به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، مسجد مالک اشتر یکی از مساجد قدیمی و هنرپرور مشهد به شمار میرود؛ مسجدی که شهیدان هنرمند و بزرگی چون شهید سهیلی را به جامعه تحویل داده و رمز پیروزی این مسجد را میتوان نیت «قربة إلی الله» دانست.
برای نکوداشت یاد شهیدان هنرمند مسجد مالک اشتر، گروه خبری ایکنا میهمان این هیئت و همراه بر و بچههای هنرمند جبهه و جنگ شد تا با بازماندگان این کاروان انقلابی در خصوص فعالیتهای هنری مسجد مالک اشتر صحبت کند و سهشنبه شبی را مهمان دعای توسل هنرمندان باشد.
وقتی از علیرضا سهیلی، یکی از بانیان هیئت دعای توسل هنرمندان و از هنرمندان نامی هنرهای نمایشی کشور پرسیدم چند تن از بچههای هیئت اهل سالهای ایثار و شهادتند؟ با اعتقاد گفت: همه بچهها به نوعی در جبهههای جنگ حضور داشتند.
سهیلی در ادامه با شور و حرارت از همرزمان شهیدش نام برد و گفت: 18 نفر از دوستانمان از جمله؛ مسعود سهیلی، سیدحسن حسینی، محمدرضا فرهادی، رضا شکری، رضا قلمدست، حمید رحمانی و علیرضا ضرابی از جمله شهدای مسجد مالک اشتر به شمار میروند که از این میان هفت نفر هنرمند بودند.
جای سبز یک رفیق
تا پایان جلسه چندین و چند بار سهیلی و دیگر اعضای هیئت، نام رفقای شهیدشان را به هر بهانهای میبردند، گویی بر این اصرار، دینی احساس میکردند؛ از هر سوی مجلس نام شهیدی به گوش میرسید و من تند تند اسامی را مینوشتم تا کسی از قلم نیفتد.
گفتند هنرمند هستند و در زمره پیشگامان حوزه هنری خراسان رضوی، پس از فعالیتهای هنری هیئت پرس و جو کردم، در جوابم عنوان تعدادی از آثار شاخص سینمایی کشور را مقابل پرده ذهنم به نمایش درآوردند، «مردی از جنس بلور»، «طوفان شن»، «آینه در خاک»، «مردی شبیه باران»، «سوم شخص مفرد»، «کلاشنیکف» و ...
با شنیدن نام این فیلمها در اولین لحظات، حتی اگر اهل دهه 60 نبوده باشید و قدری مخاطب سینما باشید، در مییابید اینان نه داعیهدار حوزه هنری بلکه دغدغهدار حوزه هنرند؛ کسانی که با نگهداشتن عَلَم هنر و رسانه در این بازار مکاره، هنرمندانه رهرو راه مردان صادقاند.
امان از پشت صحنه
علیرضا سهیلی، سرچراغی مجلس با بیان خاطرهای از سالهای جهاد و حماسه، نقل کرد: آن دوران، نمایش کمدی به نام «اُپوزیسیون» هر شب در سالن هلال احمر مشهد با مملویی از جمعیت اجرا میشد، در همان زمان خبر شهادت منصور قاسمی، یکی از بچههای مسجد را برایمان آوردند، تصور کنید ما شب قرار بود روی سن برویم و مردم را بخندانیم ولی پشت سن خودمان گریه میکردیم.
وی ادامه داد: در همین اثنا، نگاهم به بالای اتاق نور افتاد، دیدم مسعود سهیلی در حین نورپردازی سالن نمایش، اشک میریزد، تا نوبت ایفای نقش هر کداممان میرسید، اشکهایمان را پاک میکردیم و روی سن رفته و مردم را میخنداندیم و به محض اینکه به پشت صحنه میرسیدیم، سر بر شانه سعید سهیلی گریه میکردیم.
از دست آدمها جایزه بگیرم؟
ضیاء اصغرپور از جمله قدیمیهای این هیئت به شمار میرود، او هم به فراخور حال مجلس به ذکر خاطرهای دیگر از این گروه هنرمند پرداخت و گفت: سال 65 بود، با جمع زیادی از بچههای مسجد اعم از تعدادی از شهدا برای اجرای سرود «لالههای سرفراز» به نماز جمعه رفتیم.
وی ادامه داد: سرود با قرائت آیاتی از کلامالله مجید توسط شهیدان محمدرضا فرهادی و علیرضا ضرابی شروع شد، آنقدر صوت زیبایی داشتند که وقتی از سکو پائین آمدیم به وضوح اشک را در چشمان همه حاضران دیدیم، به علیرضا گفتم: «علی جان، تو که اینقدر صدایت قشنگه، چرا در مسابقات قرآن شرکت نمیکنی؟» در جوابم گفت: «برم از دست آدمها جایزه بگیرم، إنشاءالله خدا شهادت را نصیبم میکند» و رفت و شهید شد.
حسین انصاری، 52 ساله و بازنشسته بانک است و از سال 1359 به دلیل قرابت منزلش با مسجد مالک اشتر در آن فعالیت داشته و از سال 64 با هیئت همراه شده است، وی از داستان پیوستنش برایمان روایت کرد: در ابتدا با 18 سال سن، به تنهایی در جلسات حضور داشتم اما به تدریج با تشکیل خانواده، به همراه آنها به جمع هیئت اضافه شدیم.
