به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، علیرضا کهنسال، استاد حوزه و دانشگاه در نشست علمی «رابطه عقل و وحی از دیدگاه علامه طباطبائی» که امروز، 20 اردیبهشت ماه در مدرسه عالی برادران جامعةالمصطفی(ص) العالمیة مشهد برگزار شد، ضمن قائل شدن تفکیک میان وحی از نظر فلاسفه و تأثیر آن در عالم با ارتباط میان عقل و وحی، به تبیین دیدگاهها و نظام فکری علامه محمدحسین طباطبایی در مورد رابطه عقل و وحی پرداخت.
وی علامه طباطبایی را مردی بینظیر خواند و گفت: بعد از ملاصدرا ما حکمای زیادی داشتهایم اما جدای از روح پاک و خالص علامه طباطبایی، جامعیت وی در بیبدیل شدنش در میان فلاسفه و حکما ثأثیر اصلی را داشته است.
کهنسال همچنین در مورد مجموعه گرانقدر تفسیر المیزان نیز بیان کرد: تفسیر المیزان مجموعهای برای همه و در تمام زمانها است و این تفسیر رافع شبهات و بهترین کتاب فلسفی است.
این استاد حوزه و دانشگاه ابراز کرد: سرّ موفقیت افرادی همچون ملاصدرا و علامه طباطبایی در زمینه توانایی که آنها برای پاسخ به پرسشهایی که دیگران از پاسخ به آن عاجز بودهاند را میتوان به وجود یک اصل و نظام فکری در این افراد مربوط دانست.
وی در توضیح اصل و نظام فکری خاص علامه طباطبایی عنوان کرد: ارجاع مسائل دینی به واقعیت خارجی اصل بسیار مهمی بود که علامه طباطبایی با استفاده از آن بسیاری از مسائل را حل کرد.
کهنسال با بیان اینکه علامه در تعریف عقل و دین سختگیری نکرده است، به انتقاد از مشائیان و معتزله در زیادهروی استفاده از عقل و تأویل دلخواه از قرآن و تبدیل الفاظ به هم پرداخت و ادامه داد: علامه طباطبایی به شدت به معتزله انتقاد میکند و معتقد است که به جای تأویل باید معنا را تشکیک کرد.
این استاد حوزه و دانشگاه ابراز کرد: درست است که عقل حجت است اما علامه طباطبایی از زیادهروی در کاربرد عقل و قائل نشدن تمایز میان عقل و وحی منع میکند.
کهنسال سه بخش اصلی معارف دینی را اخلاق، احکام و عقاید معرفی کرد و در توضیح نظر علامه طباطبایی در این رابطه، بیان کرد: این مفسر قرآن به شدت مخالف جدا کردن این موارد از هم بود و در آراء خود این سه را طوری جمع کرد که هر یک به دیگری کمک کند.
این استاد حوزه و دانشگاه ضمن تأکید مجدد بر نظر علامه طباطبایی مبنی بر ارجاع مسائل دینی به واقعیت خارجی و تبیین مسئله حسن و قبح عقلی، تصریح کرد: نظریه علامه در این رابطه به حدی لطیف و ظریف است که شاگردان او نیز گاهی در این رابطه به خطا رفتهاند.
کهنسال با بیان اینکه نمیتوان خداوند را در معرض حسن و قبح عقلی قرار داد، اظهار کرد: خداوند هر کاری بکند علیالاطلاق حسن است، حتی اگر دستور به بریدن سر فرزند باشد، لذا فرمان بریدن سر فرزند توسط ابراهیم(ع) را کتابهای اخلاقی جنایت تلقی میکنند و برخی کتابها آن را عملی بیفکر میدانند، در حالی که این عملِ فردی است که اعتقاد دارد هر چه در فعل خارجی واقع شود به فرمان الهی است ولو اینکه او دلیل مطلب را نداند.
این استاد حوزه و دانشگاه در پایان سخنان خود اضافه کرد: حسن و قبحها از عین فعل حق انتزاع میشود و فعل حق دو وجه ثبات و تغییر دارد و احکام جاودانه اخلاقی متعلق به وجه ثبات آن است.