به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، سید اسماعیل طباطبایی از مشهورترین افراد خاندان شهید مدرس در منطقه زواره و اردستان به شمار میرفت با خدیجه دختری که از طایفه سید سالار زواره بود، ازدواج کرد، ثمره این پیوند پاک، کودکی بود که نامش «سید حسن» گذاشته شد و در سال 1287 هجری قمری معادل 1249 شمسی در سرابه کچو از توابع اردستان استان اصفهان دیده به جهان گشود.
سید اسماعیل او را از باب تربیت در سن شش سالگی به قمشه هجرت داد زیرا جد سید حسن(میر عبد الباقی) که از زهاد زمانه محسوب میشد در قمشه به تدریس مشغول بود و پدر آرزو داشت که فرزندش چون خود او مراتب زهد و پاکدامنی و فضیلت و تقوی را نزد بزرگ خاندان فرا گیرد.
چهارده ساله بود که جدش وفات یافت و برحسب توصیهی او، برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت و مدت 13 سال در حوزه علمیه اصفهان به فراگرفتن علوم اسلامی مشغول بود و با پشتکاری تمام، صرف و نحو و منطق و بیان را نزد استادانی از جمله مرحوم میرزا عبدالعلی هرندی فراگرفت و در محضر آخوند ملا محمد کاشی، کتاب شرح لمعه در فقه، حکمت و عرفان را نیز نزد میرزا جهانگیرخان قشقایی آموخت.
بنا به گفته خودش، در مدت این 13 سال از محضر بیش از 30 استاد بهره برد، بعد از آن جهت ادامه تحصیل به عتبات عالیات مهاجرت کرد، غالب تحصیلاتش را در نجف نزد دو دانشمند پرآوازه آخوند ملا محمدکاظم خراسانی و آخوند سید کاظم یزدی گذراند، بعد از 7 سال با کسب درجه اجتهاد به ایران مراجعت و در مدرسه جده کوچک و بزرگ در شهر اصفهان به تدریس پرداخت و در این زمان به مدرس مشهور شد.
مجلس بدون حضور مدرس، مجلس نبود
اولین گزارش درباره حضور آیتالله مدرس در عرصه مبارزه و سیاست به دوره استبداد صغیر مربوط میشود، او در این برهه نایبرئیس انجمن ولایتی اصفهان بود، انجمنی که آیتالله حاجآقا نورالله اصفهانی برای مبارزه با اقبال الدوله کاشی، حاکم اصفهان آن را تشکیل داده بود.
آیتالله مدرس گام بعدی را در عرصه سیاست به خواست علمای نجف برداشت، پس از فتح تهران و تشکیل مجلس دوم شورای ملی، بر اساس قانون اساسی، باید پنج مجتهد طراز اول بر مصوبات مجلس نظارت میکردند.
به همین منظور آیات عظام نجف آخوند ملا محمدکاظم خراسانی و ملا عبدالله مازندرانی 20 نفر از مجتهدین ولایات مختلف را طی نامهای به مجلس شورای ملی معرفی کردند تا از میان آنها پنج نفر را برگزینند.
نام آیتالله مدرس در کنار میرزای نائینی، آقا ضیاء عراقی و سید ابوالحسن اصفهانی که از مراجع تقلید شیعه بودند در این نامه قرار داشت، مجلس شورا ناگزیر شد برای انتخاب هیئت طراز اول به قرعه متوسل شود بدین ترتیب آیتالله مدرس بهحکم قرعه توانست بهعنوان یکی از پنج مجتهد طراز اول به مجلس راه یابد.
مدرس؛ وحدت بخش اندیشهها
چنانچه در نطقها، نامهها و اسناد بهجای مانده از شهید مدرس تحقیق شود، بهخوبی دغدغه آرمانی وی به لحاظ وحدت بخشی اندیشههای نخبگان، روشنفکران، صاحب منصبان، عالمان دینی و مردم جامعه آشکار میشود، بیگمان چنین دغدغهای از روحیه آزادمنشی مدرس حکایت دارد که میخواهد هر ایرانی مسلمان با اتکای بر منابع و استعدادهای خود، قلههای پیشرفت را فتح کند.
شهید مدرس اسوهی فضیلت و معنویت
آیتالله سید حسن مدرس به لحاظ مذهبی، فقهی، زهد و تقوا و بهویژه در سیاست، چهرهای برجسته در تاریخ دارد، شاید اولین سخنی که از او شنیده باشیم جملهای معروف «سیاست ما عین دیانت ماست» باشد.
مرحوم مدرس در تاریخ صدساله اخیر از چهرههای ممتازی بود که هنوز ابعاد شخصیتی او برای جامعهی ما بهخوبی روشن نشده، بیتردید در میان شخصیتهای بزرگ دینی و سیاسی معاصر، شهید آیتالله سید حسن مدرس از چهرههای ماندگار است.
نوع زندگی و عملکرد و رفتارهای وی میتواند برای همه اقشار جامعه و بهویژه کسانی که امروز در کسوت عالمان دین و نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی به انجام وظیفه مشغولند، الگو و سرمشق باشد چراکه این عالم متعهد و مسئولیت شناس در یکی از برهههای بسیار سخت و در عین حال حساس و سرنوشتساز تاریخ ایران اسلامی و در شرایطی که آحاد مردم در نتیجه حاکمیت زمامداران بیکفایت و مستبد داخلی و نفوذ و دخالت بیگانگان استعمارگر خارجی با انواع مشکلات فرهنگی و سیاسی و اقتصادی دست به گریبان بودند، به دفاع از استقلال کشور و ارزشهای فرهنگی و حقوق پایمال شده مردم پرداخت.
