به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، مصطفی مهرابی بهار، رئیس دانشگاه علوم پزشکی مشهد، حجتالاسلام سید محمود طباطبایی، مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، جمعی از مسئولان بسیج دانشجویی و دانشگاه علوم پزشکی مشهد و جمعی از مسئولان سپاه امام رضا(ع)، شب گذشته 12 بهمنماه، با خانواده شهید حسین حریری، یکی از شهدای مدافع حرم دیدار داشتند.
در ابتدا دیدار، پدر شهید حریری با سلام بر امام حسین(ع) و تبریک روزهای دهه فجر به رهبر معظم انقلاب و مردم شهیدپرور کشور، بیان کرد: جای امام و شهدا واقعا در این روزها خالی است.
وی در ادامه به معرفی فرزند شهیدش پرداخت و افزود: حسین حریری متولد سال 68، دانشجوی رشته حقوق در مقطع کارشناسی ارشد و مسئول بازرسی قطارشهری مشهد بود و از سال گذشته نیز توفیق حضور در جبهه مقاومت سوریه را پیدا کرد.
حریری با اشاره به مجروحشدن فرزندش در عملیات «تدمر»، اضافه کرد: پس از این مجروحیت بدون اطلاع ما برای مداوا به تهران اعزام میشود تا این که در تماس با یکی از دوستانش، شهید عارفی شناسایی میشود و مسئولان او را به کشور بازمیگردانند و از رفتن دوباره به سوریه محروم میشود بعد از چند ماه با مدارک شناسایی کشور دیگر به سوریه اعزام شده و مسئول تخریب قرارگاه فاطمیون میشود و در آستانه آزادسازی حلب با سهتن از دوستانش، شهید جهانی، یکی از خبرنگاران و ... به شهادت میرسد.
وی با بیان این مطلب که فرزند شهیدش بسیار خوشاخلاق بوده و سفارش پیامبر را درباره رفتار با خانواده و بستگان رعایت میکرد، ادامه داد: در اخلاق الگو بود؛ کسی را ندیدم که کوچکترین رنجشی از او داشته باشد به نماز اول وقت و تا حد امکان جماعت مقید بود و از بدحجابی و عدم رعایت محرم و نامحرمی آزرده میشد.
خدمت به زائران امام حسین(ع)
پدر شهید با بیان خاطرهای از سفر به همراه فرزند شهیدش به کربلا توضیح داد: سال گذشته به همراه ایشان کربلا مشرف شدیم تا رسیدن به محل اقامت اذیت شدم و با لحن ناراحت گفتم پس کجاست و کی میرسیم؟ ایشان با لحن خیلی مهربان گفت، «باباجان شما خودتان میگویید زیارت امام حسین(ع) سختی و رنج دارد، حالا هم شاید امام حسین(ع) دعوتتان کرده تا کمی از این سختیها بچشید؛ تحمل کنید الان میرسیم»، ایشان نه تنها به من بلکه به همه دوستان و بستگان در حال خدمت بود.
وی همچنین اضافه کرد: شهید زائران امام حسین(ع) را خیلی دوست داشت و از عتبه مقدس امام حسین(ع) نیز به او مدال خدمت داده بودند.
پدر شهید حریری با اشاره به خبر شهادت فرزندش در سفر کربلا، از خاطراتش گفت و بیان کرد: امسال به امام حسین(ع) گفتم راحتی و پذیرایی نمیخواهم کمی از سختیهای اهل بیت(ع) به ما بچشان تا آدم شویم، سالهای قبل سفرمان با سختی همراه بود اما امسال از همان ابتدا کارهای مقدماتی بسیار خوب انجام شده بود.
وی در همین راستا ادامه داد: همیشه که با دوستان به کربلا میرفتیم وضعیت جسمانیمان بیشتر از 24 ساعت جواب نمیداد اما اینبار تا مهران رفتیم، مرز مهران خیلی شلوغ بود و برای عبور از مرز باید تا فردا عصر منتظر میشدیم که به خانه یکی از دوستان رفتیم، نماز را آنجا خواندیم و به دعوتشان شام آنجا ماندیم.
