به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)از خراسان رضوی، مشهدالرضا(ع) میزبان شهیدی است که همچون مولای خود حسین(ع) سرش را در راه حفظ ناموس، خاک، وطن و اسلام داد.
مراسم وداع با پیکر شهید محسن حججی، یکی از مدافعان حرم اهل بیت(ع)، طبق برنامه از قبل اعلام شده، رأس ساعت ۱۶ در صحن جامع رضوی برگزار شد. مراسمی که در ایام محرم شور و نشاط حسینی خاصی داشت. با نوای مداحی، مراسم سینهزنی آغاز شد و صحن جامعه رضوی که مملو از جمعیت بود. غرق در اشک و ماتم شد.
دلهای منتظر پیکر شهید با ذکر سرودهای از یک شاعر آیینی که میگفت: «با معجزه دعای مادر برگشت، از کرببلای حب حیدر برگشت، در راه دفاع از حرم زینب(س) رفت، با سر به نبرد کفر بیسر برگشت»، تسکین پیدا کرده بود.
در ادامه مراسم، جمعیت یکصدا و رو به ضریح امام هشتم(ع)، ذکر صلوات خاصه امام رضا(ع) را قرائت کردند. آسمان ابری شده بود و رنگین کمان در امتداد آسمان حرم رضوی در هنگام قرائت صلوات خودنمایی میکرد، گویی آسمان آذینبندی شده بود برای مراسم وداع با پیکر شهید. و خداوند با باران رحمت خود، زمین را برای ورود شهید حججی به مشهدالرضا(ع) آب و جارو کرد. پیوند حماسه محسن با مولایش حسین(ع) در عاشورا را تنها میتوان در واژه ایثار خلاصه کرد.
فریادهای یاحسین(ع) جمعیت مانند پلی برای اتصال به کربلا بود. فضای عجیبی بود. وصفش کمی دشوار است. غمی پر از شادی و غرور. احساسهایی که معمولا با هم جمع نمیشوند اما در این مراسم همه آنها در کنار یکدیگر احساس میشد. غم حاکم در فضا از فقدان بزرگمردی بود که بزرگیش نه به سالهای عمرش بلکه به بزرگی روحش بود و به بزرگی حماسه و افتخاری که آفرید.

در ادامه مراسم، فرازهایی از وصیت شهید حججی به فرزندش علی قرائت شد که گفت: «پسرم سعی کن جوری زندگی کنی که خدا عاشقت باشد، اگر خدا عاشقت باشد خوب تو رو خریدار است. پسرم اسمت را علی گذاشتم که مولا و پیشوا و الگویت علی(ع) باشد. علی جان پسرم مواظب خودت باش، مواظب مادرت باش. بعضی مواقع دل کندن از چیزهای خوب باعث میشود چیزهای بهتری نصیبت شود. من از تو و مادرت دل کندم تا بتوانم نوکری حضرت زینب(س) را بدست بیاورم. آرزو دارم دو بار شهید شوم، یک بار قبل از ظهور امام زمان(عج) و بار دیگر بعد از ظهور امام زمان(عج). آرزو دارم خدا در این سفر به من نگاه کند».
بزرگان میگویند، به گونهای زندگی کنید که خدا عاشقتان باشد. شهید حججی در وصیت خود به پسرش همین نکته را یادآور شد. خدا هم جوری عاشق این شهید شد که سرنوشت ظهر و شب عاشورا را برایش رقم زد. مانند مولایش حسین(ع) سرش را بریدند و مانند ابولفضل علمدار(ع) دستانش را از بدنش جدا کردند.
هنگام ورود پیکر شهید حججی به صحن و حرکت آن به جایگاه، جمعیت حاضر تمام قد به نشانه قدردانی از ایثار این شهید بزرگوار ایستادند و با همخوانی یکصدای شعری که مداح میخواند از پیکر شهید استقبال کردند.
ای گل نو رسیده، ای از قفس پریده
خوش اومدی به مشهد، شهید سربریده
تو زائر عزیز، آقام امام رضایی
تو مثل ارباب خود، شهید سرجدایی
ببین که این دلاور چقدر محترم شد
مدافع حرم بود کبوتر حرم شد

در این مراسم حضور جوانان از اقشار مختلف مردم بیشتر از هر چیزی قابل توجه و تأمل بود. جوانانی که قدردان ایثار و فداکاری این شهید بزرگوار بودند و آمده بودند تا نشان دهند به ارزشهای والای امام حسین(ع) در واقعه عاشورا پایبند هستند و هنوز هم شهیدان عاشورایی همچون شهیدحججی را الگو و سرمشق خود قرار میدهند. شهید حججی شهید عاشورایی بود که در سوریه تکرار شد، جایی که یادآور اسارت و سربلندی خانواده امام حسین(ع) بود.
آری میتوان گفت، نام محسن تنها یک نام ساده نیست، بلکه مفهومی است که شهادت را برای حامل آن تقدیم میکند و چه هدیهای زیباتر از شهادت میتواند نصیب یک انسان مسلمان شود. محسن یادآور کودکی است که پیش از چشم گشودن در جهان، شهد شهادت را نوشید و باز هم محسن دیگری، این بار در عاشورای سوریه تکرار شد، او شهادت را از حضرت زهرا(س) خواسته بود و با شهادتش به محسن او پیوست.