به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، جواد نکونام، کاپیتان سابق تیم ملی ایران از فوتبال خداحافظی کرد. مراسم خداحافظی این ورزشکار اما کمی با سایر مراسمهای مشابه متفاوت بود. این مراسم در حالی برگزار شد که نکونام از میهمانان خود دعوت کرده بود به مؤسسه خیریه امام رضا (ع) بیایند تا مراسم خداحافظی خود را درمیان معلولان جسمی برگزار کند.
در تماسی که با مؤسسه خیریه امام رضا(ع) داشتیم با خبر شدیم که نکونام از حامیان قدیمی این مؤسسه است و از ساختمان در حال ساخت ویژه معلولان یتیم حمایت مالی میکند، بدین جهت به سبب سابقه دوستی این ورزشکار با معلولان این مؤسسه تصمیم گرفته است که مراسم خداحافظی خود را نیز در این فضا برپا کند.

در گذشته ایران اسلامی که همواره ورزش با فرهنگ پهلوانی و جوانمردی عجین بوده و در کنار یکدیگر بروز و ظهور داشته است این اتفاق چندان شگرف محسوب نمیشود، اما در روزگاری که ورزش به وسیلهای برای کسب ثروت و محل بداخلاقیها تبدیل شده است وقوع چنین اتفاقی عجیب به نظر میآید.
در حالی که مراسمهای خداحافظی برخی ورزشکاران از محیط ورزشی به نوعی نمایش و تفاخر و ابراز قدرت تبدیل شده است، برپایی چنین مراسم سادهای میتواند پیامی برای کسانی باشد که خود را مروج فرهنگ پهلوانی میدانند اما خود به الگویی ضد فرهنگ برای جوانان تبدیل شدهاند.
اگر عملکرد ورزشکاری همچون؛ جواد نکونام که رفاقت و مراوده با کودکان و نوجوانان معلول یتیم را به حضور در مجامع بزرگ خبری و تشریفاتی ترجیح داده است، از سوی مسئولان و دست اندرکاران فرهنگ کشور تشویق و حمایت شود، الگویی از جوانمردی رسم میشود تا همگان به یاد بیاوردند که هدف از ورزش کسب سلامت جسم و روح بوده است نه ورود به بازیهای قدرتی و سیاسی که همگی ریشه در رسیدن به ثروت دارد.
مراسم خداحافظی یکی از ورزشکاران در حالی برگزار شد که از میهمانان خود دعوت کرده بود به مؤسسه خیریه امام رضا(ع) در کنار کودکان معلول یتیم بیایند و دلشان را شاد کنند، اما هر روز دل کودکان این سرزمین گرم میشد اگر مرام ورزشی پهلوانی بود و الگوهای مردانگی هر روز فرزندانمان را با خصلتی جوانمردانه اشنا میکردند.
گرچه کم نیستند ورزشکاران با اخلاقی
که مظلومانه در رشتههای ورزشی مختلف فعال و از مزیتهای مادی که برای برخی از
ورزشکاران به وفور وجود دارد، محروم هستند، اما جامعه ورزشی امروز ما بیش از هر
زمان دیگری به ترویج جوانمردی، عزت مداری، رفاقت، سلامت، طهارت و معنویت نیاز
دارد.
در این میان رسانهها نیز نباید از یاد ببرند که بنابر وظایف ذاتی خود رسالت آگاهی دهی به مردم و فرهنگ سازی را بر عهده دارند. چه بسا رسانهای که با دامن زدن به رفتار ناهنجار یک ورزشکار و معرفی آن نه تنها قبح گناه وی را از بین میبرد که سبب ترویج چنین رفتارهای مشابهی میشود، تا جایی که بروز و ظهور برخی مشکلات اخلافی در میان جامعه خاصی از ورزشکاران به موضوعی عادی تبدیل شده و اعتراض مردم و مسئولان را به همراه ندارد.
یادمان باشد؛ ورزشکارانی امثال پوریای ولی، تختی و ... به سبب موفقیت در مسابقات مختلف ورزشی نبود که به یک اسطوره تبدیل شدند بلکه جوانمردی، اخلاق مداری و مروت آنان را به الگوهایی تبدیل کرد که تا کنون نیز در اذهان عمومی باقی ماندهاند، پس شایسته است برخی ورزشکاران با نگاهی دقیق تر به رسالت اخلاقی خود به تجدید نظر در رفتارها و مسئولان ورزشی نیز با نظارت، کارآمدی و صلابت بیشتری به مقابله با ناهنجاری و تشویق رفتارهای اخلاقی و انسانی بپردازند.