به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، خانواده یکی از نهادهای اجتماعی است که کارکردهای فراونی دارد، از همین رو دین مبین اسلام با نگاهی تحلیلی و کاربردی، به نقش همه اعضاء خانواده توجه کرده است، اما به نظر پررنگترین و موثرترین نقش در خانواده بر عهده مادر است، چراکه تربیت درست و اسلامی فرزندان در سایه مهر مادری میسر خواهد شد، اما در چند دهه اخیر شاهد آن هستیم که مادران بخشی از رسالت خود را به مهدهای کودک سپرده و بخشی از تربیت فرزندان برعهده مربیان است اما به راستی آیا مربیان مهدهای کودک میتوانند جایگزین خوبی برای مادران باشند؟ یا فضای مهدهای کودک میتواند نیازهای عاطفی و تربیتی کودکان را برآورده کند؟
در همین راستا خبرگزاری ایکنا در نظر دارد سلسه گفتگوهایی را در خصوص کارکردهای نقش مادر و مهدهای کودک در تربیت کودکان، انجام دهد.حسین باغگلی، عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات اسلامی در علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، گفت: جایگاه مادر و ارتباط سالهای اولیه او با کودک بسیار مهم است، اما کودک نیز باید با مقوله اجتماعی شدن و شرکت در شبکه همسالان آشنا شود.
وی با بیان اینکه مادران در گذشته صرفا وظیفه خانهداری و فرزندآوری را بر عهده داشتند و کودکان در درون خانواده با نقشهای اجتماعی آشنا میشدند، تصریح کرد: کودکان در گذشته، شرکت در شبکه همسالان را نیز به واسطه همزیستی با همسالان و دوستان خود یاد میگرفتند، اما امروز حتی اگر مادری خانهدار هم باشد به دلیل مدل فرزندآوری در جامعه، کودک نیازمند حضور در مهدکودک برای ایجاد فرصت اجتماعی شدن است.
باغگلی با اشاره به اینکه از همین رو مهدکودکها نیز در عرصه تربیت کودکان وارد شدهاند اما این بدان معنا نیست که نقش تربیتی والدین کمرنگ شود، اظهار کرد: باید مسائل جریان تربیتی کودک به طرز منسجمی بین خانواده، مهد کودک، مدرسه، محله و در فضای غیر رسمی و صدا و سیما گسترده شود.
وی ادامه داد: ناهنجاریهایی که در حوزه تربیت فرزند در حال حاضر شاهد آن هستیم نشأت گرفته از عدم وجود شفافیت در حوزه مسائل تربیتی ما است چرا که در حال حاضر بازیگران تربیتی در جایی که باید باشند حضور ندارند، از همین رو مهدهای کودک به جای ایجاد فرصتی برای تربیت بهتر کودکان، تبدیل به تهدید شدهاند.
عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات اسلامی در علوم انسانی دانشگاه فردوسی با تاکید براینکه برنامه مدونی برای تربیت کودکان نداریم و در اصل این گونه برنامههای آموزشی، فرصتی را برای ایجاد خلاقیت در کودکان ما فراهم نمیکند، ابراز کرد: در واقع اگر از مربیان مهدکودک سئوال شود که هدف اصلی دوره پیشدبستانی چیست؟ نمیتوانیم پاسخ مشخص و یکسانی را از آنها دریافت کنیم، زیرا تصور هر کس درباره رسالتهای مهدکودک با فرد دیگر متفاوت است و هر کس بنا به طبع خود بچهها را نگهداری میکند.
وی گفت: در واقع مشکل اصلی ما مهدکودکها و یا رفتار والدین نیست بلکه مربوط به نبود اهداف منسجم و بنیادین در عرصه تربیت است که این امر صرفا به مهدکودکهای معمولی خلاصه نمیشود.
باغگلی عنوان کرد: حتی در مهدکودکهای قرآنی نیز شاهد آن هستیم که به کودک فشار میآورند تا قرآن را مثل یک ضبط صوت حفظ کند، در چنین شرایطی، حفظ قرآن تا چه حد و چگونه در سرنوشت و شخصیت کودک موثر خواهد بود؟
عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات اسلامی در علوم انسانی دانشگاه فردوسی اظهار کرد: ما نیازمند یک وفاق اجتماعی در حوزه اهداف تربیتی فرزندانمان هستیم و سند ملی آموزش و پرورش که در حال حاضر بیش از 600 هدف را برای دوره پیشدبستانی معین کرده نمیتواند الگوی مناسبی برای پرورش فرزندانمان باشد.
وی ابراز کرد: برای کاهش آسیبهای حوزه تربیت کودکان باید تعداد اهداف تربیتی را کمتر کنیم، و براساس آنها یک مدل طراحی کنیم و با نیازسنجی به سمت اجرای تحقق اهداف خود برآییم.
باغگلی عنوان کرد: در ژاپن تعداد اهداف تربیتی بسیار کم است، زیرا آنها متوجه شدهاند که اگر کودکی را سختکوش بار بیاورند، به سایر اهداف تربیتی نیز دست مییابند پس ما نیز باید برای تربیت فرزندانمان اهداف تربیتی مشخصی را در نظر بگیریم که خانواده، مهدکودک، مدرسه و اجتماع در مسیر تحقق این اهداف به صورت منسجم و هماهنگ حرکت کنند.