به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، بار دیگر، تقویم به «یومالهدم» رسید. شاید این واژه برای برخی ناآشنا باشد اما برای شیعیان، یادآور حادثه تلخی دیگر در دفتر تاریخ است که «سالروز تخریب قبور ائمه بقیع(ع)» را تداعی میکند.
هنوز مدینه را ندیدهام؛ اما از کودکی، قابی با چند قبر خاکی، در گوشه قلبم حک شده است؛ بوی غربتش را میشناسم و با گوش جانم، فریادهای سکوتی که از اعماق قلبهای دردمند، پشت دیوار بقیع به آسمان رسیدهاند را میشنوم؛ مرغ دلم را در آسمان مدینه به پرواز درمیآورم.
مدینه، شهری که بوی پیامبر مهربانیها(ص) را میدهد اما نامهربانیها به خود دیده است...؛ دلم میگوید، غربت مدینه که از کیلومترها فاصله نیز ملموس است، به خاطر نسیمی است که غباری از بقیع را با خود میبرد تا توتیای چشم زائرانی شود که با بغض فروخورده، به انتظار نشستهاند.
به انتظار روزی که ابر رحمت ببارد و گردوغبار ظلم را بشوید، روزی که خورشید موعود از پشت ابرها بیرون آید و عطر عدالت، جهان را فراگیرد.

در روز هشتم شوال سال 1344 هجری قمری پس از اشغال مکه، وهابیان به سرکردگی عبدالعزیزبن سعود به مدینه آمدند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر، سرانجام آن را اشغال نموده، مأموران عثمانی را بیرون کردند و به تخریب قبور ائمه(ع) در بقیع و دیگر قبور از جمله قبر ابراهیم فرزند پیامبر اکرم(ص)، قبور زنان آن حضرت، قبر امالبنین، مادر حضرت اباالفضل العباس(ع) و قبر عبدالله پدر پیامبر(ص) و اسماعیل فرزند امام صادق(ع) و بسیاری قبور دیگر پرداختند.
ضریح فولادی ائمه(ع) در بقیع را که در اصفهان ساختهشده بود و روی قبور حضرات معصومین امام مجتبی(ع)، امام سجاد(ع)، امام باقر و امام صادق(ع) قرار داشت از جا درآورده و بردند اما این اولین حمله آنان به مدینه نبود.
آنان در سال 1221 هجری نیز یکبار دیگر به مدینه هجوم برده، پس از یک سال و نیم محاصره توانستند، آن شهر را تصرف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشیای گرانبهای حرم پیامبر(ص) و تخریب و غارت قبرستان بقیع نمودند لذا در این مختصر به سیری هرچند کوتاه در تاریخ قبرستان بقیع و حرم ائمه بقیع خواهیم پرداخت.
انگیزه پیدایش و تخریب حرمهامذهب بر حق شیعه دوازده امامی، در طول زمان خصوصاً در این اعصار اخیر مورد هجمه بدخواهان و کجاندیشانی است که یا به خاطر جهل و نادانی با این فرقه به ستیز برخاستهاند و یا دست دشمنی و ستیزهجویی آنان از آستین هوا پرستی عناد بیرون آمده بر گرده مذهب اهلبیت(ع)، چنگ زده وخواهان زوال و نابودی آن است.
تاریخ بهخوبی نشان داده است، راه شیعه با مظلومیت پیش میرود. تخریب حرم مطهر ائمه(ع) در بقیع هر چند خون بر دل شیعه کرد اما مجالی شد تا دوباره شیعه با مظلومیت و اشک، خود را معرفی کند. ولی آنچه باید در مورد این موضوع به آن توجه بسیار کرد، فاجعه تخریب بارگاه ائمه(ع) در قبرستان بقیع است؛ اگرچه به دست وهابیان صورت گرفت، اما نباید آن را به اهل تسنّن نسبت داد؛ زیرا وهابیتی که خود را به اصطلاح سنّی میداند، دستپرورده استعمار غرب است.
