به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، «هدی افسای»، در مصاحبه قبلی
مروی بر دفتر زندگی یک بانوی قرآنی؛ رویایی که تعبیر شد از هادی زندگیاش گفت، از قرآن؛ همان کتاب هدایت که همیشه پناه و همراهش است و دردهایش را برایش بازگو میکند.
در این گزارش، به دفتر تعلیم زندگی این معلمِ قرآن، که معلمِ نمونه دارالقرآن امام حسین(ع) مشهد است، میپردازیم و صفحاتی از آن را ورق میزنیم.

از راهرو عبور میکنیم و پلههای دارالقرآن امام حسین(ع) را یکییکی پشت سر میگذاریم، به کلاس که نزدیک میشویم، صدای روحبخش تلاوت قرآن به گوش میرسد و حکایت از این دارد که شاگردان تا هنگام ورود خانم معلم به کلاس، قرآنشان را مرور میکنند.

معلم، وارد کلاس میشود و با رویی گشاده و سلامی گرم و صمیمی، احوال تکتک شاگردانش را جویا میشود و بعد با مهربانی، کلاس را شروع میکند؛ گویا تصمیم دارد این جلسه را با پرسش آغاز کند و پسر قرآنآموز برای پاسخ به سؤالات معلم قرآنش آماده میشود. معلم خوب گوش میدهد و با دقتِنظر، او را در اصلاح خطاهایش یاری میکند و این قرآنآموز، با تشویق دیگر همکلاسیها، به نیمکتش برمیگردد.
چهره بشاشِ معلم و ظاهرِ آراسته او، بهعلاوه فضای متنوع و بانشاطِ کلاس، بر جاذبه این فضای قرآن افزوده و برای همین، گذر زمان را متوجه نمیشوی و دلت نمیخواهد از نفس کشیدن در آن فضای معطر به عطر قرآن، بیرون بیایی.
«از بچگی دلم میخواست معلم شوم»به سراغ خانم معلم میرویم تا از خودش بگوید، از اینکه چطور «هدی افسای»، حافظ کل و معلم قرآن شد. وی در گفتوگو با ایکنا، بیان میکند: بچه که بودم، دوست داشتم یا دندانپزشک شوم یا معلم. اما بزرگتر که شدم و در پیچ و خمهای زندگی قرار گرفتم، در خاطرم نمیگنجید که روزی این آرزوی بچگی محقق شود و من معلم شوم، آن هم معلمِ قرآن.
وی میافزاید: وقتی به کلاسهای روخوانی و روانخوانی و تجوید میرفتم، مدرس میگفت شما میتوانید به برکت قرآن به جاهای بالا برسید و اصلا مدرس شوید و جای من بنشینید؛ و این سخن در ذهن من بود که اگر خوب کار کنم، میتوانم جای ایشان هم باشم.
از تدریس برای صندلیهای خالی تا کلاسِ خانم معلماین حافظ قرآن کریم بیان میکند: من زودتر در کلاس حاضر میشدم و زمانی هم که کلاس خالی بود و هنوز کسی نیامده بود، صندلیها را مرتب میکردم و در جایگاه استاد مینشستم و برای صندلیهای خالی صحبت میکردم؛ به تدریس علاقه داشتم و دست در دست این علاقه، جاده تلاش را طی میکردم و در راه قرآن، به آنچه قلبم میخواست رسیدم. این در حالی بود که پیش از آن، آرایشگری و پیانو و فعالیتهای دیگرم هم انجام داده بودم و آنها راضیام نمیکرد، زندگی برایم رنگی نداشت و با خود میگفتم چه بیمعنا روزها میگذرند و به شب میرسند.
سیر در دریای قرآنافسای، با بیان اینکه قرآن دریاست، ابراز میکند: هر بار که قرآن را میخوانم، مطلب جدیدی میبینم و قرآن هر روز برایم تازگی دارد. سر کلاسها وقتی استاد حسین فرهمند و مهدی محمدزاده از قرآن برایمان میگفتند، اشتیاقم بیشتر میشد و هرچه بیشتر از قرآن میشنیدم، بیشتر مشتاق میشدم و خودم هم تحقیقات علمی در قرآن را دنبال میکردم و برایم جالب بود که قرآن از همه چیز سخن گفته است.
وی عنوان میکند: زمانی که قرآنآموز بودم، آموزههای اساتیدم را به نحو احسن فرا میگرفتم و خوب کار میکردم و هنگامی که اساتیدم نمیتوانستند به کلاس بیایند، از من میخواستند کلاس را اداره کنم و از آنجا کمکم برای تسلط در کلاسداری آماده میشدم و آغازِ کارِ تدریسِ من بود.
