ندارد، زائر و مجاوری با دیدن آن اشک نریزد، دلش نلرزد و دست خالی برگردد.

سنج و دمام و دهل و کرنا آن هم با ریتمی تند و گاه کند، با ضربهایی آهسته و پیوسته، موسیقی و نوای خاصی که بر انداممان لرزه میاندازد و اشکها را دمادم بر روی گونهها جاری میسازد، چه نفس مسیحایی پشت این حنجرهها نشسته که اینگونه بر دلها مینشیند و صیقل میدهد تنگه سیاه روح را.

دلم این روزها عجیب گرفته است، نمیدانم چگونه وصف کنم آهی که از نهان دلم بیرون میکشم، احساس دلمردگی سراپای وجودم را تسخیر کرده، دلم هوای کربلا را دارد؛ آنقدر غرق در رویا میشوم که نمیفهم گذر زمان و ثانیه ها را، از کنار ایستگاه صلواتی رد میشوم، نوای عجیب این مرثیه، مرا مجاب به ماندن میکند گوشهای میایستم و زیر لب به همراه هیئتی لبیک یا حسین(ع) را نجوا میکنم.

با دیدن گنبد امام مهربانیها بغض دلم میشکند؛ آنجا آرزو میکنم که فقط بین یک دو راهی قرار بگیرد و آن هم دو راهی بین الحرمین کربلا.
زری ابو