آراستگی و آزادگی
یکی از ویژگیهای والای شهید مدرس شجاعت و شهامت است، او در طول عمر خود که همواره به مبارزه با ظلم و بیداد میپرداخت از هیچ قدرتی نترسید دشمنانش چندین بار به جان او سوء قصد کردند ولی مدرس ذرهای از مواضع خود عقبنشینی نکرد.
وی بارها میگفت «اگر تمام دول دنیا برخلاف من باشد بهتنهایی مقاومت میکنم». مرحوم مدرس به دلیل قناعت و ساده زیستی که داشت، از تعلقات وارسته بود در نتیجه بدون نگرانی از به خطر افتادن موقعیت و مال و جانش، حرف حق را میزد.
تبعید مدرّس
شامگاه 16 مهرماه 1307، دو روز پس از افتتاح هفتمین دوره مجلس شورای ملی، مأموران نظمیه، وحشیانه به منزل مدرّس هجوم بردند. محمد درگاهی رئیس نظمیه و همراهانش با ضرب و جرحِ مدرّس و فرزندانش، وی را شبانه از تهران خارج کردند و به سمت مشهد بردند.
ابتدا ایشان را چند روزی در یکی از دهات مشهد زندانی کردند و پس از آن او را به شهر خواف بردند و در وسط پادگان نظامی شهر سکونت دادند، دوران حبس شهید مدرّس در خواف، نه سال طول کشید، در تبعیدگاه خواف، سختترین شرایط را میگذرانید.
کرامات مدرس
مدرس مدت 9 سال در خواف در منزلی که فقط یک اتاق داشت، توسط تعداد زیادی از مأموران تحت نظر بود و اغلب غذای مناسبی به او نمیدادند، سرانجام مدرس را در سال 1316 از خواف به کاشمر منتقل میکنند.
شهید مدرس در مدت تبعید با روحی شاداب و قیافهای ملکوتی مشغول عبادت و مطالعه بود، رضاخان به سبب خوفی که داشت تصمیم بر به شهادت رساندن او گرفت، از این رو مأموران در شب دهم آذر 1316 برابر با 27 رمضان 1356 قمری به سراغ آن عالم ربانی میروند و میگویند ماموریم تا تو را مسموم کنیم.
مدرس میگوید: «بسیار خوب ولی بگذارید افطار برسد». مرحوم مدرس در حالی که با زبان روزه مشغول راز و نیاز بود، برای آنها که مسافر بودند چای درست میکند، وی که از نیت شوم آنها آگاه شده بود باکمال آرامش بر سر سجادهاش مینشیند تا صدای دلنواز مؤذن به گوشش میرسد.
مأمورین موقع افطار زهر در چای ریخته و به مدرس میخورانند آیتالله مدرس پس از خوردن چای زهرآلود به نماز میایستد اما چون سم اثر نمیکند، عمامه او را در حین نماز خواندن بازکرده و به گردنش میاندازند و وی را در سن 69 سالگی همانند مولایش علیابنابیطالب(ع) در محراب عبادت در ماه مبارک رمضان به شهادت میرسانند. جنازه را بهطور محرمانه به غسالخانه میبرند و بیسر و صدا ایشان را در کاشمر به خاک میسپارند.
زيارتگاه عاشقان
با شهادت آیتالله مدرس در دهم آذر 1316 و آگاهی مردم از این جریان، بر قاتلان و عاملان این حادثه لعن و نفرین فرستادند، از همان روز مردم کاشمر به زیارت قبر شهید مدرس میرفتند و در تاریکی شب گچ و آجر میبردند و ظاهر قبر را میساختند ولی روزها مأموران شهربانی آن را خراب میکردند، در این زمان، مدرس به آقای شهید معروف شد.
پس از وقایع شهریور 1320 و تبعید رضاخان، مردم بر تربت پاک آیتالله مدرس(ره) جمع شدند و به کمک هم قبر را تا ارتفاع یک متر از زمین بالا آوردند و روی آن سنگ کوچکی نصب کردند که بر آن نوشته شده بود «قبر آقای شهید».
در سال 1330 هجری شمسی بهمنظور مرمت مزار شهید مدرس، هیئت امنایی تشکیل شد که به موجب وکالت نامهای، عبدالعلی باقی مأمور شد تا به کاشمر عزیمت کرده و اقداماتی را طبق نظر هیئت امناء انجام دهد و ضمن احداث مقبره، در اطراف آن ساختمانهایی احداث کند.
در این زمان(سال 1332) مرحوم سید اسماعیل، فرزند شهید مدرس نیز در احداث این آرامگاه همکاری میکرد، این بنا تا پیروزی انقلاب پابرجا بود، اوایل انقلاب ابتدا بنایی با ستونهای مرتفع ساخته شد که مورد قبول واقع نشد.
در نتیجه در سال 1363 با حکم حکیمانه حضرت امام خمینی(ره) به نماینده محترمشان در خراسان، آستان قدس رضوی مأمور آبادانی آرامگاه شهید مدرس شد و متعاقب آن بنایی باشکوه برمزار شهید مدرس ساخته شد.
بنا به درخواست مردم و روحانیون شهرستان از محضر مقام معظم رهبری، ایشان درسال 1373 تولیت آستانه حضرت حسین بن موسی الکاظم (ع) طبس و آرامگاه شهید آیتالله مدرس(ره) در کاشمر را به آستان قدس رضوی سپردند.
پس از صدور این حکم تاریخی و استمرار آن در زمان تولیت حضرت آیتالله رئیسی، این آستان با خدمات ماندگار و ارزنده و ارائه امکانات و تسهیلات رفاهی و برنامههای متنوع فرهنگی در خدمت زائران حضرت رضا(ع) و مجاوران آقای شهید است.
جواد افتخاری