وی ادامه میدهد: زمانی که حافظ 18 جزء قرآن بودم، برای تدریس به شهرداری ناحیه سه معرفی شدم و این، نخستین تجربه تدریس رسمیام بود. وقتی هم که حافظ کل قرآن شدم، پیشنهادهای مختلفی برای تدریس داشتم و در جامعةالقرآن، مدرسه راهنمایی مشکوة، طرح حفاظ رضوی و نیز تدریس خصوصی، به تعلیم قرآن پرداختم و در نهایت به دارالقرآن امام حسین(ع) آمدم و تابستان امسال که بیاید، پنجمین سال حضور من در این دارالقرآن است.
حفظ قرآن؛ پیشنیاز داردوی درخصوص روش تدریس خود ابراز میکند: حفظ قرآن، مثل کوهنوردی است، همانطور که برای صعود به قله، صرف داشتن ِعلاقه کافی نیست و یک کوهنورد باید بداند مقصد کجاست، به چه ابزاری نیاز دارد و با لباس و تجهیزات مناسب برود، برای انجام حفظ قرآن هم باید اصولی پایهریزی شود.
این معلم قرآن کریم اعلام میکند: حفظِ قرآن دارای یک مسیر سخت است، در واقع حفظ قرآن آسان است اما محفوظ داشتن آن دشوار و باید هرچه پیش میروی، همانقدر هم مسلط شوی اما متأسفانه در برخی مراکز قرآنی، این آسیب به چشم میخورد که فرد قرآن را حفظ میکند اما بر محفوظات نامسلط است و این امر باعث از دستدادن انگیزه قرآنآموز برای ادامه روند میشود.
وی با بیان اینکه حفظ قرآن پیشنیازهایی دارد که باید طی شود، ادامه میدهد: دورههای روخوانی، روانخوانی و تجوید باید گذرانده شود وگرنه شخص دچار مشکل میشود، همچنین فرد باید بر لحن عربش مسلط شده و بعد وارد حفظ همراه با ترجمه شود.
این حافظ کل قرآن کریم بیان میکند: به قول استاد محمدزاده، حفظ به دو بال نیاز دارد که اگر یکی نباشد، پرواز میسّر نمیشود؛ و آن دو بال یکی فهمِ آیات و دیگری تصویرسازی است که باید قرآنآموز، تصویر صفحه را خوب در ذهن داشته باشد و رعایت نکردن این اصول در آینده اثر خود را نشان میدهد.
من و قرآنآموزانِ کلاس، مَحرم هم هستیموی با بیان اینکه برای همه گروههای سنی، اعم از دانش آموزان تا بانوان خانهدار تدریس دارد، در خصوص شیوه کلاسداری خود مطرح میکند: به طور کلی کلاسهای من متنوع بوده و هر جلسه با جلسه قبل متفاوت است.
افسای ادامه میدهد: گاهی میگویم امروز اصلا پرسش نداریم و میخواهیم راجع به مشکلاتمان صحبت کنیم؛ گاهی علاوه بر بررسی مشکلات حفظ و ... که با ارائه راهکار همراه است، راجع به مشکلات شخصی شاگردانم هم گفتوگو میکنیم. سعی کردم با بچهها، مَحرم هم باشیم و در فضای مجازی هم با هم ارتباط و رابطه دوستانه داریم؛ برخی اوقات نیز به صورت خصوصی راجع به مسائل و مشکلاتشان با هم صحبت میکنیم و آنها را به آرامش دعوت میکنم.
افراط در تشویق دانشآموزان مانع رشد است/ محبت در کنار جدیت در کلاساین معلمِ قرآن کریم در تبیین برخی لوازم و ضروریات کلاسداری، اظهار میکند: کلاسها برای اینکه به حد نصاب برسند، با حضور گروههای مختلف سنی تشکیل میشود و تنوع دارد لذا باید روشی به کار گرفته شود که مناسبِ حال همه باشد، از طرفی لازم است که فضای کلاسها با شادی و نشاط همراه باشد تا قرآنآموز، در مسیر حفظِ قرآن که با دشواریهایی همراه است، دچار زدگی نشود.
وی اضافه میکند: خداوند در قرآن کریم خطاب به پیامبر(ص) میفرماید: که ما تو را مبشّر و منذر فرستادیم؛ لذا نباید تنها تشویق باشد، بلکه باید نقاط ضعف را هم دید و به موقع جدیت لازم را هم داشته باشیم و تشویق تنها مانع رشد میشود.