اولین گامهای تئاتر استان
وی با بیان اینکه بیشتر اعضای این هیئت، هنرمند و یا فعال عرصههای هنری استان و کشورند، اظهار کرد: از دبیرستان در مجموعههای هنری فعالیت داشتم، بعدها با ورود به مسجد مالک اشتر به گروههای تئاتر و سرود آن ملحق شدم.
انصاری از فعالان اولیه حوزه هنری استان گفت: در ادامه فعالیتهایمان، برخی از اعضای این مسجد به گروه هنری شهید سعید سهیلی در حوزه هنری خراسان رضوی ملحق شدیم و اولین گامهای تئاتر استان را پس از انقلاب برداشتیم، در حقیقت بچههای مسجد به حوزه هنری رونق دادند.
وی اضافه کرد: تولید آثار سینمایی از جمله «مردی شبیه باران»، «مردی از جنس بلور»، «بر بال فرشتگان»، «طوفان شن»، «اینجا کجاست» و سریال «آفتاب زمین» برخی از این کارها هستند.
قبل از انقلاب، مساجد فعالتر بود
وی، مجلس دعای توسلشان را بینظیر خواند و افزود: با وجود اینکه قبل از انقلاب، مساجد فعالتر بودند ولی اینگونه جلسات میتواند افراد را به هم متصل کند و ویژگی گروه ما این است که همه یکدست و از یک جنسیم.
حسین رمضانی، کارمند 40 ساله است که از پنج سالگی در جلسات مسجد محلشان حضور فعالی داشت، کمی هم پای حکایت این هیئت از نگاه او مینشینیم: با پشتیبانی و حمایت شهید سعید سهیلی در گروه سرود و تئاتر حاضر میشدم و حدود 10 سال در این گروهها فعال بودم.
وی افزود: مهمترین ویژگی این گروه مسجدی را که با نیت «قربة الی الله» در هر کار خیری مشارکت میکنند و از دل و جان مایه میگذارند، میتوان صداقت،صفا و صمیمیت دانست.
میخوابد و با خدا نجوا میکند
رمضانی با گرامیداشت یاد شهیدان مسجد مالک اشتر، به نقل خاطرهای از شهید فرهادی پرداخت و گفت: وی جوانی 20 ساله و دانشجوی رشته پزشکی بود و من نوجوانی 12 ساله، مدتها تو نخ شهید بودم، بدانم شبها دیر هنگام کجا میرود، شامگاه یکی از شبها با یکی از دوستانم تعقیبش کردیم، دیدم به بهشت رضا(ع) میرود و در مزاری که از قبل برای خودش کنده است، میخوابد و با خدا نجوا میکند.
علی وزیری، یکی دیگر از اعضای 50 ساله هیئت است، او خود را فرهنگی معرفی میکند و دلیل سالها پاگیر شدنش در این مراسم نورانی را همسایگی منزلش با مسجد مالک اشتر میداند و در ضمن بیان کرد: پس از پیروزی انقلاب هم به فعالیت خود ادامه دادم، در آن روزها جشنهای انقلاب بسیار باشکوهتر از امروز برگزار میشد.
وی، مختصری درباره مقدمات فعالیتش در این گروه گفت: شروع فعالیتم از بسیج مسجد بود، در آن دوران کمکم فعالیتهای هنریمان با خانواده سهیلی آغاز شد، در ابتدا هم با سرود شروع کردیم و در این مسیر مرحوم سیروس حقیقی و ایرج امیر نظام برای تدریس موسیقی به ما کمک کردند.
وزیری با ذکر خاطرهای شیرین از هفتههای گرامیداشت بسیج، اظهار کرد: گروهی با کلاه و شنل، نقش اسرائیل و آمریکا را بازی میکردند و دستهای هم نقش نیروهای بسیجی را ایفا میکردند، نیروهای خیر طناب به گردن نیروهای شر میانداختند و آنها را به محاصره خود در میآوردند.
اولین کارناوال انقلابی
وی ادامه داد: گاه 50 نفر در پوستین اژدها در میآمدیم و با استعاره از مفهوم استکبار جهانی در خیابانها کارناوال نمایشی راه میانداختیم که تا آن زمان بیسابقه بود؛ بعدها گروههای نمایشی مسجد مالک اشتر پا گرفت و در جشنوارههای استانی هم شرکت میکردیم تا جائی که در «جشنواره استانی حائز رتبه سوم شدیم.
سید محمد وثوق حسینی، 55 ساله و بازنشسته است و از سال 1362 با این گروه در مسجد مالک اشتر آشنا شده، وی درباره کیفیت شروع فعالیت هنریاش با شهید سعید سهیلی در هنر تئاتر این چنین نقل کرد: با نمایش «آینه در خاک» کار را با سهیلی شروع کردم.
وی با بیان اینکه در زمره مؤسسان گروههای نمایشی مسجد به شمار میرود و تاکنون در مجلس معنوی دعای توسل حضور فعال داشته است، افزود: سال 1363 گروهی از تهران انتخاب بازیگر میکردند، من را نیز برای بازی برگزیدند، بدین ترتیب در آثاری مانند «رد پایی بر شن»، «مردی شبیه باران» و در شش فیلم کوتاه هم به ایفای نقش پرداختم.
در پایان این گفتوشنودها و شرکت در مراسم دعای توسل، پایبندی دیرپای این جماعت را به باورها و ارزشها از خدا خواستم.
سارا صالحی