
به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، با وجود سرایش اشعار بسیار و زیبایی با موضوع امام رضا(ع) اما بیشتر آنها نه درباره خود ایشان بلکه در وصف گنبد و بارگاه، کبوتران حرم، حالوهوای زیارت و ... حرف میزنند و درباره خود حضرت و شخصیت ایشان کمتر شعری به توصیف پرداخته است؛ در همین راستا، با غلامعباس سعیدی، استاد زبان و ادبیات پارسی و عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی به گفتوگو پرداختیم و وی یادداشتی را در اختیار ایکنا قرار داده است که در ادامه میخوانید:
سالهاست که به برکت انقلاب اسلامی، جلسه های شعرخوانی در حضور رهبر معظم انقلاب، حمایت نهادها و رسانههای فرهنگی، تلاش مداحان و... شعر آیینی از نظر کمیّت اوج گرفته است. شاعران زیادی که بیشترشان جوان و جویای نامند، به شعر آیینی روی آوردهاند. بررسی اجمالی اشعار آیینی نشان می دهد که اگرچه شعر آیینی از نظر کمیّت اوج گرفته، از جهت کیفیّت تقریباً هیچ رشدی نکرده و نتوانسته هیچ افق تازهای را در نوردد.
پرداختن به نمادهای مذهبی؛ عیب بزرگ اشعار آیینی
طبیعی و بدیهی است که بیشتر اشعار آیینی عاشورایی هستند. اشعار آیینیِ رضوی یعنی اشعاری که در منقبت یا رثای امام هشتم علی ابن موسی الرض(ع) سروده شده نیز جایگاه ویژه خود را دارند .عیب بزرگ اشعار آیینی این است که شاعران به جای اشاره به آموزههای دینی و شخصیّت مذهبی بزرگان دین، بیشتر به نمادهای مذهبی مرتبط با یکی از بزرگان دین اشاره می کنند؛ مثلاً در اشعار رضوی به جای بهرهمندی از آموزههای دینیِ رضوی به نمادهای ملموسی چون گنبد، بارگاه، گلدسته، صحن، کبوتر، آهو و... اشاره میشود.
گاهی هم شاعر به احساس درونی خود نسبت به آن امام همام و حالات و وقایعی که در مسیر رسیدن به بارگاه نورانی ایشان یا هنگام زیارت تجربه کرده، می پردازد.
این امور سبب شده که اشعار آیینی از جهت محتوا، مضامین و تصاویرِ شعری یکسان به نظر برسند. کمتر شاعر آیینی است که دارای یک سبک فردی شده باشد به گونهای که پس از خواندن یک بیت یا یک شعرِ کامل از او بتوان نامش را حدس زد. چرا چنین است؟
ناآشنایی شاعران آیینی به ویژه جوانان با شخصیت امام رضا(ع) و تاریخ ایشان
چند پاسخ احتمالی به این پرسش وجود دارد. نخست این که بیشتر شاعران آیینی بهویژه جوانان آشنایی زیادی با شخصیت مذهبی امام رضا(ع) ندارند و با تاریخ سیاسی اجتماعی زمان ایشان و اوج و فرود زندگی مذهبی و سیاسی این بزرگوار آشنا نیستند؛ یا اگر در این زمینهها مطالعاتی داشتهاند، این مطالعات آنقدر پیگیر، فراگیر، ژرف و عمیق نبوده تا در خودآگاه و ناخودآگاه شاعر نهادینه شده، در هنگام سرایش شعر، بی اختیار بر بنان و زبان او ساری و جاری شوند.
دوم اینکه به شعر درآوردن امور انتزاعی و ذهنی از امور ملموس و عینی به مراتب سختتر است و از هر شاعری به ویژه جوان و تازه کار بر نمیآید. شعر گفتن درباره گنبد، بارگاه، صحن، کبوتر و آهو به مراتب آسانتر است تا شعر سرودن در باره آموزههای دینی و شخصیت مذهبیِ ممتازِ کسی چون امام رضا(ع).
دلیل سوم به ویژه درباره شعر رضوی در مقایسه با شعر عاشورایی این است که در شعر عاشورایی میتوان از زوایای مختلفی درباره شخصیتهای دینی متعددی شعر گفت. اوج و فرود حوادث متعدد و بسیار زیاد نیز دست شاعر را برای سرودن بازتر می گذارد. از تمام اینها گذشته، به برکت عزاداریهای هر ساله، اطلاعات مردم به ویژه شاعران از واقعه عاشورا بسیار زیاد است. این اطلاعات در هنگام سرایش شعر به شاعر کمک میکند که شعر پختهتر و مناسبتری بگوید.
انتهای پیام