کد خبر: 3509096
تاریخ انتشار : ۰۱ تير ۱۳۹۵ - ۱۴:۱۳

روایتی از لحظه‌های حضور عالم آل محمد(ص) در دیار ادب و هنر

گروه اندیشه: پژوهشگر تاریخ اسلام گفت: امام رضا(ع) در مسیر ورود به ایران، از شهرهای مختلفی عبور کردند تا اینکه به شهر مهم نیشابور رسیدند، در این شهر بود که امام هشتم(ع) حدیث مشهور سلسلة‌الذهب را ایراد فرمودند و به دلیل صدور این حدیث در شهر نیشابور، این شهر در تاریخ زندگی امام رضا(ع) جایگاه ویژه‌ای پیدا کرد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی به نقل از بنیاد بین‌المللی فرهنگی ـ هنری امام رضا(ع)، محمدحسین رجبی‌دوانی، کارشناس و پژوهشگر تاریخ اسلام، با بیان اینکه مهم‌ترین اتفاق حضور امام رضا(ع) در نیشابور حدیث سلسله‌الذهب است، گفت: حضرت با نقل حدیث سلسله‌الذهب اعتقاد به امامت را شرط توحید کامل دانستند. و در مسیر ورود به ایران از شهرهای زیادی عبور کردند، اما در میان این شهرها، شهر نیشابور بیشتر در تاریخ مطرح شد که این اهمیت به دلیل صدور حدیث سلسلة‌الذهب در این شهر است.
رجبی‌دوانی، با تاکید به موقعیت شهر نیشابور در عصر امام رضا(ع) ضمن اشاره به اینکه نیشابور آن زمان در کنار بغداد جزو مراکز مهم علمی جهان اسلام محسوب می‌شد، افزود: گرچه مردمان این شهر در آن زمان شیعه نبودند اما در تاریخ آمده استقبال از آن حضرت در نیشابور ساعت‌ها به طول انجامید و علما و محدثان آمده بودند تا پرسش‌های خود را از حضرت بپرسند، لذا حدود 24 هزار محدث در نیشابور نزد امام رضا(ع) اجتماع و امام در آن اجتماع بزرگ حدیث عظیم سلسلة الذهب را بیان کردند.
محتوای حدیث سلسلةالذهب
وی، با بیان اینکه مهم‌ترین مسئله اشاره شده در محتوای حدیث سلسلة الذهب  تبیین جایگاه امامت و ولایت بود، اظهار کرد: حضرت پس از بیان حدیث سلسلة الذهب و در حالی که نویسندگان قلم های خود را کنار گذاشته بودند، ناگهان سرمبارک خویش را از کجاوه بیرون آوردند و فرمودند: «بشرطها و شروطها و انا من شروطها»، یعنی صرف اینکه موحد باشید و به توحید الهی اعتقاد داشته باشید، کافی نیست و باید به ولایت ما نیز اعتقاد داشته باشید.
تهدیدی که به فرصت تبدیل شد
این پژوهشگر تاریخ اسلام، با توجه به اهداف مامون از تبعید امام به مرو  افزود: اگر چه آن حضرت به اجبار و اکراه به مرو آورده شدند و مأمون زیرکانه در پس این ماجرا اهداف خیلی مهمی را دنبال می‌کرد، اما امام رضا(ع) این تهدید را تبدیل به فرصت کردند و از آن بهره بردند؛ فرصت‌هایی که برای هیچ یکی از امامان ما پیش نیامد، لذا وقتی مأمون امام رضا(ع) را به عنوان خلیفه و بعد از مخالفت حضرت به عنوان ولیعهد معرفی می‌کند و می‌خواهد منتی به سر حضرت بگذارد که من این موقعیت را به شما دادم،
وی ادامه داد: حضرت خطاب به او می‌فرمایند: «پیش از اینکه تو این کار را انجام دهی، امضای مرا همه در سراسر جهان می‌شناختند و نامه‌هایم را می‌خواندند»بهرحال عجیب است که امامان پس از امام رضا (ع) همه ابن الرضا(ع) نامیده می‌شوند. حتی امام هادی (ع) و امام حسن عسکری(ع).این مسأله خیلی مهم و نشان دهنده جایگاه با عظمت حضرت رضا(ع) است.
نحوه ورود امام به ایران از مرز شلمچه
رجبی‌دوانی، با اعلام این نکته که در زمان آمدن امام به سوی ایران، مردم به غیر از کاشان و قم و تعداد کمی هم از نیشابور شیعه نبودند، افزود: مامون به همین دلیل به رجاء بن ابی ضحاک دستور صریح داده بود به خاطر این که ایشان مورد استقبال قرار نگیرند، امام رضا(ع) را از شهرهای شیعه نشین عبور ندهند، به خصوص اصرار داشت، امام رضا(ع) از کوفه و قم عبور نکنند، بنابراین امام را از بصره و از مرز شلمچه وارد ایران کردند، اما امام وارد هر شهری که می‌شدند، مورد استقبال گسترده مردم قرار می‌گرفتند.
 آنگاه که امام رضا(ع) نقاب از چهره کنار زدند....
این استاد تاریخ اسلام، به حوادثی که پس از نقل حدیث سلسلةالذهب  در نیشابور اتفاق افتاد اشاره و تصریح کرد: مورخان آورده‌اند در نیشابور و هنگامی که امام(ع) حدیث سلسلة الذهب را نقل کردند، اتفاق‌های عجیبی از جمله اینکه مردم با دیدن چهره حضرت رضا(ع)، خاطره سیمای پیامبر(ص) در ذهنشان تداعی شد و سخت گریستند، رخ داد.
وی در پایان با اشاره به احساسات مردم نیشابور  وقتی چهره امام رضا(ع) را دیدند، گفت: محدثان اهل تسنن که حدیث سلسلةالذهب را  از امام نقل کردند، نوشته اند؛ به خاطر گرمی هوا  امام رضا(ع) نقابی بر چهره داشتند و حدیث سلسلة‌الذهب را بیان کردند.
وقتی مردم حدیث را از امام شنیدند، آن گاه از حضرت خواستند که نقاب را کنار بزنند تا مردم چهره ایشان را ببینند. نقل شده که مردم خطاب به امام گفتند: «ما که زمان پیامبر نبودیم و سیمای ایشان را ندیدیم، اما شما نواده پیامبر هستید و قطعا چهره شما شبیه رسول الله(ص) است. ما شما را که ببینیم، متوجه می‌شویم پیغمبر چه سیما و چهره ای داشته اند.» وقتی امام رضا(ع) نقاب را کنار زدند و مردم چهره ایشان را برای نخستین بار دیدند، به شدت گریستند، عده‌ای آه و ناله کردند حتی عده‌ای از شدت هیجان غش کردند. عده ای به لباس امام برای تبرک دست می‌کشیدند.  
captcha