پدر شهید خاطره سفرکربلایش را اینطور ادامه داد: دوستمان گفت امشب بمانید، دختر و دامادم در مرزبانی هستند. صبح روز بعد ما را از مسیرهای فرعی بردند نزدیک گیتها و برای رساندن ما به نجف سفارش کردند ما را به طور ویژه در قسمت جلویی کامیون انتقال زائران به نجف نشاندند و اجازه نمیدادند کم و کسری داشته باشیم به کربلا که رسیدیم شخصی ناشناس که به گفته خودش به شکرانه اقامت در مدرسه آیتالله سیستانی به دنبال زائران بود که آنها را اسکان دهد به دنبال ما آمد و ما را به آن مدرسه که امکانات خوبی داشت و مکان راحتی بود دعوت کرد و ما در آنجا مستقر شدیم.
وی همچنین گفت: از دوستانمان به ما پیشنهاد کردند برای اینکه بتوانیم مسیر راهپیمایی را طی کنیم، آمپول تقویتی بزنیم که گفتم درد و خستگی بهتر است و به این چیزها نیازی نیست، اما قبول کردم، آنها هم با دکتر هماهنگ کرده بودند؛ وقتی پیش دکتر رفتیم دکتر گفت قلبت ناراحت است، اینجا امکانات نداریم و باید فوری برگردید مشهد من گفتم قلبم تا به حال مشکل نداشته است، گفتند شاید مادرتان فوت کردهاند اما گفتم تا کربلا باید برویم بعد بازگردیم.
گفتم راضیام به رضای تو ...
پدر شهید حریری ادامه داد: سه روز بعد از آن، احساس کردم قلبم واقعا درد میکند تا ستون 600 حرم امام حسین(ع) را رفتیم که گفتیم سلام را بدهیم و برگردیم تا به مراسم ختم برسیم وقتی به مشهد برگشتیم،حاج آقای گنابادینژاد، متقیان، واعظی و ... به منزل ما آمدند و بعد از روضه حاج آقای واعظی، حاجآقای گنابادی گفتند شایعههایی پخش شده که حسین جان مجروح شده و اتفاقاتی افتاده است که آنجا متوجه شدم داستان چیست و فرزندم به شهادت رسیده است شکر خدا کردم و گفتم راضیام به رضای تو.
پدر شهید در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به انگیزه فرزندش برای شهادت، ابراز کرد: گفته بود که میروم تا انتقام سیلی سهساله را از نوادگان حرمله بگیرم.
وی با بیان این مطلب که بعد از شهادت پسرم دلم برای خودم میسوزد، اضافه کرد: وقتی بچه از پدر پیش بیفتد، دل پدر برای خودش میسوزد و به او بر میخورد.
پدر شهید بیان کرد: حسین میخواست همه شیعیان را با خود ببرد به ما میگفت شما حواستان باشد که رویمان بشود خواهش کنیم و چشمپوشی کنند.
مادر شهید نیز با بیان اینکه خاطرههای خوبی از فرزند شهیدش دارد، ابراز کرد: پسر کوچک خانواده بود و به پدر و مادر خیلی احترام میگذاشت، هر سال ماه رمضان نذر داشت که شبها برود حرم و بیشتر مواقع هم با هم حرم میرفتیم.
مادر شهید با اشاره به ویژگیهای اخلاقی فرزند شهیدش، اضافه کرد: یک روز که به میهمانی رفته بودیم دیدم که غذا میل نکرد و گفت شما بفرمایید که بعد متوجه شدم هر غذایی را نمیخورد و به اینکه غذا از مال چه کسی است بسیار مقید است.
وقتی از مادر شهید درباره وصیت شهید حریری سوال شد، بیان کرد: وصیتش این بود که رهرو راه امام و پیرو ولایت باشید، فیلمی را از خودش به من نشان داد که گفته بود میروم برای شهادت، میروم انتقام سیلی مادرم زهرا را بگیرم و سرم را روی دامن مادر زهرا بگذارم.
حجتالاسلام سید علی طباطبایی، مسئول نهاد نمایندگی رهبر معظم انقلاب در دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز بیان کرد: لازم دانستیم امشب خدمت شما و خانواده محترم برسیم، این کمترین کاری است که میتوانیم انجام دهیم و از شما تجلیل کنیم که در کنار آن برای ما نیز تذکر است چراکه این انقلاب هزینههای سنگینی داشته است.