یکی از برنامههای مذهبی مسلمانان، اعم از شیعه و سنی، از صدر اسلام تا به امروز، مانند همه پیروان ادیان و مذاهب آسمانی و همه صاحبان فکر و اندیشه، بزرگداشت و تجلیل از مقام انبیاء و اولیاء و ادای احترام نسبت به راهنمایان فکری و رهبران معنوی و شهدای راه اسلام و قرآن بوده است و این احترام و بزرگداشت که بیشتر در قالب زیارت قبور آنان جلوه میکند، نشأت یافته از تعالیم قرآن مجید و سنت پیامبر خدا(ص) بوده و از عبادات و مستحبات به شمار میآید.
مسلمانان همواره از دور و نزدیک، در کنار مدفن آن عزیزان حضور مییابند و برایشان درود و سلام میفرستند و از خداوند متعال علوّ مقام و ترفیع درجاتشان را درخواست میکنند و جملاتی بر زبان میرانند که بیانگر فضایل اخلاقی و تعلیمات دینی و برنامههای عملی آنها است و گویای شکیبایی آنها در مقابل مصیبتها و مشکلاتی است که در راه تحکیم بخشیدن به این تعالیم تحمل نمودهاند.
شیفتگان آن حضرات، بدینسان مراتب ارادت خویش را به ساحت آنان ابراز میدارند و خود را آماده پیروی از راه و رسم آنان و عمل به برنامهها و دستورالعملهای ایشان مینمایند و در کنار قبورشان، به نماز و دعا میایستند و آمرزش گناهان و پذیرش توبه خویش را در کنار مرقد این «عبدالرحمان» از خداوند مسألت میکنند.
به همین انگیزه بزرگداشت و احترام و نیز به خاطر حفاظت زائران آنان از سرما و گرما، به هنگام عبادت و زیارت و اقامه نماز به روی قبر آنان، سقفی قرار دادند و گاهی به اقتضای نیاز به فضای بیشتر، در کنار این مدفنها مساجدی ساختند که این محلها امروز به «مشهد» و «حرم» شهرت یافتهاند.

زیارت مرقد پیامبر و ائمه(ع)؛ عملی برگرفته از قرآنلازم به گفتن است که این تجلیل و بزرگداشتها از سوی مسلمانان، نه یک عمل ابتکاری و بدون دلیل شرعی و مدرک و مستند مذهبی است،بلکه راه و رسمی برگرفته از قرآن مجید و سنت رسولالله (ص) و کردار صحابه و پیشوایان دین است؛ مانند آنجا که سخن از انبیا است ،خداوند درباره آنها،واژه «سلام» و درود را بهکاربرده و با این کلمه زیبا از آنان یاد نموده است: «سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِیمَ، درود بر ابراهیم»(صافات/ 109) و «وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِینَ، و درود بر فرستادگان» (صافات/ ۱۸۱).
و آنجا که سخن از شهدا و بندگان صالح به میان آمده، آنان را در آیه 69 سوره نساء اینچنین ستوده است: «وَمَنْ یطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِمْ مِنَ النَّبِیینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِیقًا، و كسانى كه از خدا و پیامبر اطاعت كنند در زمره كسانى خواهند بود كه خدا ایشان را گرامى داشته [یعنى] با پیامبران و راستان و شهیدان و شایستگانند و آنان چه نیكو همدمانند».
همچنین قرآن مجید مسلمانان را تشویق نموده است که در مقام توبه و انابه و به هنگام طلب آمرزش گناهان، به رسولالله(ص) توسل جویند و وساطت و درخواست آن حضرت را عامل آمرزش گناهان بندگان معرفی نموده، «... وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا، ... و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند پیش تو مىآمدند و از خدا آمرزش مىخواستند و پیامبر [نیز] براى آنان طلب آمرزش میکرد قطعا خدا را توبه پذیر مهربان مىیافتند»(نساء/ 64).
دفن شدن پیکر پاک رسول خدا(ص) در داخل خانه خویش و در زیر سقف، دلیل روشن و مصداق عینی در این واقعیت است که در اسلام، وجود بنا در روی قبر شخصیتهای معنوی، عملی مستحسن و مورد تأیید بوده است و این حقیقت را درباره قبور انبیای گذشته نیز میتوان دید؛ مانند قبر حضرت ابراهیم(ع)، اسحاق(ع) و یعقوب(ع) و قبور همسرانشان در شهر الخلیل، شهری که به یاد و به نام حضرت ابراهیم(ع) «خلیل» نام گرفت و مانند قبر حضرت داود(ع) و سلیمان(ع) در«بیت لحم» و قبور و آثار سایر انبیاء در بیتالمقدس و شامات که در طول قرنهای متمادی، قبل و بعد از اسلام، از استحکام و زیبایی بنا و ساختمان برخوردار بودهاند.
