به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، در چهارمین روز از چهاردهمین جشنواره فیلم فجر مشهد، 17 بهمن، فیلمهای «دریاچهماهی»، «آذر» و «دعوتنامه» روی پرده سینماها رفتند اما مخاطبانشان راضی از سالنها بیرون نیامدند.
دعوتنامه؛ فیلنامهای ضعیف و قربانیشده برای چند دقیقه پایانی«دعوتنامه» به کارگردانی مهرداد فرید، فیلمی بود که در سانسهای 15 و 21 در سالن شهید اصغرزاده، 17 در آفریقا و 19 در پردیس هویزه به اکران در آمد؛ فیلمی که نه مخاطب را به شادمانی وا میداشت و نه او را غمگین میساخت؛ حتی مشکلات مالی یک خانواده برای عمل جراحی فرزندشان، فوت دختر چهارساله و اهدای عضو یک کودک به دیگری هم به خاطر نوع تدوین و دکوپاژ فیلم نتوانسته بود مخاطب را درگیر یک احساس انساندوستانه، شفقت و یا همزادپنداری کند و گویا تمام فیلنامه بدون پرداخت خاصی جلو رفته بود تا به نقطه پایانی فیلم برسد.
در این فیلم، آنجا که یک روحانی واسطه کمک مالی به خانوادهای میشود که مرد خانواده دزد است و میخواهد فرزندش را عمل کند و از طرفی هم واسطه میشود تا پدر و مادر کودکی که مرگ مغزی شده، اعضایش را به فرزند خانواده اول بدهند و همه اینها در سفر این سه خانواده به مشهد صورت میگیرد.
مخاطبان این فیلم پس از خروج از سالن سینما نظرشان را با جملاتی مثل خوب نبود، متوسط بود و مزخرف بود ابراز کردند و به هرحال، «دعوتنامه» به عقیده برخی، فیلمی بود که برای ایام مناسبتی مانند روزهای سوگواری مناسب بود و نه جشنواره فجر.
«دریاچهماهی»؛ پایانبندی در نیم ساعت اول
«دریاچهماهی» به کارگردانی، مریم دوستی اثری بود در ژانر دفاع مقدس که به موضوع شهدای جاویدالاثر میپردازد، قصه از آنجا شروع میشود که یکی از رزمندگان از طریق شهود، واقعیتهایی میبیند که همرزمانش نمیبینند، او از طرف یکی از شهدا خبر لو رفتن عملیات را میدهد اما همرزمانش توجهی نکرده و او را به خاطر پیشگوییهایش درباره زمان اتمام جنگ، فوت امام خمینی(ره) و ...قرنطینه میکنند.
عملیات انجام میشود و همرزمانش طبق گفته او در دریاچه شهید میشوند؛ فیلم به زمان حال میرسد و پس از چندسال، این رزمنده خانواده یکی از همرزمان شهیدش را پیدا میکند، با این آشنایی تقریبا پایان فیلم مشخص است: «خبر پیدا شدن پیکر شهدای عملیات»، این رزمنده خانواده دوست شهیدش را زیر چتر راهنماییهای پدرانه خود میگیرد و پس از چندی، خواب همرزمانش را میبیند که به او خبر پیدا شدنشان را میدهند اما بازهم پیکرشان یافت نمیشود و این رزمنده در حالی که در میان دریاچه است، پیداکردن پیکر دوستانش را از خدا میخواهد.
در این فیلم، جدا از سوژه مقدسی که به آن پرداخته شده بود و فیلم هم به شهدای جاویدالاثر تقدیم شد، ارتباط ماجرای گرفتن به ناحق زمین از رزمنده توسط داماد دوست شهیدش، با پیدانکردن همرزمانش، معلوم نمیشود دو اتفاقی که همزمان برایش پیش میآیند و گویی بین این دو ارتباطی وجود دارد اما این ارتباط برای مخاطب مشخص نمیشود.
نکته دیگر در رابطه با پایانبندی این فیلم است؛ طبق خبری که از معراج شهدا به همسر یکی از شهدا میدهند، پیکر شهید پیدا شده و مطمئن شدهاند که پیکر مربوط به دوست رزمنده است اما وقتی همسر شهید به همراه یکی دیگر از رزمندگان به جنوب کشور میروند، تنها با صحنهای مواجه میشوند که آن رزمنده در میان دریاچه ایستاده و به خدا میگوید خدایا پس دوستانم کجایند؟ و فیلم هم در پایان به شهدای جاویدالاثر تقدیم میشود.
چطور ممکن است پیکرها پیدا شده اما یک رزمنده برای پیداکردن دوستانش سری به معراج شهدا نمیزند و به میان دریاچه رفته، میخواهد آنجا دوستان شهیدش را ببیند؟!
مریم دوستی در اولین تجربه کارگردانی خود سوژه دفاع مقدس را برای فیلم انتخاب کرد که جای بسی تقدیر دارد علاوه بر اینکه به گفته خودش کار سختی را نیز پشت سر گذاشته، به هرحال این وظیفه مسئولان مربوطه است که با حمایت از چنین آثاری به ارتقای آنها و در نتیجه ارتقای سطح سینمای ایران یاری رسانند.
پس از اکران فیلم به سراغ تماشاگران این فیلم رفتیم و نظرشان را درباره این اثر جویا شدیم، محمدرضا فردانی، کارشناس فرهنگی، حضور فیلمهای دفاع مقدس در باکس جشنواره فجر را ضروری دانست و اضافه کرد: فکر میکنم روایت قصه کند بود که خیلی نمیتواند مخاطب عام را جذب کند، به لحاظ تصویربرداری هم فیلم خوبی بود اما باید در فیلمنامه دقت بیشتری شود تا روایت خوبی ارائه شود.
کاظم احمدی یکی دیگر از تماشاکنندگان «دریاچه ماهی» با بیان اینکه این فیلم، فیلم اول کارگردان بود، اضافه کرد: این فیلم برعکس فیلمهای کوتاه زیاد جالب نبود؛ سه فیلمی که در جشنواره فجر امسال دیدم همه بد بودند، حالا امیدمان به فردا است.
وی که هرسال در جشنواره فیلم فجر شرکت میکند، درباره جدول اکرانی که برای مشهد تعیین شده بود، افزود: سال گذشته خیلی خوب بود، فکر میکردم فیلمهای بهتری به جشنواره فجر مشهد بیاید اما سیاستهایی در مشهد وجود دارد که این اجازه را نمیدهد.