به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، محمود یزدانی، محقق و پژوهشگر قرآنی، یادداشتی را در اختیار ایکنا قرار داده و در آن به بررسی اینکه چرا بعضی از مردم تمایل کمی به تلاوت قرآن دارند، پرداخته است.
وی در یادداشت اول، مشغول بودن به امور روزمره، راضی بودن از وضعیت فعلی و نداشتن برنامه برای قرب الهی را علت غفلت از قرآن دانست.
متن یادداشت دوم وی به شرح زیر است:
قرآن رسانه فعالساز است، اما اغلب رسانههای دیگر منفعلساز هستند و ما از رسانههای منفعلساز بیشتر خوشمان میآید تا از رسانههای فعالساز.
داستانی که در ادامه میخوانید، واقعی و مربوط به خودم است.
امروز تصمیم گرفتم خودم را بپایم. یعنی خودم از خودم جاسوسی کنم. یک قرآن در اتاق بود. میخواستم ببینم امروز وقتم را چطور میگذرانم و چه چیزی باعث میشود که سراغ قرآن نروم؟
از صبح چند تماس تلفنی داشتم که آنها را انجام دادم. چند بار سراغ تلگرام رفتم و به کانالها و گروهها سر زدم. یک جستجوی اینترنتی داشتم که حدود یک ساعتی طول کشید. به برخی کارهای دیگر پرداختم تا اینکه حدود ظهر شد و من به سراغ قرآن نرفتم. اما چون امروز خودم جاسوسی خودم را میکردم و میخواستم بدانم چرا سراغ قرآن نمیروم، لذا طبیعی بود که به یاد قرآن بیفتم(برخلاف روزهای دیگر که اصلا به یاد قرآن نمیافتادم)، لذا به سمت قرآن رفتم و به طور اتفاقی یک صفحه از آن را باز کردم، سوره فاطر آمد؛ دو آیه اول را خواندم، آیه سوم را که خواندم رفتم تو فکر و چند دقیقهای فکرم مشغول بود. آیه این بود: «یا ایها الناس اذکرو نعمت الله علیکم، هل من خالق غیر الله یرزقکم من السماء و الارض، لا اله الا هو، فانی توفکون، ای مردم، نعمت خداوند را بر خودتان یاد کنید، آیا غیر از خداوند آفریدگار دیگری هست که شما را از آسمان و زمین روزی دهد؟ خدایی جز او نیست، پس چگونه است که منحرف(برگردانده) میشوید؟(یا چگونه است که فریب میخورید؟)».
من دیدم این آیه نمیگذارد جلوتر رفته و به آیه چهارم بروم. بایستی به یک خواسته(اذکروا نعمت الله) و دو سئوال (1- هل من خالق غیر الله یرزقکم 2- فانی توفکون) خداوند جواب بدهم و رفتم تو فکر.
اما فکر کردن سخت است و حوصله میخواهد، واقعا خداوند چه کارهای سختی از ما میخواهد که انجام دهیم.
من در طول روز ممکن است ساعتها تو اینترنت و شبکههای مجازی و پای تلویزیون و گفتوگو با این و آن و یا انجام کارهای مختلف باشم، اما اینقدر که همین دو خط آیه من را تو فکر میاندازد، اون کارهای دیگر من را به فکر فرو نمیبرد. ساعتها پای خندوانه و دورهمی و خیلی فیلمهای دیگر بودن، حتی مطالعه کتاب هم اینقدر که این دو خط قرآن، انسان را به فکر فرو میبرد، آنها این کار را نمیکنند. و همین به فکر فرو بردن قرآن که یکی از محسنات قرآن است، یکی از دلایل دوری از آن نیز هست، چرا که تقریبا همه رسانههای دیگر صرفا من را بمباران اطلاعاتی میکنند و فقط از من میخواهند که تماشاگر باشم، و مجموعا همگیشان من را منفعل بار میآورند، اما قرآن یک تفاوت بارز دارد و آن این است که میخواهد با پرسشهایش، داستانهایش، هشدارهایش و اخبارش، من را فعال کند، عقلم را فعال کند و من را به فکر فرو ببرد.
اما من حوصله فکر کردن را ندارم، بنابراین من یک راز دیگر از خودم را که چرا اینقدر کم قرآن میخوانم شناسایی کردم و آن این است که قرآن میخواهد من را از این تنبلی فکری و از این انفعال نجات دهد، اما من دوست دارم منفعل باشم، دوست دارم ببینم، بشنوم، بخونم، بخوابم، اما فکر نکنم، چرا که خیلی سخت است. من از رسانههای منفعل ساز که به جای من فکر کنند و تحلیل کنند و به صورت صوتی و تصویری، من را تحت تاثیر خود قرار دهند بیشتر خوشم میآید تا قرآنی که از من میخواهد که خودم بنشینم و فکر کنم.
من دیدم حوصله سئوالات چالشی قرآن را ندارم، لذا قرآن را بستم و رفتم سراغ تلگرام.
محمود یزدانی
دو مطلبی که با عنوان چرا اینقدر کم قرآن میخوانیم توسط ایشان نوشته شده بسیار مفید و در شناسایی این علل مؤثر است. آدم را به فکر می برد که به دنبال رازهای خود در نرفتن به سمت قرآن برود
طاعاتتان قبول