به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، هادی آهنگر مقدمکرمانی، بیست و دومین روز از تیرماه 1338 در مشهد مقدس دیده به جهان گشود. وی پس از گذراندن دوران کودکی، پیش از پرداختن به تحصیل به کار و کوشش روی آورد و حرفه تختخوابسازی را برگزید و بدین جهت از نعمت سواد محروم ماند.
همسایگان شیفته اخلاق شهیدهادی
این شهید والامقام فردی متخلق به اخلاق حسنه، دیندار و محجوب بود، به گونهای که همسایگان شیفته اخلاق و رفتار وی شده بودند. برای حجاب اهمیت ویژهای قائل بود و به جای آوردن صله رحم از صفات بارز شهید آهنگرمقدم به شمار میرفت.
او که قلبی سرشار از ایمان و اعتقاد راسخ به اسلام داشت، همگام با شرع حرکت توفنده انقلاب، دوشادوش دیگر امت حزبالله در تمام راهپیماییها و جلسات علیه رژیم شرکت و دیگران را نیز به مشارکت در انقلاب تا پیروزی نهایی دعوت میکرد و شهادت را افتخاری والا و بس عظیم میدانست.
به شهادت عشق میورزید
وی به شهادت عشق میورزید و قبل از انقلاب در پاسخ به خواهر خود که از ایشان در خصوص علت نرفتن به سرکار و بستن مغازه را میپرسد، اینگونه میگوید: «خواهر بگذار حرف آخرم را بزنم، خون من از خون دیگران رنگینتر نیست. من تا آخر در این راه قدم گذاشته و ایستادهام». خواهر شهید همان لحظه متوجه میشود که هادی از دنیا دل بریده و به شهادت میرسد.
همسر شهید نحوه شهادت هادی را اینگونه روایت میکند: همسرم طبق روال همیشگیاش در تظاهرات دوم دیماه شرکت میکند و با عزمی راسخ و ارادهای آهنین به مبارزه علیه دژخیمان رژیم و دادن شعار مرگ بر شاه می پردازد.
وی با شجاعت و رشادت بینظیری به تانکها هجوم آورده و با مشتهای گره کرده تنفر عمیق خود را نشان میدهد که در حوالی میدان شهدا ناگهان مورد اصابت گلوله از ناحیه شاهرگ گردن قرار میگیرد.
در ادامه پیکر مطهر هادی توسط مردم برای اینکه در اختیار ارتش رژیم قرار نگیرد به داخل مغازهای برده و پس از ترک مکان از سوی نیروهای ارتش به بیمارستان منتقل میشود. وی تا ساعت 12 شب زنده ماند اما بر اثر اصابت گلوله به جمجمه وی و خونریزی شدید شهد شهادت نوشید و پیکر پاکش در خواجه ربیع مشهد آرام گرفت.
شهید آهنگرمقدم اولین شهید محله خود لقب گرفت و با توجه به اینکه از نعمت سواد، پدر و مادر و سرپرستی محروم بود خودسازی را تا مراحلی پیش برد که دیگران را به حیرت واداشته و تحولی عظیم در آنان به وجود آورد و در نهایت نخستین شهید محراب خون در محله خود شد.
آرزویی دیرین که به فرجام نرسید
این شهید گرانقدر نثار خون خود را مایه آبیاری درخت انقلاب میدانست و با وجود اینکه پس از پیروزی انقلاب اسلامی آرزوی دیدار امام(ره) را داشت و برای آن روز لحظه شماری میکرد، به این آرزوی دیرین خود نرسید و نامش در کنار خیل شهدای انقلاب اسلامی در دفتر تاریخ ثبت شد.
و اینچنین است که باید گفت «چگونه در بند خاک باشد آنکه پرواز آموخته است»...
روحش قرین رحمت