محمدرضا حمیدی، نقاش قهوهخانهای در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی،با اشاره به اینکه نقاشی قهوهخانهای از ساليان دور و قبل از دوران صفويه با نام «خيالینگاری» مطرح بوده است، عنوان کرد: بعدها این هنر با برخی تحولات جامعه به عنوان نقاشی قهوهخانهای مطرح شد. در آن دوران، اين نقاشی بيشتر در دربار رونق داشت و اغلب، افراد خاص، آن را سفارش میدادند.
حمیدی با بیان اینکه کسی به نام کریم امامی، به این نقاشی که در قهوهخانهها رواج داشت، عنوان «نقاشی قهوهخانهای» داد، افزود: کارهایی که این اساتید انجام میدادند، کاربردشان در قهوهخانهها بود، در تهران هم قهوهخانه بزرگی بود که در طول سال، در آن شاهنامهخوانی و در محرم، تغزیهخوانی اجرا میشد.
وی ادامه داد: اساتیدی بودند که در این قهوهخانهها هم نقاشی شاهنامه و هم شمایلنگاری مذهبی انجام میدادند. شمایلهایی که این اساتید کار میکردند، تخیّلی بود و از فکر آنها سرچشمه میگرفت. در این نوع نقاشی، شمایل ائمه(ع) با یکدیگر تفاوتی نداشت و تنها از
نظر آناتومی، بر اساس ظاهر همانند پیری و جوانی، تفاوتی جزئی احساس
میشد.
حمیدی با بیان اینکه در قهوهخانه و تکیهها از آثار اساتید استفاده میشد، تصریح کرد: افراد، بنا به سلیقه خود، به اساتید سفارش میدادند که چه نقاشی را برای مکانهایشان بکشند. واقعه عاشورا، شهادت حضرت علیاکبر(ع) و ...، نمونههایی از خواستههای مردم برای این نقاشیها بود.
با وضو بودن و خواندن آیهای خاص
وی در خصوص الهامات صورتگرفته قبل از طراحی آثار مربوط به ائمه(ع)، ابراز کرد: هر هنرمندی که بخواهد در زمینه مذهبی، به خصوص تصویر ائمه(ع) کار کند، حتماً قبل از آغاز کار، وضو میگیرد و یا آیهای خاص را قرائت میکند. همانند تابلوی مناظره امام رضا(ع) که مثل جرقهای در ذهنم شکل گرفت.
این نقاش قهوهخانهای بیان کرد: یکی از ویژگیهای برجسته استادانی که ما از آنها هنر نقاشی قهوهخانهای به خصوص شمایل مذهبی را آموختهایم، با وضو بودن و ذکر گفتن بود. یادم هست یکی از اساتید، همیشه دستمالی بر گردن داشت و هر موقع میخواست، شمایل امام حسین(ع) را به تصویر بکشد، گریه میکرد، ما هم شیوه آن اساتید را آموختهایم.
وی به ظرفیت این هنر اشاره کرد و ادامه داد: مشکل اینجاست نهادهایی که داعیه نقاشی ایرانی را دارند، از این هنر حمایت نمیکنند. نباید تنها به دادن لوح در یک برنامه بسنده شود زیرا این هنر نیاز دارد که گسترش یابد و هنرمندان این عرصه نیز شناسایی شوند.
حمیدی افزود: هنرمندان نقاشی یا شمایلنگاری، تنها به فکر مادیات نیستند چراکه با ارائه آثار جدید، منبع درآمدشان هم تأمین خواهد شد. باید قدر این اساتید را دانست، قبل از آنکه دیر شود.
مخالفت روحانیت و مراجع با شمایلنگاری ائمه(ع)
وی با بیان اینکه در نهاد سنتی دین، نمایش تصویر ائمه(ع) در کلیت و به طور عموم، امر مجازی نیست، گفت: از همین رو، روحانیت و مراجع با شمایلنگاری ائمه(ع) مخالفت کردهاند. البته بیش از آنکه این حکم، مختص چهارده معصوم(ع) باشد، در خصوص مهمترین شخصیتهای مقدس نیز مطرح میشود، به همین سبب شمایلنگاری حضرت ابوالفضل(ع) نیز مشمول این مخالفتهای روحانیان شده است.
این نقاش قهوهخانهای با اشاره به اینکه مسئله اصلی در شمایلنگاریها، آن است که تصاویر قدیسان، همیشه سالها و گاه قرنها بعد از دوران حیاتشان رواج پیدا میکند، گفت: به همین دلیل، این تصاویر مقدس، به شدت وابسته به شرایط اجتماعی، فرهنگی و زیباشناسی برخاسته از این شرایط هستند.
وی با بیان اینکه نمىتوان جبهه ايمان در مقابل کفر را تنها در شمايلنگارى مذهبى جستجو کرد زیرا در نقاشى قهوهخانهای نيز شاهد تجلى ايمان نقاشان مذهبى هستيم، اظهار کرد: تمامى چهرهها و تمثالهاى مقدس از سيماى ائمه اطهار(ع) و بهخصوص پيامبر(ص) و حضرت على(ع) که در دهههاى ۲۰ الى ۵۰ شمسی ميان مردم ايران به عنوان چهرههاى واقعى ائمه(ع) شناخته شدهاند، آثارى هستند که در آغاز شروع اين شيوه، نقاشى شدهاند.
حمیدی با اشاره به اینکه چهرهها به لحاظ کيفيت عموماً از ويژگىهاى شخصيتى و تصويرى که بر اساس شنيدههاى نقاشان از سيماى ائمه اطهار(ع) برداشت شده، نقاشى شدهاند، بیان کرد: چشمان درشت و نيمه باز، ابروهاى پرپشت، صورتهاى گرد و نسبتا چاق، ريش توپى با حالتى ثابت و ايستا و در عين حال باوقار، بيشترين تصاويری است که از سيماى حضرت على(ع) در حالتهاى گوناگون کار شده است.
وی ادامه داد: اينگونه شمايلنگارى که به صورت پراکنده و بدون اطمينان از مجاز بودن آن به وسيله نقاشان گمنام مذهبى انجام مىگرفت، نتوانست جريان هنرى محکمى را ايجاد کند. با این حال، با ورود صنعت چاپ به ايران و از آنجا که عامه مردم شيعه ايران، اعتقاد و ارادت خاصى نسبت به خاندان عصمت و طهارت(ع) داشتند، اين تابلوها چاپ و منتشر شد.
این نقاش قهوهخانهای در ادامه بیان کرد: این نقاشی در دوران پهلوى نيز همچنان توسط نقاشان مردمى ادامه پيدا کرد و در دسترس عموم مردم قرار گرفت که تقريبا به ديوار تمامى خانههاى مردم ايران نصب شده بود، حتى این آثار در کشورهاى عراق و پاکستان نيز به چشم میخورد.
شمایلنگاری متأخر نمونه واقعی هنر مردمی
وی تصریح کرد: مىتوان گفت يکى از نمونههاى واقعى هنر مردمى را بايد در شمايلنگارى متأخر جستجو کرد که ريشه آن به آغاز شمايلنگارى زند و قاجار برمىگردد.