نمونهشدنم را مدیون استادم هستموی ضمن ابراز علاقه از تدریس قرآن، با بیان اینکه به برکت قرآن، اعتماد به نفس و قدرت بیانم افزایش پیدا کرد، مطرح میکند: اینکه من به عنوان معلم نمونه سال تحصیلی جاری دارالقرآن امام حسین(ع) انتخاب شدم هم کار من نبود، بلکه حاصل زحمات اساتید و پدر و مادرم است؛ چراکه من هر روشی را که به کار میبرم، برگرفته از تجارب اساتیدم است و این عنوان شایسته آنهاست.
افسای در پاسخ به این سوال که چه شاخصهای باعث شده که کلاسش متفاوت و نمونه شود، عنوان میکند: راجع به این مسئله، باید از بچهها بپرسیم که چرا اینجا نمونه است، چون فضا را دیدهاند، اما چیزی که من از صحبتهای آنها فهمیدم این بود که در مراکز مختلف یا کار را خیلی راحت میگرفتند و همیشه تشویق بوده است که این خود مانع از پیشرفت میشود یا بسیار سخت میگرفتند که افراط در هر دو ضرر است و باید در هر زمینهای تعادل ایجاد شود.
فضای کلاس باید بانشاط باشداین معلم نمونه قرآنی با بیان اینکه دانشآموزان باید شاد سر کلاس حاضر شوند، ابراز میکند: در حالی که متاسفانه گاهی مشاهده میشود معلمان و مربیان قرآن، عبوس هستند و آن شادی و حسنخلقِ دیگر معلمان را ندارند، همانطور که این مسئله، نقطه ضعف و آسیب برخی از مذهبیهاست.
وی ادامه میدهد: باید در رفتار معلمی تجدیدنظر شود، چون بچهها، شادی و نشاط را دوست دارند و دنبال چیزی میگردند که آنها را به جلو سوق دهد، از همین رو من سعی میکنم کلاسم در عین جدیت، بانشاط باشد و به بچهها میگویم مثلا در فضای کلاس رنگهای شاد بپوشید.
سختی مسیر رسیدن به کلاس را به فرصت تبدیل میکنماین بانوی قرآنی درخصوص سختیهای حرکت در مسیر قرآن نیز عنوان میکند: حفظ قرآن، سختی در استمرار دارد و اگر کوتاهی صورت بگیرد و استمرار قطع شود، رسیدن بازگشت به مسیر دشوار میشود، در این راه نیازمند صبر هستیم و در این مسیر پر پیچوخم، نیاز به هادی داریم، کسی که به عنوان استاد به ما کمک کند و حتی بودن سر کلاس، باعث انگیزه بیشتر میشود.
افسای در خصوص سختیهایی که در این مسیر متوجه او شده است، بیان میکند: سختی برای من، رفت و آمد و دوری راه است، اما نمیتوان گفت این سختی آزاردهنده است، چون در مسیر رسیدن به کلاس هم مشغول گوش کردن به قرآن هستم.
اهلِ قرآن، مهجورندوی ادامه میدهد: البته یکی از موضوعات در این عرصه این است که به طور کلی، حقوقهایی که به مربیان قرآن میدهند، آنطور که باید نیست، مثلا یک زمانی من برای تدریس به یک منطقه خیلی دور میرفتم، اما حقالزحمه اندکی دریافت میکردم؛ البته این مبلغ کم اشکالی ندارد اما موضوع این است که باید برای قرآن و اهل آن ارزش قائل شوند، پیامبر(ص) میفرمایند: «قرآن مهجور است»، و واقعا اهل قرآن هم مهجورند و در جامعه کمتر میبینیم که به قرآن اهمیت قلبی داده شود.
افسای اظهار میکند: به طور کلی معلم، جایگاه بسیار والایی دارد و معلم قرآن که دیگر جای خود دارد و قابل توصیف نیست، حتی ماهیان دریا برای معلم و متعلم استغفار میکنند و کسی که حتی یک بسم الله الرحمن الرحیم را از معلمش بیاموزد، برای خود و عقبه و معلمش حسنه و ثواب مینویسند.
این حافظ قرآن کریم ابراز میکند: ای کاش آموزش قرآن را از مدارس شروع کنیم تا بچهها از ابتدا خوب آموزش ببینند و اینقدر در روخوانی و روانخوانی و ... مشکل نداشته باشند؛ یا حتی بزرگسالانی هم که تازه میخواهند روخوانی و روانخوانی را یاد بگیرند، این قدر برایشان دشوار نباشد، درد دیگرم این است که مگر کشور ما اسلامی نیست، پس چرا اینقدر در مدارس که باید پایهریزی این آموزشها صورت بگیرد، اینگونه ضعیف عمل میشود؟
وی با بیان اینکه دانشآموزان، حداقل باید تجویدشان کامل و خوب شود و حتی حفظ قرآن را هم باید از مدارس، با شیوه مناسب و دوستانه پایهریزی و آغاز کنیم، ادامه میدهد: باید قرآن را گسترش دهیم و نباید آن را محدود کنیم.
