محمود فرشیدی، دبیرکل کانون مدارس اسلامی، در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، با بیان اینکه در ساختار اداری آموزش و پرورش واحدهای مختلف به صورت جزیرهای عمل میکنند و هماهنگی و ارتباط مورد انتظار کمتر وجود دارد، گفت: بدین ترتیب کمتر شاهد شکل گیری اقدام مشترک و گرد هم آمدن معاونان در کنار یکدیگر هستیم.
وی این مشکل را به موضوع پژوهش نیز تعمیم داد و گفت: همان گونه که بین دانشگاهها و پژوهشگاههای مرتبط ارتباط ارگانیکی وجود ندارد، در آموزش و پرورش نیز به همین نحو است و برنامه ریزیها که شامل بخشهای اعتقادی، دینی، فرهنگی و مقابله با آسیبهای اجتماعی نیز میشود براساس خروجیهای پژوهش نیست.
فرشیدی با بیان اینکه از معاونت فرهنگی و پرورشی آموزش و پرورش انتظار میرود که در این زمینه ورود جدیتری پیدا کند، گفت: در ابتدای شکلگیری معاونت پرورشی این معاونت وضعیت بالندهتری داشت و مسائل و نیازهای روز جامعه را تحلیل و در قالب برنامه در اختیار معاونان پروروشی مدارس میداد.
وی با بیان اینکه سایر بخشها نیز در این زمینه وظیفه دارند که فعالیتهای خود را بر مدار خروجی پژوهشها تنظیم کنند، گفت: به طور مثال اگر ما در مدارس درسی به نام قرآن را آموزش میدهیم باید معاونت آموزشی درصدد باشد تا راههای تدریس و نحوه جذب بیشتر دانشآموزان را از نتیجه پژوهشهای صورت گرفته در این زمینه احصا کند.
فرشیدی به فعالیت برخی مؤسسات قرآنی آزاد اشاره کرد که از روشهای به روز و مدرن و جذاب استفاده میکنند و گفت: ارتباطی بین این مؤسسات و آموزش و پرورش وجود ندارد و از همان روشهای کلاسیک در مدارس استفاده میشود. در این راستا سند تحول بنیادین آموزش و پرورش میتواند رویکرد بالنده و فعالی را در آموزش و پرورش ایجاد و از این ظرفیت بهره بیشتری برده شود. روشهای جذابی که از سوی سایر نهادها برای آموزش قرآن و معارف دین ایجاد شده است میتواند از سوی آموزش و پرورش نیز بکار گرفته شود ولی لازمه این امر همافزایی و همکاری بیشتر بین نهادها است.
دبیرکل کانون مدارس اسلامی ادامه داد: میتوان با انعقاد قراردارد بین این مراکز قرآنی فعال با آموزش و پرورش آنان را با بدنه دانشآموزی ارتباط داد، اما در این زمینه بهره برداری لازم صورت نمیگیرد.
وی با بیان اینکه در حال حاضر خروجی پژوهشها تأثیری بر فعالیتها و برنامهریزیها ندارد، تصریح کرد: پژوهشکدهها نیز معمولا روزآمد و بومی نیستند، به نحوی که نه مسائل روز را رصد میکنند و نه ساختار بومی و نگاهی به درون دارند، بلکه همانند دانشگاهها رویکردی وارداتی که بیشتر غربی محور است را دنبال میکنند. به طور مثال پژوهشکده دینی فعالی در قم وجود داشت که تعطیل شد این امر نشان دهنده آن است که کارهای خوب و دین محور موجود نیز به خط تولید تبدیل نمیشود.
وی بر ضرورت تمرکززدایی مدارس تأکید کرد و گفت: مدارس نیز باید دست بازتری در استفاده از ظرفیت پژوهشهای دینی و قرآنی داشته باشند و شورایی در این زمینه برای تقویت مدرسه وجود داشته باشد. از نگاه قانونی جایگاهی برای تقویت مدارس در این زمینه وجود ندارد.
فرشیدی معتقد است همان گونه که مدارس اسلامی به عنوان نهادهایی بالنده توانستند فعالیتهای خوبی داشته باشند میتوان این روش را به سایر مدارس نیز تعمیم داد چرا که این مدارس از جایگاه برخوردار هستند و از آنجایی که تقویت مبانی دینی در این مدارس یک ضرورت و دغدغه است از روشهای کارآمدتری بهره گرفته میشود.