آتش کینه وهابیت و ادلّه حرمت زیارت قبور انبیاءبیش از 300 سال، جامعه بزرگ اسلامی از پدیدهای به نام وهابیت رنج میبرد که پیامدهای جبرانناپذیر و زیانبار این گروه سالهاست که جهان اسلام را مورد تهدید قرار داده است؛ نکته جالب توجه در قبور انبیای گذشته اینکه شخص خلیفه دوم در فتح بیتالمقدس، نهتنها بر این مقابر و بر این آثار متعرض نگردید، بلکه با نماز گزاردن در این بقاع و اماکن، وجود آنها را در عمل تأیید کرد.
همچنین روش علماء و پیشوایان اسلام نیز در طول تاریخ به همین منوال بوده است؛ این برنامه بزرگداشت از بزرگان و پیشوایان دین از سوی مسلمانان در طول تاریخ جاری بود تا اینکه در آستانه قرن هشتم، در شام، شخصی به نام ابنتیمیه پیدا شد و تجلیل و احترام از انبیاء و اولیاء و مدفن آنها را، نهتنها غیر مشروع و حرام بلکه مرتکبین آنها را مشرک و مرتد خواند و اظهار داشت که در صورت توبه نکردن باید به قتل برسد. وی همچنین بر وجوب تخریب این بناها و آثار، فتوا صادر کرد.
اعتقاد وهابیان درباره عموم مسلمانان این است که مسلمانان پس از ایمان به کفر برگشتهاند و پس از توحید به شرک گراییدهاند زیرا آنان در دین بدعت گذاشتهاند و به جهت زیارت و تبرک جستن به انبیاء و صالحان به کفر و شرک روی آوردهاند، لذا جنگ با آنان واجب و ریختن خون آنان و تصرف اموالشان بر مسلمانان(وهابیان) حلال است.
در جواب اینان باید گفت در کتاب کنزالعمال آمده «پیامبر اکرم(ص) بر این نکته تربیتی انگشت نهاده و میفرماید: «زوروا القبور فانّ لکم فیها عبره، به زیارت قبور بروید زیرا در آن برای شما درس عبرت است». همچنین حضور در کنار تربت عالمان، گذشته از آنکه تقدیر از شخص آنان است، ترویج علم و دانش بوده و موجب رغبت همگان به این سلسله خَدوم و حفظ میراث ارزشمند آنان است.

پیداست جامعهای که در آن علم و عالم، از حرمت و منزلت شایسته برخوردارند، هیچگاه در فقر علمی و فرهنگی سقوط نخواهد کرد.
حضور بر تربت شهیدان راه حق نیز، علاوه بر آثار سازنده روحی و تربیتی، نوعی پیمان بستن با آنان است؛ شخص زائر، با این حضور اعلام میكند که به راه شهیدان وفادار است و آرمان مقدّس و ارزشمندشان را پاس میدارد.
حضور در حرم پیامبر اکرم (ص) یا جانشینان پاک او(ع) نیز، علاوه بر تقدیر و سپاس از فداکاریها و جانافشانیهای آنان در هدایت خلق، حکم نوعی بیعت با ایشان را دارد. در واقع شخص زائر هنگام زیارت قبر پیامبر(ص) و امامان(ع) با آنها پیمان میبندد که در زندگی، جز راه آنان، روشی را تعقیب نکند.
روایت «تسویه قبور»؛ دستاویز تحریمکنندگان سفر زیارتیبا مروری بر سخنان محدثان و فقیهان، روشن میشود علمای اسلام همواره زیارت مرقد شریف پیامبر اسلام(ص) را مستحب مؤکد دانسته و مردم را به زیارت حرم مطهر او دعوت میکردهاند.