در راه قرآن باید عاشق بوداین حافظ قرآن کریم باز هم از دشواریهایی که در مسیر قرآن داشته، میگوید: کلاسهای من در فضاهای مختلف و مسیرهای دور برگزار میشد، مثلا برای رسیدن به مقصد سه اتوبوس عوض میکردم و الان هم اینطور است اما انسان زمانی که عاشق میشود، سختیهای مسیر هم برایش لذتبخش است و در راه حفظ قرآن باید عاشق بود.

وی با اشاره به اینکه در هر راهی سختیهایی وجود دارد که باید عاشق بود تا بتوان تحمل کرد و با عشق، سختی به آسانی تبدیل میشود، ادامه میدهد: سختی حفظ قرآن در استمرار و فعالیت ذهنی است که ذهن به مرور در این عرصه قدرتمند میشود.
ضرورت توسل به ائمه(ع)، در مسیر قرآنافسای اذعان میکند: هر گاه شارژ موبایل در حال اتمام باشد آن را به برق میزنیم تا نیرو بگیرد و روشن شود، لذا هرگاه در مسیر حفظ قرآن هم دچار کمنوری یا کمانگیزگی میشویم، نیاز به شارژ داریم و این منبع، همان توسل به اولیای خدا به خصوص امام حسین(ع) است و اینها، تعالیم اساتید بزرگوارم خصوصا استاد محمدزاده است.
وی با بیان اینکه قرآن آهنربای عظیمی است، اظهار میکند: همانطور که آهن هر چه خالصتر باشد جذب بیشتری به آهنربا دارد، قرآن هم قلبهایی را که خلوص بیشتری داشته باشند را به خود جذب میکند.
این بانوی قرآنی، از همراهانش در این مسیر میگوید: در این مسیر، از پدر و مادرم عزیزم، اساتید بزرگوار مهدی محمدزاده و استاد حسین فرهمند و خواهر بزرگترم «مهاد» که با تشویقهایش مرا در این راه ثابتقدم نگه داشت، دوستان خوبم از جمله معصومه امجدی حسینی بایت راهنمایی و همراهیشان تشکر و قدردانی میکنم چون نقش بسیار بزرگی در رسیدن من به اهداف قرآنیام داشتند.
توجه به روحیه قرآنآموزاندر ادامه به سراغ شاگردان و قرآن آموزان این معلم جوان قرآن می رویم. لیلا مرادیان، که به همراه دختر خود مهدیه زندهدل در کلاسهای حفظ قرآن «هدی افسای» شرکت میکند، میگوید: من پیش از این، در کلاس دیگری برای حفظ شرکت کرده و موفق به حفظ 9 جزء قرآن شده بودم، اما پس از مدتی فراموش کردم و لذا در این کلاسهای برای ادامه روند فراگیری حفظ شرکت کردم.

وی میافزاید: با کلاسهای خانم افسای، از پایه و اساس قوی شدم و الان جزء 5 هستم و با وجود اینکه وقفهای دو ماهه به وجود آمد، اما آیات را در حافظه بلندمدتم به یاد دارم. معلم قرآن ما به مشکلات قرآنآموزان اهمیت میدهد و گاهی کلاس را تعطیل کرده و فقط از قرآن و روحیه قرآنی میگوید تا در فراز و نشیبهای مسیر، دلسرد نشویم و روحیهمان تقویت شود.
مهدیه که با مادرش در این کلاس قرآن حضور یافته است، میگوید: تاکید خانم افسای بر کیفیت است و میگویند حتی اگر حفظ یک جزء قرآن، یک سال هم طول بکشد، بهتر است از حفظ با کمیت بالا ولی بدون کیفیت.
فاطمه زارع، قرآنآموز دیگری است که در پایان این گفتوگو با ما همراه شده و از این کلاسها ابراز رضایت میکند و ادامه میدهد: در این کلاس، همیشه محفوظات مرور میشود و تاکید استاد بر تثبیت حفظ شدهاست. من از تابستان 95 به کلاس حفظ قرآن میآیم و نزدیک به 7 جزء از قرآن را حفظ کردهام و معلم خوبمان تأثیر بسزایی در این مسئله داشته است.
... و هستند هدیهایی، که هادی زندگی خود را پیدا میکنند و اینچنین به زندگیشان که بیرنگ شده، جانِ تازه میدهند و بعد در ادامه خود، راهبر آنانی میشوند که به دنبال اتصال به این اقیانوس بیکراناند؛ فقط کافیست، خوب به ندای درونت گوشِ جان بسپاری تا رسول درونت را ببینی و از نهایتِ دل، از «او» کمک بخواهی ...