تا پایان قرن هفتم، همه علما در این مسئله اتفاقنظر داشتند که سفر برای زیارت، امری مباح بوده و مقدمه یک امر مستحبی اگر خود مستحب نباشد، دستکم مباح و جایز است. ولی در اوایل قرن هشتم، ابن تیمیه حدیثی را که ابوهریره آن را از پیامبر(ص) نقل کرده، دستاویز خود قرار داد و با اجماع علما به مخالفت برخاست.
از جمله دستاویزهای فرقه «وهابیه» در موضوع ساختن قبّه و بارگاه که مکرراً در کلماتشان میآورند و آن را دلیل بر وجوب عدم گنبد و ضریح امامان(ع) میدانند، روایت مخدوش «ابی الهیاج اسدی» است که میگوید: «علی بن ابیطالب به من گفت: من، تو را به کاری مأمور میکنم که رسول خدا(ص) مرا مأمور به آن فرمود آن، اینکه هر صورت و تمثالی را محو کنی، و هر قبر بلندی را تسویه کنی».
گروه وهابیه به این حدیث، تمسک کرده و «تسویه» را به معنای خرابی و تخریب گرفتهاند؛ و در نتیجه دست به تخریب بِقاع متبرکه زده و شیعه را متّهم به شرک و بدعت نمودهاند. در صورتیکه این حدیث، هم از لحاظ سند، دارای خدشه است و هم از لحاظ متن و دلالت بر مدعا، نارسا است.
فضیلت بارگاه بقیعبقیع تنها یک گورستان نیست، بلکه گنجینه تاریخ اسلام است. قبور چهار امام معصوم شیعیان و نیز قبور همسران، دختران، برخی فرزندان، اصحاب، تابعین و بستگان پیامبر خدا(ص) و نزدیک به 10 هزار نفر از شخصیتهای نامدار تاریخ اسلام، در آنجا واقع است.
پیشینه این قبرستان به دوران قبل از اسلام میرسد، لیکن در اسناد بهروشنی مشخص نیست که قدمت آن به چه تاریخی مربوط است و از چه زمان مردمان مدینه جنازه درگذشتگان خود را در این گورستان به خاک میسپردهاند.
منابع تاریخی گواهی میدهد پیش از هجرت، مردم مدینه اجساد مردگان خود را در دو گورستانِ «بنی حرام» و «بنی سالم» و گاهی نیز در منازل خود دفن میکردند. لیکن با هجرت مسلمانان به مدینه، بقیع تنها قبرستان مسلمانان گردید و بهمرور زمان و با دفن اجساد تعدادِ زیادی از صحابه و تابعین و ... از اهمیت ویژهای برخوردار شد و گورستانهای پیشین، رفتهرفته به حالت متروکه درآمد و از میان رفت.

در فضیلت بقیع حدیثهای متعددی از رسول خدا(ص) نقل گردیده است، از جمله در حدیثی چنین فرمود: «از بقیع 70 هزار نفر محشور خواهند شد که صورت آنان مانند ماه شب چهارده خواهد درخشید» و در حدیث دیگر چنین فرمود: «از بقیع هفتاد هزار نفر که صورتشان مانند ماه شب چهارده است محشور خواهند شد و بدون حساب وارد بهشت خواهند گردید». درباره حضور شبانه رسول خدا(ص) در بقیع و دعا و طلب مغفرت آن حضرت درباره اهل بقیع که گاهی روز و گاهی شبهنگام انجام میگرفت، در حدیث و تاریخ مطلب فراوان نقل شده است.
در تاریخ حرم ائمه بقیع، از عایشه نقل شده است که رسول خدا(ص) شبهنگام و آنگاه که همه چشمها به خواب میرفت، بهآرامی رختخواب را ترک میکرد و از منزل خارج میشد. خود من و گاهی خدمتکارم به دستور من او را تعقیب میکردیم و میدیدیم که به بقیع میرفت و در آنجا توقف طولانی مینمود و مکرر دستها را بهسوی آسمان برمیداشت و به دعا و استغفار بر اهل بقیع مشغول میگردید. یکبار پس از مراجعت رسول خدا(ص)، از علت این عمل سؤال نمودم، در پاسخ من فرمود: من از طرف خدا مأموریت دارم که برای اهل بقیع استغفار کنم...
زیارت امامان مدفون در بقیع امام حسن مجتبی(ع)، امام زینالعابدین(ع)، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) بهطور خاص و نیز دیگر مدفونان در آن، مانند مادر امیرالمؤمنین (ع)، فرزندان، زنان و صحابۀ گرامی پیامبر اکرم(ص) نیز مستحب است.
ساخت حرم و بارگاه برای مدفن ائمه اطهار(ع)ساخت حرم و بارگاه در بقیع در چند مرحله صورت گرفت. پس از زمان بنیامیه که شیعیان در سختترین شرایط به سر میبردند و حتی جرئت اظهار عقیده خود را نداشتند، عباسیها به روی کارآمدند و در این زمان بود که شیعیان به آزادیهایی دست یافتند، تا جایی که سفاح به حقانیت امیرمؤمنان علی(ع) اعتراف کرد و اقدام به بازگرداندن فدک به بنیالحسن نمود. طبیعی است در چنین شرایط و با برداشته شدن همه موانع، شیعیان خاندان عصمت و بهویژه سادات بنیالحسن در تعمیر و توسعه مدفن ائمه(ع) در بقیع و تبدیل خانه عقیل به حرم بهعنوان یک وظیفه دینی و نماد مذهبی اهتمام ورزند.
همچنین انتساب عباسیها به عباس عموی پیامبر(ص) مهمترین انگیزه برای شیعیان آن دوره بود که به تعمیر و توسعه بارگاه جد خود اقدام کنند. بر اساس مدارک تاریخی پیکر مطهر امام صادق(ع) در سال 148 هـ.ق و پس از دوران خلافت سفاح و منصور در سالهای 136 تا 157 هـ.ق در داخل حرم و پس از تبدیلشدن خانه عقیل به مسجد و زیارتگاه عمومی در کنار قبور ائمه سهگانه دفن شده است.
متأسفانه در مورد تغییر و تحولی که پس از این تاریخ تا قرن پنجم در این حرم شریف به وجود آمده است، اطلاع دقیق و مستند تاریخی در دست نیست ولی با توجه به بحثهای گذشته بهیقین این حرم در طول این سه قرن نیز مورد توجه عباسیان و شیعیان بوده و در هر فرصت ممکن به تعمیر و تجدید بنای آن اهتمام ورزیدهاند.
اما مرحله بعدی تجدید بنای حرم از قرن پنجم آغاز شده که خوشبختانه اسناد و مدارک تاریخی زیادی در این زمینه وجود دارد. طبق مدارک مسلم تاریخی، گنبد و بارگاه حرم ائمه(ع) در بقیع که از نظر استحکام و ارتفاع، ظرافت و زیبایی بر همه قبههای موجود در بقیع تفوق داشته و به مدت 800 سال سر بر آسمان میسوده و نظر مورخان و جهانگردان را به خود جلب میکرد، به دستور «مجدالملک ابوالفضل اسعد بن محمد بن موسی البراوستانی القمی»، وزیر برکیارق از سلاطین سلجوقی در بین سالهای 486 الی 498 هـ.ق ساختهشده است.

اولین تعمیر حرم ائمه(ع) مدفون در بقیع در سال 519 هـ.ق و پس از گذشت 24 سال از ایجاد ساختمان آن، به دستور مسترشد بالله، خلیفه عباسی انجام گرفته است. دومین تعمیر در حرم بقیع بین سالهای 623 و 640 هـ.ق بهوسیله یکی دیگر از خلفای عباسی به نام مستنصر بالله انجام شد و تعمیر سوم حرم شریف متعلق به اوایل قرن سیزدهم هجری است که به دستور سلطان محمود عثمانی صورت گرفت.
فرهاد میرزا که در سال 1292 هـ.ق به حج مشرف شده است، مینویسد: «تعمیر بقعه مبارکه در بقیع از سلطان محمود خان در سنه 1234 هجری به دست محمدعلی پاشای مصری و به امر سلطان واقعشده است.»
نگاهی به حرم بقیع قبل از تخریبدر خصوص ویژگیها و خصوصیتهای معماری حرم شریف میتوان گفت که حرم بقیع هشتضلعی بوده است. برای نمونه میرزا محمدحسین فراهانی که در سال 1302 هـ.ق این حرم شریف را زیارت کرده است، میگوید: «چهار نفر از ائمه اثنی عشر(ع) است که در بقعه بزرگی که بهصورت هشتضلعی ساختهشده است واقعاند و اندرون و گنبد آن سفیدکاری است».
حرم بقیع دارای دو در بوده است. ابن نجار مدینه شناس معروف و متوفای 647 هـ.ق میگوید:«بقیع دارای دو در بوده است که یکی از آنها همیشه و در تمام ساعات روزبه روی زائرین باز بوده است.» بارگاه بقیع علاوه بر محراب، خادمانی نیز داشته است. این خدام شامل کفشدار و زیارتنامهخوان بود.
امینالدوله در سفرنامه خود مینویسد: «یکشنبه یازدهم محرم 1316 هـ.ق هوای بقیع و زیارت ائمه هدی(ع) کردم. آنجا جز حاج صادق یزدی و یک ضعیفه کفشدار و یک سقا کسی نبود. کلیددار، متولی و زیارتنامهخوان هنوز نیامده بودند.» همچنین در برخی سفرنامهها برای حرم تزئیناتی ذکرشده و اینکه این حرم صحن نداشته است.
تخریب حرم ائمه بقیعتخریب بقیع، به معنای خراب کردن آرامگاهها و بناهای مذهبی و تاریخی قبرستان بقیع در مدینه به دست وهابیان است. وهابیان دو بار، یکی در سال 1220(دو سال نقل شده 1220 و 1221) و دیگری در ۱۳۴۴ قمری با بدعت شمردن بنا بر قبور و زیارت، به تخریب اماکن و بقعههای بقیع پرداختند.
وهابیان، بار نخست در سال 1221 هـ.ق بخشی از بناهای قبرستان بقیع را ویران نموده و سپس با تکمیل سلطه خود بر حجاز در شوال سال 1344 هـ.ق کلیه این بناها و گنبدها و آثار را ویران و اموال و اشیای گرانقیمت موجود در این اماکن را به تاراج بردند و نه تنها در مدینه، بلکه در هر جا گنبد و بارگاه و زیارتگاهی بود، به ویرانی آن اقدام کردند.
مرحوم سید محسن امین، ابعاد ویرانیهای وهابیان در حجاز را اینگونه وصف میکند: «وقتی وهابیان وارد طایف شدند، گنبد مدفن ابن عباس را خراب کردند، چنانکه یکبار دیگر این کار را کرده بودند. آنان هنگامیکه وارد مکه شدند، گنبدهای قبر عبدالمطلب(ع)، ابوطالب(ع) و خدیجه امالمؤمنین(س) را ویران نمودند و زادگاه پیامبر(ص) و فاطمه زهرا(س) را با خاک یکسان کردند و آنگاهکه وارد جده شدند، گنبد و قبر حوا را خراب کردند و بهطورکلی، تمام مقابر و مزارات را در مکه، جده، طایف و نواحی آنها ویران نمودند و زمانی هم که مدینه منوره را محاصره کردند، به ویران کردن مسجد و مزار حمزه(ع) پرداختند».
از جمله تخریبها، از میان بردن گنبد مرقد عبدالله(ع) و آمنه(س)، پدر و مادر حضرت رسول خدا(ص) و نیز مزار همسران آن بزرگوار، قبر عثمان بن عفان و قبر اسماعیل بن جعفرالصادق(ع) و قبر مالک، امام دارالهجره و ... بود که بیان همه آنها به طول میانجامد و بهطور خلاصه، تمام مزارات مدینه و اطراف آن و ینبع را خراب کردند و پیش از آن، قبر حمزه عموی پیامبر(ص) و قبور بقیه شهدای احد را از بین برده بودند و از آنها جز مشتی خاک برجای نمانده بود و کسی که بخواهد قبر حمزه را زیارت کند، در صحرا جز تپهای از خاک نمیبیند.

وهابیان از ترس نتیجه کارشان، از خراب کردن گنبد و بارگاه حضرت رسول(ص) و کندن ضریح آن بزرگوار خودداری کردند وگرنه آنان هیچ قبر و ضریحی را استثنا نکردهاند، بلکه قبر پیامبر(ص) ازآنجهت که بیشتر مورد احترام و علاقه مردم است، از دیدگاه آنها و از نظر دلایل وهابیان، اولی به خرابی است و اگر از این نظر خاطرشان جمع بود، حتماً قبر پیامبر(ص) را نیز ویران میکردند! بلکه پیش از مزارهای دیگر، به تخریب آن اقدام میکردند.
در کتاب تاریخ حرم ائمّه(ع) در بقیع اینچنین نقلشده: این اقدام دقیقاً در هشتم شوال 1344هـ.ق انجام گرفت و به کارگرانی که این عمل ننگین را انجام دادند مبلغ هزار ریال مجیدی دست مزد پرداخت گردید.
واکنشها به تخریب بقیع/خروش اسلام در مقابل افراط وهابیتتخریب بقیع، از همان آغاز اعتراضات شدید و گستردهای را در کشورهای مسلمان از جمله ایران، برانگیخت و برخی ملتها و دولتهای کشورهای اسلامی را به واکنش واداشت. در پی این اقدام کسانی از خود وهابیان و سعودیها به مخالفت با سران خویش پرداختند و کارهای تندروانه آنها را محکوم کردند.
هماکنون مدفن امامان چهارگانه و بزرگان صدر اسلام در بقیع جز تکههای سنگ، هیچ نشانی ندارد. وضعیت بقیع نسبت به دوره تخریب، هر چند شکل مناسبتری یافته ولی دولت سعودی از رسیدگی شایسته به این قبرستان خودداری میکند. مسلمانان بهویژه شیعیان واقعه تخریب را فراموش نکردهاند و هماینک هنگام سفر به شهر مدینه، علیرغم محدودیتهایی که حکومت سعودی برای زائران بقیع ترتیب داده است، در بقیع حضور مییابند.
حدود 40 سال پس از واقعه، حکومت سعودی بر اثر تلاشها و پیگیریهای شیعیان عراق به رهبری شیخ کاشفالغطاء و پیگیریهای امیر اعلم، سفیر ایران در حجاز، سایبانی کنار این مقابر مطهر ساخت و راهی سنگچین برای عبور و مرور افراد در بقیع ایجاد کرد؛ دیوار بقیع نیز در دوران ملک فهد بن عبدالعزیز بازسازی شد و سپس در سالهای ۱۴۱۸-۱۴۱۹ق. مسیرهای درون بقیع برای رفتوآمد زائران سنگفرش شد.
امروزه ادارهای موسوم به اداره امربهمعروف و نهی از منکر نزدیک در اصلی بقیع مستقر شده است که از نزدیکی زائران به قبور و تبرک جستن به آنها پیشگیری میکند.

بقیع؛ کهکشان غربت
بقیع، مدفن عشق است و زائران، عاشقانه پشت دیوارش میبارند بلکه کویر بقیع سیراب شود... بقیع شمع و چراغ ندارد اما با فانوس مهتاب، روشن است. آری غربت در اینجا بیداد میکند...
بسیاری از شیعیان، هر سال در هشتم شوال که با عنوان «یوم الهدم» شهرت
یافته، مجالسی برگزار میکنند و به مرثیهخوانی و یادآوری حادثه تخریب بقیع
میپردازند تا به دشمنان اسلام بگویند این جنایت را فراموش نکردهایم...و همین مسلمانان جانبرکف دست، برای دفاع از حریم زینبی(س) رهسپار میشوند تا فریاد بزنند «ما فرزندان عاشورائیم»، دیگر نمیگذاریم ندای «هل من ناصر ینصرنی» امام(ع) بیپاسخ بماند و اجازه نمیدهیم حتی رؤیای بیحرمتی به ساحت و حرم ائمه اطهار(ع) و اهلبیت(ع) را در خواب ببینید...
کلنا عباسک یا زینب... لبیک یا حسین(ع)... و به امید نابودی ظلم جهانی و دشمنان اسلام و به امید فرج منتقم آل الله(ع)...
فاطمه حکم آبادی